مقالات آسیب نخاعی, مقالات-یادداشتها

مثانه و روده پس از آسیب نخاعی: راهنمای جامع مدیریت برای تسهیلگران و مددکاران

هنگامی که از آسیب نخاعی (Spinal Cord Injury | SCI) سخن به میان می‌آید، نخستین تصویری که در ذهن شکل می‌گیرد، معمولاً فلج پاها یا دست‌ها و ناتوانی در راه رفتن است. این تصویر، اگرچه درست است، اما تنها بخش کوچکی از واقعیت زندگی با آسیب نخاعی را بازتاب می‌دهد. در سایه این تصویر عمومی، چالشی خاموش اما به‌مراتب آزاردهنده‌تر وجود دارد که بیماران اغلب از بیان آن شرم دارند و پزشکان نیز کمتر درباره‌اش گفت‌وگو می‌کنند: از دست دادن کنترل بر مثانه و روده.
ادامه مطلب
مقالات-معرفی معلولیت ها, مقالات-یادداشتها

سندرم گیلن باره: راهنمای جامع برای تسهیلگران و مددکاران

سندرم گیلن-باره (Guillain-Barré Syndrome | GBS) یکی از اورژانس‌های نورولوژیک است که تسهیلگران و مددکاران برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه ممکن است در میدان کار خود با آن مواجه شوند. اهمیت این سندرم برای تسهیلگران از آن روست که برخلاف بسیاری از بیماری‌های عصبی پیشرونده، GBS یک «بحران موقت» است و با مداخلات توانبخشی مناسب، اکثر مبتلایان بهبودی قابل توجهی پیدا می‌کنند. با این حال، مسیر بهبودی طولانی، پیچیده، و نیازمند حمایت‌های چندلایه است. این مقاله با رویکردی علمی-کاربردی، اطلاعات ضروری درباره اپیدمیولوژی، تظاهرات بالینی، توانبخشی، تجهیزات کمکی، و اقدامات مددکاری را برای تسهیلگران فراهم می‌کند.
ادامه مطلب
مقالات-معرفی معلولیت ها, مقالات-یادداشتها

سندرم ایکتیوز: ابعاد پزشکی، روانی، اجتماعی و راهبردهای حمایتی

آنچه ایکتیوز را از بسیاری از بیماری‌های مزمن دیگر متمایز می‌کند، «مشهود بودن» آن است. برخلاف دیابت، فشار خون، یا حتی بسیاری از بیماری‌های خودایمنی که در اندام‌های داخلی پنهان می‌مانند، ایکتیوز روی صورت، دست‌ها، و تمام سطوح آشکار بدن نقش می‌بندد. این مشهود بودن، پیامدهای روانی-اجتماعی عمیقی به همراه دارد که اغلب از خودِ علائم جسمی ناتوان‌کننده‌تر هستند. فرد مبتلا به ایکتیوز نه‌تنها با خارش، درد، و محدودیت‌های فیزیکی دست‌وپنجه نرم می‌کند، بلکه هر روز با نگاه‌های خیره، سؤالات ناخواسته، و گاه انزجار یا ترحم دیگران مواجه می‌شود.
ادامه مطلب
تاریخ و معلولیت, مسئولیت اجتماعی, مقالات_مطالعات انتقادی معلولیت, مقالات-یادداشتها

در حاشیه جشن: تحلیل بازنمایی معلولیت در آیین‌های ایرانی

آیین‌های ملی، مذهبی و سنتی، صرفاً رویدادهایی تقویمی نیستند که مردم را دور هم جمع کنند؛ آن‌ها «آیین‌های نمایشی» (Performative Rituals) هستند که یک جامعه از طریق آن‌ها، «خودِ آرمانی»اش را تعریف می‌کند، مرزهای «به‌هنجاری» (Normality) را ترسیم می‌نماید، و مشخص می‌کند چه کسی «درون» دایره «ما» قرار دارد و چه کسی «بیرون» از آن. نوروز با روایت «نو شدن»، دهه فجر با روایت «پیروزی و حماسه»، شب یلدا با روایت «دور هم بودن و غلبه بر تاریکی»، و ماه محرم با روایت «ایثار و سوگواری جمعی»، همگی لحظاتی هستند که جامعه در آن‌ها «خودش» را جشن می‌گیرد، سوگواری می‌کند، و بازتعریف می‌نماید. اما پرسش محوری این مقاله این است: در این «خودِ آرمانی»، افراد دارای معلولیت کجا ایستاده‌اند؟ آیا آن‌ها به‌عنوان «شهروندان کامل» و «مشارکت‌کنندگان فعال» در این آیین‌ها حضور دارند، یا به‌عنوان «دیگری» (The Other) که تنها در قالب‌های کلیشه‌ای «قربانی ترحم‌برانگیز»، «ابرقهرمان الهام‌بخش»، یا «نماد رنج و شفاعت» مجاز به حضور است؟ این مقاله می‌کوشد با تکیه بر چهارچوب‌های نظری جامعه‌شناسی (پیِر بوردیو، اروینگ گافمن، و امیل دورکیم) و مطالعات انتقادی معلولیت (تام شکسپیر و کالین بارنز)، به تحلیل انتقادی بازنمایی معلولیت در چهار آیین کلیدی ایرانی بپردازد و سپس، راهبردهایی عملی برای تسهیلگران محلی و کنشگران اجتماعی ارائه دهد تا بتوانند این آیین‌ها را از «صحنه‌های طرد» به «عرصه‌های شمول» تبدیل کنند.
ادامه مطلب
توانبخشی مبتنی بر جامعه, مسئولیت اجتماعی, مقالات-یادداشتها

نقش تسهیلگر در دادخواهی و تغییر سیاست‌های محلی

دادخواهی (Advocacy) در زمینه CBR، به معنای «تلاش سازمان‌یافته برای تأثیرگذاری بر تصمیم‌گیران به منظور تغییر سیاست‌ها، قوانین، رویه‌ها، یا تخصیص منابع به نفع افراد دارای معلولیت» تعریف می‌شود. راهنمای CBR سازمان جهانی بهداشت (۲۰۱۰) تصریح می‌کند که دادخواهی و ارتباط، نخستین عنصر از مؤلفه «توانمندسازی» در ماتریس CBR است و هدف آن، «کمک به افراد دارای معلولیت برای سخن گفتن از جانب خود و تأثیرگذاری بر تصمیم‌گیری‌های عمومی» می‌باشد.
ادامه مطلب
مقالات-اشتغال افراد دارای معلولیت, مقالات-یادداشتها

سهمیه‌های استخدامی برای افراد دارای معلولیت: عدالت توزیعی یا تبعیض معکوس؟

مناقشه بر سر سهمیه‌های استخدامی، در بنیاد خود، مناقشه‌ای فلسفی درباره «عدالت» است. منتقدان، با تکیه بر تفسیری از «شایسته‌سالاری»، استدلال می‌کنند که مشاغل باید بر اساس «توانایی فردی» اعطا شوند، نه «ویژگی‌های گروهی». اما این استدلال، پیش‌فرضی پنهان دارد: اینکه «میدان بازی» از ابتدا برای همه هموار بوده است. جان رالز، فیلسوف برجسته قرن بیستم، در نظریه عدالت خود این پیش‌فرض را به چالش می‌کشد. به باور رالز، نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی تنها در صورتی موجه‌اند که به نفع محروم‌ترین اعضای جامعه باشند (اصل تمایز). از این منظر، سهمیه‌های استخدامی، نه یک «امتیاز ناعادلانه»، که «جبرانی موجه» برای محرومیت‌های تاریخی‌ای هستند که افراد دارای معلولیت در دسترسی به آموزش باکیفیت، شبکه‌های اجتماعی و حتی سلامت متحمل شده‌اند. هدف این سیاست‌ها، نه «پایین آوردن استانداردها»، که «گسترش دایره استعدادها» و «تنوع‌بخشی به نیروی کار» است.
ادامه مطلب
مقالات -تعامل‌با افراد دارای معلولیت, مقالات-یادداشتها

سوگواری از دست دادن توانایی: یک فرایند مادام‌العمر

سوگ (Grief) واکنشی طبیعی، چندبعدی و عمیقاً شخصی به هر نوع فقدان معنادار است. این واکنش می‌تواند ابعاد هیجانی (غم، خشم، احساس گناه، اضطراب)، شناختی (نشخوار فکری، کاهش تمرکز، احساس سردرگمی)، بدنی (خستگی، بی‌اشتیایی، اختلالات خواب، دردهای جسمی)، رفتاری (گریه کردن، کناره‌گیری اجتماعی، بی‌قراری) و معنوی (پرسش از معنای زندگی، بحران ایمان، احساس پوچی) داشته باشد. در سوگ ناشی از معلولیت، این ابعاد به‌طور هم‌زمان و اغلب با شدتی بیشتر فعال می‌شوند، زیرا فرد نه فقط یک «توانایی»، که بخشی از «هویت» خود را از دست داده است. اما چرا سوگ در معلولیت پیچیده‌تر از سایر انواع سوگ است؟ نخستین دلیل، «مزمن بودن عوامل یادآورنده» (Chronicity of Reminders) است. در سوگ ناشی از مرگ، فرد می‌تواند به‌تدریج از محیط‌های یادآورنده فاصله بگیرد، وسایل شخصی متوفی را جمع کند، یا حتی خانه‌اش را تغییر دهد. اما در معلولیت اکتسابی، «بدن خود فرد» تبدیل به یادآورنده دائمی فقدان می‌شود. هر بار که از پله‌ها بالا می‌رود (یا نمی‌تواند بالا برود)، هر بار که در آینه نگاه می‌کند، هر بار که نمی‌تواند دکمه پیراهنش را ببندد، هر بار که کسی با ترحم به او نگاه می‌کند، فقدان دوباره و دوباره تجربه می‌شود. این «مزمن بودن» است که سوگ در معلولیت را به یک «فرایند مادام‌العمر» تبدیل می‌کند؛ فرایندی که هرگز به‌طور کامل «حل» نمی‌شود، بلکه فرد می‌آموزد که «با آن زندگی کند».
ادامه مطلب
مقالات -تعامل‌با افراد دارای معلولیت, مقالات-یادداشتها

خواهران و برادران بزرگسال افراد دارای معلولیت: مسئولیت‌های مراقبتی، چالش‌های پنهان و راهبردهای حمایتی

در گفتمان توانبخشی و حمایت از افراد دارای معلولیت، تمرکز اصلی معمولاً بر «والدین» به‌عنوان مراقبان اولیه و «خود فرد دارای معلولیت» به‌عنوان دریافت‌کننده خدمات است. با این حال، یک گروه کلیدی و در عین حال به‌شدت مغفول در این میان وجود دارد: خواهران و برادران (Siblings) که در سایه این مراقبت‌ها رشد می‌کنند و در بزرگسالی، با افزایش سن و کاهش توانایی والدین، بار اصلی مسئولیت‌های مراقبتی را به دوش می‌کشند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که بیش از ۸۰٪ از افراد دارای معلولیت، در کنار خانواده زندگی می‌کنند و با افزایش امید به زندگی در هر دو گروه، این ترتیب مراقبتی برای دهه‌ها ادامه می‌یابد. در واقع، در حالی که والدین معمولاً مراقبان اصلی در دو دهه اول زندگی فرد دارای معلولیت هستند، خواهران و برادران، طولانی‌ترین رابطه را در طول زندگی با او دارند. یک خواهر یا برادر ممکن است ۶۰ تا ۷۰ سال از عمر خود را در کنار خواهر یا برادر دارای معلولیتش سپری کند؛ رابطه‌ای که از کودکی آغاز می‌شود، در نوجوانی و جوانی ادامه می‌یابد، و در بزرگسالی، با فوت یا ناتوانی والدین، وارد مرحله‌ای کاملاً جدید می‌شود.
ادامه مطلب