دسترسپذیری مساجد ضرورتی در جوامع امروزی ایران
مسجد، بهعنوان مهمترین نهاد دینی و اجتماعی در جامعهٔ ایران، نقشی محوری در انسجام محلهای، آموزش، حمایتهای مردمی و البته عبادت جمعی ایفا میکند. اما آیا این فضای مقدس برای همهٔ اعضای جامعه، از جمله افراد دارای معلولیت، بهطور برابر قابل دسترس است؟
تحلیل هزینه فایدهٔ مناسبسازی فضاهای شهری
شهر، تنها مجموعهای از ساختمانها و خیابانها نیست؛ شهر یک «متن اجتماعی» است که هر روز توسط شهروندانش خوانده میشود. پیادهروها، ورودیها، پلهای عابر، ایستگاههای اتوبوس و پارکها، همگی جملاتی از این متناند که به ما میگویند «تو به اینجا تعلق داری» یا «تو در اینجا غریبهای». برای میلیونها انسان – افراد دارای معلولیت، سالمندان، والدینی که کالسکهٔ کودک را هل میدهند، یا کارگری که زانویش آسیب دیده – این متن شهری اغلب پیامی جز طرد ندارد. یک پلهٔ ساده، یک آسانسور خراب، یا یک پیادهروی باریک و ناهموار، میتواند به اندازهٔ یک دیوار بلند، مسیر زندگی را مسدود کند.
طراحی فراگیر زمینهای بازی کودکان، از حق بازی تا ساخت جامعهایی عادلانه
بازی، زبان کودکی، موتور یادگیری و بستر اجتماعیشدن است. اما برای میلیونها کودک دارای معلولیت در سراسر جهان، زمینهای بازی عمومی اغلب بهجای دعوت به ماجراجویی، پیام طرد میفرستند. تابهایی که نمیتوان رویشان نشست، سرسرههایی که پله دارند اما رمپ ندارند، و شنبازیهایی که از روی ویلچر دستنیافتنیاند. طراحی فراگیر (Inclusive Design) پاسخی به این طرد سیستماتیک است: رویکردی که زمین بازی را نه صرفاً «قابل دسترس» برای کودکان دارای معلولیت، که «چالشبرانگیز، لذتبخش و معنا آفرین» برای همهٔ کودکان، صرفنظر از تواناییهایشان، میسازد. مقالهٔ حاضر با مرور مبانی نظری (حق بازی در مادهٔ ۳۰ کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت، اصول هفتگانهٔ طراحی فراگیر زمین بازی)، موانع فیزیکی، نگرشی و ساختاری را تحلیل کرده و سپس یک جعبهابزار عملی برای تسهیلگران توانبخشی مبتنی بر جامعه (CBR) ارائه میدهد. این جعبهابزار شامل ممیزی مشارکتی زمینهای بازی موجود، تسهیل فرایند طراحی مشارکتی با کودکان، و راهنمایی برای ساخت تجهیزات بازی فراگیر کمهزینه با مصالح بومی است. دو مطالعهٔ موردی – از زمین بازی فراگیر «ماگنولیا» در آتلانتا و یک تجربهٔ محلی در پارکی در شهر یزد – نشان میدهند که چگونه طراحی فراگیر میتواند از یک ایدهٔ آرمانی به واقعیتی ملموس تبدیل شود.
لباس زیر تطبیقی برای افراد دارای معلولیت و حفظ کرامت
لباس زیر تطبیقی (Adaptive Underwear) به آن دسته از محصولات طراحیشده یا اصلاحشدهای گفته میشود که پوشیدن، درآوردن و استفاده از آنها را برای افراد با محدودیتهای جسمی یا شناختی آسانتر میکند. این لباسها با بهرهگیری از بستهای مغناطیسی، زیپهای کناری، چسبهای Velcro، کشهای نرم و طراحیهای بدون درز، پاسخی عملی به نیازهای برآوردهنشدهٔ این گروه ارائه میدهند (Esmail & Dastjerdi, 2016).
کفشهای ارتوپدی و زیبایی،از ضرورت پزشکی تا طراحی فراگی
کفش ارتوپدی (Orthopedic Shoe) یک «وسیلهٔ پزشکی تجویزی» است که برای اصلاح یا جبران ناهنجاریهای ساختاری و عملکردی پا، توزیع مجدد فشارهای کف پایی، محافظت از نواحی آسیبپذیر، یا تسهیل راه رفتن طراحی میشود (Janisse & Janisse, 2006). این کفشها معمولاً توسط پزشک متخصص طب فیزیکی و توانبخشی یا ارتوپدی تجویز، و توسط «ارتوتیست» (Orthotist) یا «کفاش ارتوپدی» بهصورت سفارشی ساخته یا تنظیم میشوند.
دسترسپذیری پارکها و فضاهای سبز شهری
مقدمه
پارکها و فضاهای سبز شهری، تنها «ریههای تنفسی شهر» نیستند. آنها عرصهای برای زندگی جمعی، میدانگاهِ برخوردهای انسانی، و صحنهای برای تمرین شهروندی هستند. در یک پارک، کودک برای نخستین بار با غریبهای همسن خود بازی میکند، سالمند روی نیمکتی زیر سایهٔ درختی با همسایهاش گفتوگو میکند، و جوانی روی چمنها کتاب میخواند. پارک، جایی است که شهر، «شهر» میشود.
اما پرسش اینجاست: این فضا برای «چه کسانی» شهر است؟ آیا...
تسهیلگری دسترسپذیر: چگونه جلسات را برای همه قابل دسترس کنیم
این صحنه، کابوس هر تسهیلگری است. شما با نیت خیر، جلسهای برای «شمول» برگزار کردهاید، اما ناخواسته خودِ جلسه، «طردکننده» شده است. «دسترسپذیری» در تسهیلگری، فقط به معنای مناسبسازی فیزیکی نیست. دسترسپذیری یعنی پیشبینی و حذف تمام موانعی که ممکن است فردی را از مشارکت کامل در جلسه بازدارد – موانع فیزیکی، حسی، ارتباطی، شناختی، و حتی اقتصادی و فرهنگی. این مقاله، راهنمایی گامبهگام برای شماست تا بیاموزید چگونه جلسات خود را از مرحلهٔ برنامهریزی تا اجرا و پیگیری، «برای همه» قابل دسترس کنید.
روستاهای بدون مانع: یک مدل برنامهریزی بوممحور برای دسترسپذیری فراگیر
رویکرد جایگزین، که این مقاله به تبیین آن میپردازد، «مدل برنامهریزی بوممحور برای روستاهای بدون مانع» است. در این چارچوب، «دسترسپذیری» نه به عنوان یک «محصول استاندارد وارداتی»، بلکه به عنوان یک «فرایند بومی حل مسئله» تعریف میشود. به این معنا که هر روستا با تکیه بر چهار مؤلفه کلیدی زیستبوم خود (جغرافیا و اقلیم، مصالح بومی و نیروی کار محلی، فرهنگ و ساختار اجتماعی، و اقتصاد معیشتی) به تعریفی منحصربهفرد از «روستای بدون مانع» دست مییابد.