مقالات-معرفی معلولیت ها, مقالات-یادداشتها

کوتولگی: چالش‌های معماری، اجتماعی و پزشکی

آکندروپلازیا (Achondroplasia) واژه‌ای است که شاید در نگاه نخست، تنها به «کوتاهی قد» اشاره کند، اما واقعیت زندگی با این وضعیت، بسیار پیچیده‌تر از یک عدد روی نمودار رشد است. آکندروپلازیا شایع‌ترین شکل دیسپلازی اسکلتی با شیوع تقریبی ۱ در هر ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ تولد زنده است. این وضعیت ژنتیکی با وراثت اتوزومال غالب، ناشی از جهش در ژن FGFR3 (گیرنده ۳ فاکتور رشد فیبروبلاستی) می‌باشد. این جهش، باعث فعال‌سازی بیش از حد این گیرنده و در نتیجه، مهار رشد غضروف در صفحات رشد استخوان‌های بلند می‌شود. به بیان ساده، استخوان‌های بازوها و ران‌ها نمی‌توانند به طول طبیعی خود برسند، در حالی که استخوان‌های تنه (ستون فقرات) رشد نسبتاً طبیعی‌ای دارند. نتیجه این فرایند، قامتی کوتاه با اندام‌های فوقانی و تحتانی کوتاه، تنه‌ای نسبتاً طبیعی، و سری بزرگتر از حد معمول است.
ادامه مطلب
مباحث نوین در حوزه معلولیت, مفاهیم حوزه معلولیت, مقالات-یادداشتها

راهنمای اخلاق گزارش‌دهی رسانه‌ای از افراد دارای معلولیت

رسانه‌ها، از روزنامه و تلویزیون گرفته تا اینستاگرام و تیک‌تاک، قدرتمندترین ابزار شکل‌دهی به نگرش‌های عمومی هستند. آن‌ها نه‌تنها «واقعیت» را منعکس می‌کنند، بلکه «واقعیت» را می‌سازند. تصویری که یک جامعه از افراد دارای معلولیت دارد، تا حد زیادی محصول بازنمایی‌های رسانه‌ای است که در طول عمر خود دیده، خوانده، و شنیده است.
ادامه مطلب
مقالات -تعامل‌با افراد دارای معلولیت, مقالات-معرفی معلولیت ها, مقالات-یادداشتها

سندرم داون: پرورش مهارت‌های خودمراقبتی و استقلال در بزرگسالی

برای دهه‌ها، تصویر غالب از فردی با نشانگان داون، تصویر یک «کودک همیشگی» بود؛ فردی که همواره وابسته به والدین، ناتوان از تصمیم‌گیری، و محکوم به زندگی در حاشیه جامعه تصور می‌شد. این باور، نه برخاسته از واقعیت‌های زیستی این نشانگان، که ریشه در نگرش‌های اجتماعی و انتظارات پایینی داشت که جامعه برای این افراد تعریف کرده بود. اما در دو دهه اخیر، این تصویر به تدریج و با قدرت، در حال فروپاشی است. امروزه، بزرگسالان با نشانگان داون در آپارتمان‌های مستقل یا نیمه‌مستقل زندگی می‌کنند، شغل دارند، روابط عاطفی برقرار می‌نمایند و برخی حتی ازدواج می‌کنند. این «انقلاب خاموش»، حاصل تلاقی سه عامل است: مداخلات زودهنگام توانبخشی، تغییر نگرش‌های اجتماعی (حرکت از مدل پزشکی به مدل اجتماعی معلولیت)، و مهم‌تر از همه، باور به توانمندی این افراد توسط خانواده‌ها و متخصصان.
ادامه مطلب
مقالات آسیب نخاعی, مقالات-یادداشتها

مثانه و روده پس از آسیب نخاعی: راهنمای جامع مدیریت برای تسهیلگران و مددکاران

هنگامی که از آسیب نخاعی (Spinal Cord Injury | SCI) سخن به میان می‌آید، نخستین تصویری که در ذهن شکل می‌گیرد، معمولاً فلج پاها یا دست‌ها و ناتوانی در راه رفتن است. این تصویر، اگرچه درست است، اما تنها بخش کوچکی از واقعیت زندگی با آسیب نخاعی را بازتاب می‌دهد. در سایه این تصویر عمومی، چالشی خاموش اما به‌مراتب آزاردهنده‌تر وجود دارد که بیماران اغلب از بیان آن شرم دارند و پزشکان نیز کمتر درباره‌اش گفت‌وگو می‌کنند: از دست دادن کنترل بر مثانه و روده.
ادامه مطلب
مقالات-معرفی معلولیت ها, مقالات-یادداشتها

سندرم گیلن باره: راهنمای جامع برای تسهیلگران و مددکاران

سندرم گیلن-باره (Guillain-Barré Syndrome | GBS) یکی از اورژانس‌های نورولوژیک است که تسهیلگران و مددکاران برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه ممکن است در میدان کار خود با آن مواجه شوند. اهمیت این سندرم برای تسهیلگران از آن روست که برخلاف بسیاری از بیماری‌های عصبی پیشرونده، GBS یک «بحران موقت» است و با مداخلات توانبخشی مناسب، اکثر مبتلایان بهبودی قابل توجهی پیدا می‌کنند. با این حال، مسیر بهبودی طولانی، پیچیده، و نیازمند حمایت‌های چندلایه است. این مقاله با رویکردی علمی-کاربردی، اطلاعات ضروری درباره اپیدمیولوژی، تظاهرات بالینی، توانبخشی، تجهیزات کمکی، و اقدامات مددکاری را برای تسهیلگران فراهم می‌کند.
ادامه مطلب
مقالات-معرفی معلولیت ها, مقالات-یادداشتها

سندرم ایکتیوز: ابعاد پزشکی، روانی، اجتماعی و راهبردهای حمایتی

آنچه ایکتیوز را از بسیاری از بیماری‌های مزمن دیگر متمایز می‌کند، «مشهود بودن» آن است. برخلاف دیابت، فشار خون، یا حتی بسیاری از بیماری‌های خودایمنی که در اندام‌های داخلی پنهان می‌مانند، ایکتیوز روی صورت، دست‌ها، و تمام سطوح آشکار بدن نقش می‌بندد. این مشهود بودن، پیامدهای روانی-اجتماعی عمیقی به همراه دارد که اغلب از خودِ علائم جسمی ناتوان‌کننده‌تر هستند. فرد مبتلا به ایکتیوز نه‌تنها با خارش، درد، و محدودیت‌های فیزیکی دست‌وپنجه نرم می‌کند، بلکه هر روز با نگاه‌های خیره، سؤالات ناخواسته، و گاه انزجار یا ترحم دیگران مواجه می‌شود.
ادامه مطلب
تاریخ و معلولیت, مسئولیت اجتماعی, مقالات_مطالعات انتقادی معلولیت, مقالات-یادداشتها

در حاشیه جشن: تحلیل بازنمایی معلولیت در آیین‌های ایرانی

آیین‌های ملی، مذهبی و سنتی، صرفاً رویدادهایی تقویمی نیستند که مردم را دور هم جمع کنند؛ آن‌ها «آیین‌های نمایشی» (Performative Rituals) هستند که یک جامعه از طریق آن‌ها، «خودِ آرمانی»اش را تعریف می‌کند، مرزهای «به‌هنجاری» (Normality) را ترسیم می‌نماید، و مشخص می‌کند چه کسی «درون» دایره «ما» قرار دارد و چه کسی «بیرون» از آن. نوروز با روایت «نو شدن»، دهه فجر با روایت «پیروزی و حماسه»، شب یلدا با روایت «دور هم بودن و غلبه بر تاریکی»، و ماه محرم با روایت «ایثار و سوگواری جمعی»، همگی لحظاتی هستند که جامعه در آن‌ها «خودش» را جشن می‌گیرد، سوگواری می‌کند، و بازتعریف می‌نماید. اما پرسش محوری این مقاله این است: در این «خودِ آرمانی»، افراد دارای معلولیت کجا ایستاده‌اند؟ آیا آن‌ها به‌عنوان «شهروندان کامل» و «مشارکت‌کنندگان فعال» در این آیین‌ها حضور دارند، یا به‌عنوان «دیگری» (The Other) که تنها در قالب‌های کلیشه‌ای «قربانی ترحم‌برانگیز»، «ابرقهرمان الهام‌بخش»، یا «نماد رنج و شفاعت» مجاز به حضور است؟ این مقاله می‌کوشد با تکیه بر چهارچوب‌های نظری جامعه‌شناسی (پیِر بوردیو، اروینگ گافمن، و امیل دورکیم) و مطالعات انتقادی معلولیت (تام شکسپیر و کالین بارنز)، به تحلیل انتقادی بازنمایی معلولیت در چهار آیین کلیدی ایرانی بپردازد و سپس، راهبردهایی عملی برای تسهیلگران محلی و کنشگران اجتماعی ارائه دهد تا بتوانند این آیین‌ها را از «صحنه‌های طرد» به «عرصه‌های شمول» تبدیل کنند.
ادامه مطلب
توانبخشی مبتنی بر جامعه, مسئولیت اجتماعی, مقالات-یادداشتها

نقش تسهیلگر در دادخواهی و تغییر سیاست‌های محلی

دادخواهی (Advocacy) در زمینه CBR، به معنای «تلاش سازمان‌یافته برای تأثیرگذاری بر تصمیم‌گیران به منظور تغییر سیاست‌ها، قوانین، رویه‌ها، یا تخصیص منابع به نفع افراد دارای معلولیت» تعریف می‌شود. راهنمای CBR سازمان جهانی بهداشت (۲۰۱۰) تصریح می‌کند که دادخواهی و ارتباط، نخستین عنصر از مؤلفه «توانمندسازی» در ماتریس CBR است و هدف آن، «کمک به افراد دارای معلولیت برای سخن گفتن از جانب خود و تأثیرگذاری بر تصمیم‌گیری‌های عمومی» می‌باشد.
ادامه مطلب