فراتر از ترمیم: وعدهها، تنشها و مرزهای اخلاقی بازآرایی بدن پس از معلولیت
برای قرنها، رابطه میان معلولیت و فناوری تحت حاکمیت یک منطق ساده بود: «ترمیم». هدف غایی پروتزها، چه یک پای چوبی ساده و چه یک دست قلابدار مکانیکی، شبیهسازی حداکثری بدن سالم و بازگرداندن فرد دارای معلولیت به وضعیت «بههنجار» بود. صنعت پروتز قرن بیستم، خود را موظف میدانست اندامهای مصنوعیای بسازد که نه تنها عملکردی مشابه عضو طبیعی داشته باشند، بلکه از نظر بصری نیز بهعنوان «جانشینهای بصری» (Visual Stand-ins) برای اندام ازدسترفته عمل کنند. تواناییهای این پروتزها نیز دقیقاً با مرز تواناییهای بدن غیرمعلول تعریف میشد: به افراد دارای معلولیت باید دقیقاً به همان اندازه «توانایی» داده میشد که افراد غیرمعلول دارند، نه بیشتر.
هوش مصنوعی و فناوریهای کمکی: فرصتها، چالشها و پیامدهای اجتماعی برای افراد دارای معلولیت
این مقاله با رویکردی علمی و کاربردی، کاربستهای هوش مصنوعی را در چهار حوزه کلیدی فناوریهای کمکی بررسی میکند: خواندن و نوشتن برای نابینایان و کمبینایان، شنیدن و ارتباط برای ناشنوایان، حرکت و ناوبری برای افراد دارای معلولیت حرکتی، و ارتباط و کنترل برای افراد با محدودیتهای شدید حرکتی و گفتاری. سپس چالشهای اخلاقی، از جمله سوگیری الگوریتمی، «فناسالمسالاری» (Technoableism)، و شکاف دیجیتال را تحلیل میکند