بدنه، داستان، یا مسئله؟ واکاوی بازنمایی معلولیت در ادبیات عامهپسند
اما پرسش اینجاست: چرا ادبیات عامهپسند، با مخاطبان میلیونیاش، همچنان شخصیت دارای معلولیت را عمدتاً در قالبهای تکراری «قربانی تراژیک» یا «ابرقهرمان الهامبخش» به تصویر میکشد؟ چرا ویترین پرفروشترین کتابفروشیهای جهان و ایران، تا این اندازه در بازنماییهای قالبی و کلیشهای از معلولیت غوطهور است؟ این مقاله میکوشد با نگاهی انتقادی، ریشههای این معضل را در عطش بازار به روایتهای تراژیک، سیاستهای نشر، و اقتصاد کتاب بکاود و نشان دهد که ادبیات عامهپسند، آیینهای شفاف از باورها، ترسها، و روابط قدرت در جامعه است.
مراقبت عصای دست یا قفسی زرین برای روح؟ تأملی بر دوگانگی مفهوم مراقبت
«مراقبت»، واژهای که با گرما و عطوفت گره خورده، در زندگی افراد دارای معلولیت گاه مفهومی متناقض مییابد: از یک سو برای بقا و رفاه ضروری است، و از سوی دیگر میتواند به قیممآبی، وابستهسازی، و سلب عاملیت بینجامد. این مقاله میکوشد این دوگانگی را از منظر «اخلاق مراقبت» بکاود، نگاهی انتقادی به نظامهای مراقبتی موجود بیندازد، و در نهایت، چشماندازی به سوی «مراقبت مبتنی بر حقوق» بگشاید.
نمیخواهم درمان شوم!
توانبخشی، در نگاه نخست، همیشه یک «خیر اخلاقی» دانسته میشود؛ انگار هرچه بیشترش کنیم، نتیجه بهتری میگیریم. فیزیوتراپی بیشتر، گفتاردرمانی بیشتر، کاردرمانی بیشتر، عملهای جراحی پیدرپی، ساعتها تمرین طاقتفرسا – همه با این وعده که «پیشرفت خواهی کرد». اما واقعیت آن است که برخی از آدمها، آگاهانه و از سر انتخاب، به توانبخشی «نه» میگویند. بزرگسالی که تازه بیناییاش را از دست داده و میلی به آموختن خط بریل ندارد. کاربر ویلچری که حاضر نیست ماهها از عمرش را در کلینیک فیزیوتراپی بگذراند. نوجوانی که میگوید نمیخواهد مثل یک «پروژه مرمتی» با او رفتار شود. جامعه پزشکی اغلب این انتخاب را «عدم پذیرش واقعیت» یا «نیاز به مشاوره» میخواند و از کنارش میگذرد. اما آیا فرد دارای معلولیت حق دارد تن به توانبخشی ندهد؟ این پرسش، قلب مباحث اخلاق پزشکی، فلسفه خودآیینی، و مطالعات انتقادی معلولیت است.
فراتر از ترحم، فراتر از ممنوعیت: تحلیلی انتقادی و بین رشتهای بر ازدواج افراد دارای معلولیت
این مقاله با رویکردی انتقادی و بینارشتهای، از منظر مطالعات انتقادی معلولیت، فلسفه، پزشکی، جامعهشناسی و روانشناسی به موضوع ازدواج افراد دارای معلولیت میپردازد. پرسش محوری این است: چرا در قرن بیستویکم، عشق و ازدواج میان افراد دارای معلولیت هنوز یک «مسئله» است؟ و هر یک از رشتههای نامبرده چه تحلیلی از این پرسش ارائه میدهند؟
عبور از مرزهای آشنا: سفری به دنیای مطالعات انتقادی معلولیت
مطالعات انتقادی معلولیت یک حوزه دانشگاهی صرف نیست؛ این یک موضع سیاسی، یک چارچوب تحلیلی، و یک فراخوان برای عمل است