بدن در قاب: اخلاق، قدرت و زیباییشناسی در عکاسی از افراد دارای معلولیت
عکاسی، صرفاً ابزاری برای ثبت واقعیت نیست، بلکه وسیلهای برای تولید معنا، اعمال قدرت و برساختن هویت است. از نخستین روزهای اختراع عکاسی در سده نوزدهم، بدن انسان همواره در مرکز توجه لنزها بوده است. اما در این میان، «بدن دارای معلولیت» همواره به شکلی متفاوت و مسئلهساز در قاب عکاسان جای گرفته است. این بدن یا به مثابه «ابژه پزشکی» برای مستندسازی آسیبشناسی به تصویر کشیده شده، یا به عنوان «نماد ترحم» برای جلب کمکهای خیریه، یا در سالهای اخیر، به مثابه «ابژه الهامبخش» در گفتمان «پورنوگرافی الهام» (Inspiration Porn). در تمام این رویکردها، فرد دارای معلولیت از جایگاه «سوژه فعال» خارج شده و به «ابژه منفعل نگاه خیره» (Gaze) بدل میشود. پرسش محوری این مقاله آن است که عکاسی از بدن دارای معلولیت، در چه شرایطی میتواند از چارچوبهای «بازنمایی سرکوبگر» (Oppressive Representation) فراتر رود و به کنشی «توانمندساز» (Empowering) و «زیباییشناختی» بدل شود؟ در این مسیر، از سه دریچه فلسفی (امانوئل لویناس و اخلاق مواجهه با «دیگری»)، جامعهشناختی (نظریه «نگاه خیره» در برابر «نگاه متقابل») و تاریخ هنر (جنبش هنر معلولیت) به تحلیل موضوع میپردازیم.