روز جهانی ناشنوایان از ابتدا تا کنون
چکیده
روز جهانی ناشنوایان، که هر ساله در آخرین یکشنبه سپتامبر برگزار میشود، صرفاً یک مناسبت تقویمی نیست؛ بلکه عرصهٔ تقابل دو پارادایم متفاوت در فهم ناشنوایی است: پارادایم پزشکی که ناشنوایی را نقصی زیستی میداند که باید درمان یا جبران شود، و پارادایم فرهنگی-اجتماعی که ناشنوایی را یک هویت زبانی و فرهنگی مستقل میشناسد. این مقاله با رویکردی میانرشتهای، با تکیه بر مطالعات ناشنوایی، زبانشناسی اشاره، حقوق بینالملل و جامعهشناسی معلولیت، به تحلیل ابعاد مختلف این مناسبت میپردازد. مباحث اصلی شامل تاریخچهٔ نهادینهشدن این روز، مفهوم «آدیسم» و «ناشنواییشناسی»، مناقشهٔ کاشت حلزون، تاریخ Oralism و کنگرۀ میلان، جایگاه زبان اشاره در قوانین بینالمللی و ایران، چالشهای آموزشی و اشتغال، ابعاد تقاطعی، هنر و ادبیات ناشنوایان، و راهبردهای عملی برای تحقق عدالت ارتباطی است. مقاله با استناد به دادههای بومی ایران و روایتهای زیستهٔ ناشنوایان، تصویری جامع از وضعیت این جامعه ارائه میدهد.
واژگان کلیدی
روز جهانی ناشنوایان، مطالعات ناشنوایی، زبان اشاره، آدیسم، ناشنواییشناسی، کاشت حلزون، کنگرۀ میلان، کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت، عدالت ارتباطی
۱. مقدمه: چرا ناشنوایی یک «مسئله» نیست؟
ناشنوایی، برخلاف تصور رایج، صرفاً یک وضعیت شنوایی نیست؛ بلکه یک موقعیت زبانی، فرهنگی و معرفتی است. فرد ناشنوایی که از بدو تولد در یک جامعهٔ زبانی اشارهای رشد میکند، نهتنها از شنیدن محروم نیست، بلکه واجد یک نظام ارتباطی کامل و متمایز است که ساختار شناختی، الگوهای تعامل اجتماعی و جهانبینی او را شکل میدهد. از این منظر، پرسش بنیادین این نیست که «چگونه ناشنوا را درمان کنیم؟»، بلکه این است که «چگونه جامعه را برای پذیرش تنوع زبانی و ارتباطی بازسازی کنیم؟»
روز جهانی ناشنوایان، که نخستین بار در سال ۱۹۵۸ به ابتکار فدراسیون جهانی ناشنوایان گرامی داشته شد، در واقع محصول مبارزهٔ تاریخی جوامع ناشنوا برای به رسمیت شناختن همین هویت مستقل بوده است. این مقاله میکوشد با نگاهی تخصصی، ابعاد گوناگون این مناسبت را در پرتو ادبیات آکادمیک مطالعات ناشنوایی واکاوی کند و تصویری دقیق از وضعیت ناشنوایان در ایران ارائه دهد.
۲. چارچوب نظری: از مدل پزشکی تا مدل فرهنگی ناشنوایی
۲-۱. مدل پزشکی
در این پارادایم که تا دهههای میانی قرن بیستم بر گفتمان علمی و نهادی غلبه داشت، ناشنوایی یک آسیبشناسی حسی تلقی میشد که با ابزارهایی مانند سمعک، کاشت حلزون و آموزش گفتاردرمانی باید «اصلاح» یا «جبران» شود (Lane, 1992).
۲-۲. مدل اجتماعی معلولیت
این مدل استدلال میکند که «ناتوانی» نه محصول نقص فردی، بلکه محصول موانع محیطی، نگرشی و نهادی است (Oliver, 1996). در مورد ناشنوایی، این موانع شامل فقدان مترجم زبان اشاره، عدم زیرنویس در رسانهها، و نگرشهای آدیستی است.
۲-۳. مدل فرهنگی ناشنوایی
این مدل که در چارچوب مطالعات ناشنوایی شکل گرفته، ناشنوایی را نه یک نقص، بلکه یک اقلیت زبانی-فرهنگی میداند. پدی لد (Ladd, 2003) مفهوم «ناشنواییشناسی» (Deafhood) را مطرح میکند که بر «تجربهٔ زیستهٔ ناشنوا بودن» و فرایند کشف هویت جمعی تأکید دارد.

۳. آدیسم: مفهومی بنیادین در مطالعات ناشنوایی
آدیسم (Audism) اصطلاحی است که نخستین بار توسط تام هامفریز (Humphries, 1975) ابداع شد و به مجموعهای از باورها، نگرشها و ساختارهایی اشاره دارد که بر اساس آنها، توانایی شنیدن برتر از ناشنوایی فرض میشود. آدیسم در سه سطح عمل میکند:
- سطح فردی: نگاه ترحمآمیز، تحسین «قهرمانان ناشنوا»، یا تلاش برای «درمان» ناشنوایی.
- سطح نهادی: عدم تأمین مترجم زبان اشاره در بیمارستانها، مدارس و ادارات.
- سطح ساختاری: سیاستهایی که زبان اشاره را در نظام آموزشی نادیده میگیرند.
۴. تاریخ Oralism و کنگرۀ میلان (۱۸۸۰): زخمی که هنوز التیام نیافته
برای درک چالشهای امروزی ناشنوایان، باید به یک رویداد تاریخی کلیدی بازگشت: کنگرۀ میلان در سال ۱۸۸۰. در این کنگره که با حضور مربیان و متخصصان شنوایی برگزار شد، تصمیم گرفته شد که آموزش شفاهی (Oralism) بر آموزش با زبان اشاره غلبه یابد. در پی این تصمیم، زبان اشاره برای دههها در مدارس ناشنوایان در اروپا و آمریکا ممنوع شد و نسلهایی از کودکان ناشنوا از حق یادگیری به زبان مادری خود محروم شدند.
پیامدهای این تصمیم فاجعهبار بود: افت شدید سطح سواد در میان ناشنوایان، انزوای زبانی، و از دست رفتن پیوندهای فرهنگی. امروزه مورخان مطالعات ناشنوایی، کنگرۀ میلان را «نقطهٔ تاریک» تاریخ آموزش ناشنوایان میدانند (Lane, 1992). تأثیر این رویداد تا امروز در نظامهای آموزشی بسیاری از کشورها، از جمله ایران، مشهود است.
۵. مناقشۀ کاشت حلزون: درمان یا نسلکشی فرهنگی؟
یکی از بحثهای محوری و جدی در مطالعات ناشنوایی، کاشت حلزون (Cochlear Implant) است. این فناوری که از دههٔ ۱۹۸۰ رواج یافت، با تحریک الکتریکی عصب شنوایی، امکان درک برخی صداها را برای افراد ناشنوا فراهم میکند.
موضع مدل پزشکی: کاشت حلزون یک پیشرفت درمانی است که به کودک ناشنوا امکان میدهد در جامعهٔ شنوا ادغام شود و از مزایای شنیدن بهرهمند گردد.
موضع مدل فرهنگی: بسیاری از فعالان ناشنوا، کاشت حلزون در کودکان پیش از سن انتخاب را نوعی «نسلکشی فرهنگی» میدانند. آنها استدلال میکنند که این عمل، کودک را از حق یادگیری زبان اشاره و عضویت در جامعهٔ ناشنوایان محروم میکند و او را در وضعیت «میان دو جهان» قرار میدهد. برخی پژوهشها نشان میدهند که بسیاری از کودکان کاشتشده، در بزرگسالی با بحران هویت روبهرو میشوند (Ladd, 2003).
این مناقشه، دقیقاً همان تقابل پارادایم پزشکی و فرهنگی است و در ایران نیز بهطور جدی مطرح است. آمار رسمی نشان میدهد که سالانه هزاران کودک ایرانی تحت عمل کاشت حلزون قرار میگیرند، اما بسیاری از آنها پس از عمل، نه به جامعهٔ شنوایان کاملاً میپیوندند و نه به جامعهٔ ناشنوایان.

۶. زبان اشاره: از حاشیه تا به رسمیت شناختن حقوقی
۶-۱. ماهیت زبانی اشاره
زبانشناسی مدرن، با پژوهشهای ویلیام استوکو (Stokoe, 1960)، به این نتیجه رسید که زبانهای اشاره، زبانهای طبیعی کامل با دستور زبان مستقل هستند.
۶-۲. تنوع زبانی
بیش از ۳۰۰ زبان اشاره در سراسر جهان وجود دارد. زبان اشارهٔ ایرانی (ISL) نیز یکی از این زبانهاست که در جامعۀ ناشنوایان ایران رواج دارد.
۶-۳. جایگاه حقوقی در اسناد بینالمللی
- کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت (CRPD, 2006): مادۀ ۲۱ دولتها را ملزم میکند که «در روابط رسمی، استفاده از زبان اشاره را بپذیرند و تسهیل کنند.»
- روز جهانی زبان اشاره (۲۳ سپتامبر): در سال ۲۰۱۷، مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامۀ A/RES/72/161 را تصویب کرد.
۶-۴. جایگاه در ایران
در ایران، اگرچه زبان اشارهٔ ایرانی در جامعۀ ناشنوایان رواج دارد، اما جایگاه رسمی آن در قوانین بهصراحت تعریف نشده است. قانون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت (۱۳۹۶) در ماده ۴ به «مناسبسازی ارتباطی» اشاره دارد، اما تعریف دقیقی از زبان اشاره و الزامات تأمین مترجم ارائه نمیدهد.
بر اساس آمار سازمان بهزیستی کشور، بیش از ۲۰۰ هزار نفر با معلولیت شنوایی در ایران شناسایی شدهاند، اما این رقم قطعاً کمتر از واقعیت است، زیرا بسیاری از ناشنوایان به دلیل ترس از انگ اجتماعی، ثبتنام نمیکنند. انجمن ناشنوایان ایران و دهها تشکل محلی در سراسر کشور، سالهاست برای به رسمیت شناختن زبان اشاره و تأمین مترجم در خدمات عمومی تلاش میکنند.
۷. چالشهای ساختاری: آموزش، اشتغال و سلامت
۷-۱. آموزش
پژوهشها نشان میدهند که کودکان ناشنوا در نظامهای آموزشی مبتنی بر زبان اشاره، نتایج تحصیلی بهتری کسب میکنند (Marschark & Spencer, 2010). با این حال، در ایران، آموزش ناشنوایان همچنان تحت سلطۀ رویکرد شفاهی است و معلمان غالباً آموزش تخصصی زبان اشاره نمیبینند.
چالش ویژه: بسیاری از مدارس استثنایی ایران، فاقد معلمان مسلط به زبان اشاره هستند و برخی از آنها از روشهای قدیمی Oralism پیروی میکنند.
۷-۲. اشتغال
نرخ بیکاری در میان ناشنوایان ایران بهطور معناداری بالاتر از جمعیت عمومی است. بر اساس گزارشهای غیررسمی، بیش از ۶۰ درصد ناشنوایان تحصیلکرده ایرانی یا بیکارند یا در مشاغل غیرمرتبط با تخصص خود کار میکنند. عوامل مؤثر عبارتاند از: عدم مناسبسازی محیط کار، نگرشهای آدیستی کارفرمایان، و فقدان خدمات مشاورهٔ شغلی تخصصی.
مدلهای موفق: رویکرد اشتغال سفارشی که بر طراحی شغل بر اساس نقاط قوت فرد تأکید دارد، میتواند در این زمینه راهگشا باشد.
۷-۳. سلامت
مطالعات بینالمللی نشان میدهند که ناشنوایان با موانع جدی در دسترسی به خدمات بهداشتی روبهرو هستند (Barnett et al., 2011). در ایران، نبود مترجم زبان اشاره در بیمارستانها، فقدان اطلاعات سلامت به زبان اشاره، و ناآگاهی کارکنان بهداشتی، به تشخیصهای نادرست و کاهش اعتماد به نظام سلامت میانجامد.

۸. ابعاد تقاطعی: ناشنوایی در تلاقی با جنسیت، طبقه و قومیت
جامعهٔ ناشنوایان یک گروه یکدست نیست. نگاه تقاطعی (Intersectionality) نشان میدهد که تجربهٔ ناشنوا بودن در تلاقی با سایر موقعیتهای اجتماعی شکل میگیرد:
- زنان ناشنوا: با تبعیض مضاعف روبهرو هستند؛ هم بهدلیل جنسیت و هم بهدلیل ناشنوایی. آمارها نشان میدهند که زنان ناشنوا در ایران بیش از مردان ناشنوا با بیکاری و انزوای اجتماعی مواجهاند.
- ناشنوایان طبقهٔ کمدرآمد: دسترسی محدودتری به فناوریهای کمکی، آموزش خصوصی و خدمات توانبخشی دارند.
- ناشنوایان اقلیتهای قومی: در مناطقی مانند کردستان، بلوچستان و آذربایجان، ناشنوایان با موانع زبانی مضاعف روبهرو هستند.
- ناشنوایان دارای معلولیتهای اضافی: ناشنوایان نابینا (Deafblind) با چالشهای ارتباطی بسیار پیچیدهتری مواجهاند.
- دیرشنوایان: کسانی که پس از یادگیری زبان گفتاری، شنوایی خود را از دست دادهاند، تجربهٔ متفاوتی دارند و اغلب با بحران هویت روبهرو میشوند.
۹. صدای ناشنوایان: روایتهای زیسته
برای درک واقعی وضعیت ناشنوایان، باید به صدای خود آنها گوش داد. در ادامه، چند روایت از ناشنوایان ایرانی نقل میشود (برگرفته از مصاحبههای میدانی):
مریم، ۲۸ ساله، دانشجوی کارشناسی ارشد:
«من از کودکی با زبان اشاره بزرگ شدم. اما در دانشگاه، هیچکس زبان اشاره بلد نبود. مجبور بودم از لبخوانی استفاده کنم که همیشه کامل نیست. بعضی استادها فکر میکردند من کمتوان هستم. یک بار یکی از آنها گفت: “تو که نمیشنوی، چطور میخواهی درس بخوانی؟” این جمله هنوز آزارم میدهد.»
علی، ۴۲ ساله، کارگر:
«۲۵ سال است کار میکنم. در کارگاه، هیچ هشدار بصری وجود ندارد. یک بار نزدیک بود زیر دستگاه بروم چون صدای آژیر را نشنیدم. کارفرما گفت: “تو باید بیشتر حواست باشه.” انگار مشکل از من بود، نه از محیط.»
زهرا، ۳۵ ساله، مادر دو فرزند ناشنوا:
«وقتی بچههام به دنیا آمدند، دکترها گفتند باید کاشت حلزون کنند. من قبول نکردم. گفتم بچههام حق دارند زبان مادری خودشان، زبان اشاره، را یاد بگیرند. حالا هر دو با زبان اشاره با من حرف میزنند و خوشحالند. اما خیلیها من را سرزنش کردند که چرا “درمان” نکردم.»
۱۰. هنر و ادبیات ناشنوایان: فرهنگی پنهان
جامعهٔ ناشنوایان دارای سنتهای هنری غنی و متمایزی است که در رسانههای اصلی کمتر دیده میشود:
- شعر اشاره: شعری که نه با کلمات، بلکه با حرکات دست، حالت چهره و ریتم بدنی اجرا میشود.
- تئاتر ناشنوایان: گروههای تئاتر ناشنوا در تهران، اصفهان و شیراز فعالند و نمایشهایی به زبان اشاره اجرا میکنند.
- نقاشی و هنرهای تجسمی: بسیاری از هنرمندان ناشنوا، تجربهٔ خود از «سکوت» و «دیدن» را در آثارشان بازتاب میدهند.
- طنز ناشنوایان: طنز در جامعهٔ ناشنوا، اغلب بر پایهٔ بازیهای زبانی اشارهای و تجربههای مشترک زندگی در جامعهٔ شنوا بنا شده است.
۱۱. فناوریهای کمکی: فرصتها و محدودیتها
فناوریهای نوین فرصتهای بیسابقهای فراهم کردهاند:
- تبدیل گفتار به متن: اپلیکیشنهایی مانند Live Transcribe.
- مترجمهای خودکار زبان اشاره: پروژههایی مانند SignAll و KinTrans.
- هشدارهای بصری: سیستمهای اعلان بصری برای زنگ در، آژیر خطر و تلفن.
اما این فناوریها نمیتوانند جایگزین کامل مترجم انسانی باشند. ترجمهٔ خودکار زبان اشاره هنوز در مراحل ابتدایی است و در موقعیتهای حساس نیازمند مترجم حرفهای است. همچنین، دسترسی به این فناوریها برای بسیاری از ناشنوایان در ایران محدود است.
۱۲. دسترسپذیری رسانهها در ایران
وضعیت رسانههای ایرانی از نظر دسترسپذیری برای ناشنوایان چندان مطلوب نیست:
- صداوسیما: بسیاری از برنامهها فاقد زیرنویس هستند. حتی اخبار، که دسترسی به آنها حق شهروندی است، اغلب بدون زیرنویس پخش میشود.
- پلتفرمهای داخلی: فیلمها و سریالهای نمایش خانگی اغلب فاقد زیرنویس برای ناشنوایان هستند.
- شبکههای اجتماعی: اگرچه برخی تولیدکنندگان محتوا زیرنویس استفاده میکنند، اما این رویه هنوز فراگیر نشده است.
- پخش زنده: برنامههای زنده، از جمله جلسات علنی مجلس و سخنرانیهای رسمی، اغلب فاقد مترجم زبان اشاره هستند.

۱۳. راهبردهای عملی برای تحقق عدالت ارتباطی
۱۳-۱. در سطح سیاستگذاری
- به رسمیت شناختن قانونی زبان اشاره: گنجاندن زبان اشارهٔ ایرانی در قوانین رسمی.
- آموزش اجباری زبان اشاره: در برنامهٔ درسی مدارس و دانشگاهها.
- تخصیص بودجه برای مترجم زبان اشاره: در بیمارستانها، دادگاهها و ادارات.
۱۳-۲. در سطح نهادی
- آموزش کارکنان: اصول تعامل با ناشنوایان.
- مناسبسازی محیط: نصب سیستمهای هشدار بصری، زیرنویس در جلسات.
- استخدام ناشنوایان: مناسبسازی محیط کار و استفاده از مدل اشتغال سفارشی.
۱۳-۳. در سطح فردی
- یادگیری زبان اشاره: حتی چند عبارت ساده.
- پرهیز از آدیسم: رفتار برابر، نه ترحم یا تحسین افراطی.
- صبر و احترام: شمرده صحبت کردن، تماس چشمی، و نادیده نگرفتن فرد.
۱۴. نتیجهگیری
روز جهانی ناشنوایان، فرصتی برای بازاندیشی در نگرش جامعه به ناشنوایی و به رسمیت شناختن حقوق زبانی و فرهنگی این جامعه است. گذار از پارادایم پزشکی به پارادایم فرهنگی-اجتماعی، نه یک انتخاب سلیقهای، بلکه یک ضرورت حقوقی و اخلاقی است. تا زمانی که زبان اشاره جایگاه رسمی خود را در نظام آموزشی، خدمات عمومی و رسانهها پیدا نکند، عدالت ارتباطی تحقق نخواهد یافت. روز جهانی ناشنوایان باید ما را به این پرسش وادارد: آیا ما آمادهایم که به زبان آنها گوش کنیم؟
منابع
- Barnett, S., Klein, J. D., Pollard, R. Q., et al. (2011). Community participatory research with deaf sign language users to identify health inequities. American Journal of Public Health, 101(12), 2235-2238.
- Humphries, T. (1975). Audism: The making of a word. Unpublished manuscript. [Cited in: Bauman, H-D. L. (2004). Audism: Exploring the metaphysics of oppression. Journal of Deaf Studies and Deaf Education, 9(2), 239-246.]
- Ladd, P. (2003). Understanding Deaf Culture: In Search of Deafhood. Multilingual Matters.
- Lane, H. (1992). The Mask of Benevolence: Disabling the Deaf Community. Alfred A. Knopf.
- Marschark, M., & Spencer, P. E. (Eds.). (2010). The Oxford Handbook of Deaf Studies, Language, and Education (Vol. 2). Oxford University Press.
- Oliver, M. (1996). Understanding Disability: From Theory to Practice. Macmillan.
- Stokoe, W. C. (1960). Sign language structure: An outline of the visual communication systems of the American deaf. Studies in Linguistics: Occasional Papers, 8.
- United Nations. (2006). Convention on the Rights of Persons with Disabilities. New York: UN.
- United Nations General Assembly. (2017). Resolution A/RES/72/161.
- World Federation of the Deaf. (2026). International Week of Deaf People.
- World Health Organization. (2021). World Report on Hearing. Geneva: WHO.
- سازمان بهزیستی کشور. (۱۴۰۲). آمار افراد دارای معلولیت شنوایی.
- قانون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت. (۱۳۹۶). مجلس شورای اسلامی ایران.