زنگ تفریحی که کابوس میشود، قلدری علیه دانشآموزان دارای معلولیت
راهنمای عملی پیشگیری و مداخله برای معلمان، والدین و مدیران مدارس ایران
چکیده
قلدری در مدارس، پدیدهای جهانی است که میلیونها کودک را تحت تأثیر قرار میدهد. اما در این میان، دانشآموزان دارای معلولیت—با هر نوع محدودیت جسمی، حسی، ذهنی یا روانی—بهطور نامتناسبی در معرض این پدیده قرار دارند. پژوهشهای بینالمللی نشان میدهد که این دانشآموزان دو تا سه برابر بیشتر از همسالان غیرمعلول خود قربانی قلدری میشوند. تفاوت در ظاهر، نحوهٔ صحبت کردن، سرعت یادگیری، استفاده از وسایل کمکی، یا حتی نیاز به همراه و مراقب، آنها را به اهدافی آسان برای قلدران تبدیل میکند.
در ایران، اگرچه آمار رسمی و سراسری در این زمینه اندک است، اما گزارشهای میدانی از مدارس عادی و استثنایی، رواج این پدیده را تأیید میکند. تراکم بالای کلاسها، کمبود مشاوران متخصص، و نبود آموزشهای ضمن خدمت سیستماتیک برای معلمان، چالشهایی هستند که نظام آموزشی ایران را در برابر قلدری آسیبپذیرتر میسازند. با این حال، قلدری یک سرنوشت محتوم نیست—پدیدهای قابل پیشگیری و مداخله است، به شرط آنکه معلمان، والدین، مدیران مدارس و تسهیلگران، ابزارهای مناسب را بشناسند و بهکار بگیرند.
این مقاله، یک راهنمای کاملاً کاربردی و مبتنی بر شواهد برای همهٔ کسانی است که با دانشآموزان دارای معلولیت در بستر ایران سروکار دارند. در این راهنما، ابتدا انواع قلدری (از جمله شکل مغفولماندهٔ «قلدری معلم») و نشانههای پنهان آن بررسی میشود، سپس عوامل خطر ویژهٔ دانشآموزان دارای معلولیت تحلیل میگردد. در ادامه، برنامههای بینالمللی مبتنی بر شواهد (مانند KiVa و Olweus) معرفی شده و متناسبسازی آنها برای بافت ایران پیشنهاد میشود. راهبردهای پیشگیری در سه سطح، یک برنامهٔ گامبهگام مداخله، و ابزارهای ارتباطی برای کودکان با اختلالات شدید گفتاری ارائه میگردد. یک مطالعهٔ موردی واقعی از یک مدرسهٔ ابتدایی در تبریز، کارآمدی این رویکردها را در عمل نشان میدهد. هدف نهایی، ساختن مدارسی است که در آنها—چه در تهران، چه در دورافتادهترین روستا—هیچ کودکی از آمدن به مدرسه نترسد.
مقدمه: زنگ تفریحی که کابوس میشود
تصور کنید کودکی دهساله با اختلال طیف اتیسم هستید. زنگ تفریح که میشود، دلشورهٔ عجیبی وجودتان را فرا میگیرد. میدانید که در حیاط مدرسه، همان گروه همیشگی سر راهتان سبز میشوند. یکیشان ادای راه رفتن کمی متفاوتتان را درمیآورد. دیگری دفتر مشقتان را از دستتان میقاپد و بالای سرش میگیرد—چون میداند قدتان به آن نمیرسد. سومی با لحنی مسخره میگوید: «باز این خل و چل اومد.» بقیه میخندند. شما سکوت میکنید. چون یاد گرفتهاید که هرچه بگویید، اوضاع بدتر میشود.
این سناریو، متأسفانه، واقعیت روزمرهٔ هزاران دانشآموز دارای معلولیت در مدارس سراسر جهان—و از جمله در ایران—است. قلدری (Bullying) علیه این کودکان، نه یک «شیطنت بچگانه» یا «بخشی طبیعی از رشد»، که شکلی از خشونت سیستماتیک است که میتواند پیامدهای عمیق و ماندگاری بر سلامت روان، عزتنفس، عملکرد تحصیلی، و حتی آیندهٔ شغلی و اجتماعی قربانیان بر جای بگذارد.
پژوهشهای بینالمللی تصویری نگرانکننده ترسیم میکنند. بر اساس یک فراتحلیل جامع که نتایج ۵۷ مطالعه از ۱۹ کشور را ترکیب کرده است، دانشآموزان دارای معلولیت ۱.۵ تا ۲ برابر بیشتر از همسالان غیرمعلول خود قربانی قلدری میشوند (Rose et al., 2015). در برخی گروهها—مانند کودکان با اختلالات گفتاری، اتیسم، یا ناتوانیهای ذهنی—این رقم حتی بالاتر است.
در ایران، اگرچه پژوهشهای ملی و سراسری در این زمینه محدود است، اما شواهد میدانی از مدارس عادی و استثنایی، رواج این پدیده را تأیید میکند. چالشهای خاص نظام آموزشی ایران—تراکم بالای کلاسها (گاه بیش از ۳۵ نفر)، کمبود مشاوران متخصص در مدارس (بهویژه در مناطق کمبرخوردار)، فقدان آموزشهای ضمن خدمت سیستماتیک برای معلمان در حوزهٔ مدیریت رفتار و فراگیرسازی، و ناآگاهی بسیاری از خانوادهها از حقوق قانونی خود—این کشور را در برابر قلدری آسیبپذیرتر میسازد.
با این حال، چارچوبهای قانونی امیدبخشی در ایران وجود دارد. «قانون حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان» (مصوب ۱۳۹۹) بهصراحت هرگونه آزار جسمی، روانی و عاطفی کودکان را جرم انگاری کرده است. «آییننامهٔ انضباطی مدارس» نیز مسئولیت مدیران و معلمان را در پیشگیری و رسیدگی به خشونت میان دانشآموزان مشخص کرده است. همچنین، «قانون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت» (مصوب ۱۳۹۶) بر حق این افراد برای دسترسی به آموزش فراگیر و ایمن تأکید دارد. مسئله این است که این قوانین، زمانی مؤثرند که از روی کاغذ به درون کلاسهای درس راه پیدا کنند.
خبر خوب این است که قلدری، یک پدیدهٔ قابل پیشگیری و مداخله است. مدارس میتوانند با اتخاذ رویکردی جامع و سیستماتیک—که تمام ارکان مدرسه، از مدیر و معلم گرفته تا والدین و خود دانشآموزان را درگیر کند—محیطی امن و فراگیر برای همهٔ کودکان بسازند. این مقاله، گامبهگام شما را در این مسیر راهنمایی میکند.

شناخت قلدری: تعریف، انواع و نشانهها
قلدری چیست؟
قلدری (Bullying) با یک دعوای ساده یا یک مشاجرهٔ گذرا تفاوت دارد. بر اساس تعریف استاندارد مرکز کنترل و پیشگیری بیماریهای آمریکا (CDC, 2014)، قلدری دارای سه ویژگی اساسی است:
- رفتار پرخاشگرانهٔ عمدی: قلدری تصادفی نیست. فرد قلدر آگاهانه و عامدانه قصد آزار و تحقیر دیگری را دارد.
- تکرارشونده: یک بار اتفاق نمیافتد و تمام میشود. قلدری یک الگوی رفتاری است که در طول زمان تکرار میشود—گاه هفتهها، ماهها، یا حتی سالها.
- عدم توازن قدرت: میان قلدر و قربانی، نابرابری وجود دارد. این نابرابری میتواند فیزیکی، اجتماعی، یا روانشناختی باشد. برای دانشآموزان دارای معلولیت، این عدم توازن قدرت، بهطور ذاتی وجود دارد.
انواع قلدری
قلدری تنها به «کتک زدن» یا «هل دادن» محدود نمیشود. این پدیده اشکال متنوعی دارد:
- قلدری فیزیکی: ضربه زدن، هل دادن، آسیبرساندن به وسایل شخصی (پاره کردن دفتر، شکستن عینک، مخفی کردن عصا یا ویلچر).
- قلدری کلامی: تمسخر، لقبهای تحقیرآمیز («عقبمونده»، «چلاق»، «کور»، «کر و لال»، «منگول»، «خل و چل»)، توهین، تهدید.
- قلدری رابطهای یا اجتماعی: حذف عمدی از گروه، نادیده گرفتن سیستماتیک، شایعهپراکنی. بهویژه در بین دختران و مقاطع راهنمایی و دبیرستان رایج است.
- قلدری سایبری: استفاده از شبکههای اجتماعی و پیامرسانها برای تهدید، تحقیر، یا شایعهپراکنی. ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته ادامه دارد.
- قلدری معلم (Teacher Bullying): زمانی که معلم، آگاهانه یا ناآگاهانه، دانشآموز دارای معلولیت را تحقیر کند، مسخره نماید، نیازهایش را نادیده بگیرد، یا او را «نمونهٔ تنبلی» معرفی کند. این رفتار به سایر دانشآموزان پیام میدهد که «مسخره کردن این بچه، اشکالی ندارد».
پویایی پیچیده: وقتی کودک هم قربانی است و هم قلدر (Bully-Victim)
برخی کودکان دارای معلولیت—بهویژه آنها که با ADHD، اختلالات رفتاری، یا مشکلات تنظیم هیجانی زندگی میکنند—ممکن است در الگویی پیچیده گرفتار شوند که در آن، هم قربانی قلدری هستند و هم خود مرتکب آن میشوند. این کودکان—که در ادبیات پژوهش با عنوان «Bully-Victims» شناخته میشوند—نیازمند مداخلات پیچیدهتری هستند که صرفاً با «تنبیه قلدر» یا «حمایت از قربانی» حل نمیشود. آنها به آموزش مهارتهای تنظیم هیجان، حل مسئلهٔ اجتماعی، و همدلی نیاز دارند.
نشانههای هشداردهنده: از کجا بفهمیم کودکی قربانی قلدری است؟
نشانههای جسمی: کبودی یا جراحات بدون توضیح، لباسهای پاره، وسایل شخصی گم یا خرابشده (عینک، سمعک، عصا، کیف)، شکایتهای جسمی مکرر (سردرد، دلدرد) بهویژه صبحها.
نشانههای رفتاری و عاطفی: بیمیلی ناگهانی به مدرسه، پسرفت در مهارتهای قبلی (شبادراری، لکنت)، تغییر در خواب و اشتها، اضطراب، افسردگی، افت تحصیلی.
نشانههای خاص در کودکان دارای معلولیت: افزایش رفتارهای self-stimulatory (تکان دادن دستها در اتیسم)، پرخاشگری ناگهانی به خود یا دیگران، اصرار بر تغییر مسیر مدرسه، ترس از زنگ تفریح یا سرویس.
چرا دانشآموزان دارای معلولیت بیشتر هدف قرار میگیرند؟
- تفاوتهای قابل مشاهده: ویلچر، واکر، عصای سفید، یا گفتار متفاوت، کودک را سریعاً نزد قلدران شناسایی میکند.
- مهارتهای اجتماعی ضعیفتر: دشواری در خواندن نشانههای اجتماعی (حالت چهره، لحن صدا، زبان بدن) و ناتوانی در تشخیص نیات قلدرانه.
- ناتوانی در گزارش دادن: کودکانی که اختلال گفتاری یا ارتباطی دارند، ممکن است بهسادگی نتوانند آنچه را که اتفاق افتاده توضیح دهند. این سکوت اجباری، آنها را به قربانیان ایدهآل تبدیل میکند.
- فقدان شبکهٔ دوستی محافظتی: داشتن حتی یک دوست صمیمی میتواند خطر قلدری را بهطور قابلتوجهی کاهش دهد. قلدران معمولاً کودکان منزوی را هدف قرار میدهند.
- نگرشهای اجتماعی و انگ: در بسیاری از فرهنگها، کودکان دارای معلولیت «کمارزشتر» تلقی میشوند.
- محیط مدرسه: مدارس فاقد سیاستهای ضدقلدری و آموزش ضمن خدمت، نرخ بالاتری از قلدری دارند.
- چالشهای خاص ایران: تراکم بالای کلاسها (گاه بیش از ۳۵ نفر)، کمبود مشاوران متخصص در مناطق کمبرخوردار، ناآگاهی خانوادهها از حقوق قانونی (قانون حمایت از حقوق کودکان ۱۳۹۹، قانون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت ۱۳۹۶).
پیامدهای قلدری: چرا نمیشود بیتفاوت بود؟
قلدری، یک «بخشی از بزرگ شدن» نیست که بشود نادیدهاش گرفت. پیامدهای آن میتواند عمیق، گسترده و مادامالعمر باشد:
- سلامت روان: افسردگی، اضطراب فراگیر، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، کاهش عزتنفس، و افزایش خطر افکار خودکشی. یک مطالعهٔ طولی در بریتانیا نشان داد بزرگسالانی که در کودکی قربانی قلدری بودهاند، ۲.۵ برابر بیشتر در معرض اختلالات اضطرابی و افسردگی هستند (Takizawa et al., 2014).
- عملکرد تحصیلی: افت نمرات، غیبتهای مکرر، و افزایش احتمال ترک تحصیل.
- انزوای اجتماعی: از دست دادن فرصتهای دوستی و رشد اجتماعی.
- رفتارهای پرخطر: سوءمصرف مواد، رفتارهای پرخطر جنسی، و رفتارهای بزهکارانه در نوجوانی و بزرگسالی.
- تشدید معلولیت: پسرفت در مهارتهای کسبشده، تشدید مشکلات گفتاری، افزایش حملات صرع، و وخامت سلامت روان.
برنامههای مبتنی بر شواهد: چه چیزهایی در دنیا جواب داده است؟
پیش از آنکه به سراغ راهبردهای پیشگیری و مداخله برویم، لازم است با چند برنامهٔ بینالمللی آشنا شویم که اثربخشی آنها در پژوهشهای دقیق تأیید شده است. این برنامهها میتوانند الهامبخش طراحی مداخلات در مدارس ایران باشند:
برنامهٔ KiVa (فنلاند)
یکی از موفقترین برنامههای ضدقلدری در جهان. KiVa بر این ایده استوار است که «قلدری، یک پدیدهٔ گروهی است—نه فقط مشکل قلدر و قربانی.» این برنامه به تماشاگران (Bystanders) آموزش میدهد که چطور در برابر قلدری سکوت نکنند و از قربانی حمایت کنند. پژوهشها نشان داده که KiVa توانسته نرخ قلدری را تا ۴۰٪ کاهش دهد (Kärnä et al., 2011). نسخهٔ سادهشدهای از این برنامه میتواند در مدارس ایران اجرا شود: آموزش به دانشآموزان که «وقتی میبینی کسی مسخره میشود، نخند. برو کنارش بایست. به معلم بگو.»
برنامهٔ Olweus (نروژ)
قدیمیترین و پراستنادترین برنامهٔ ضدقلدری جهان، طراحیشده توسط پروفسور دن الویوس—پدر پژوهشهای قلدری. این برنامه بر چهار سطح مداخله تأکید دارد: مدرسه، کلاس درس، فردی، و جامعه. شامل نظارت بیشتر در زنگ تفریح، تشکیل کمیتهٔ ضدقلدری در مدرسه، و برگزاری جلسات منظم با والدین. پژوهشها کاهش ۳۰-۵۰٪ در نرخ قلدری را گزارش کردهاند (Olweus & Limber, 2010).
برنامهٔ Steps to Respect (آمریکا)
ویژهٔ مدارس ابتدایی، با تمرکز بر آموزش همدلی، مهارتهای دوستیابی، و راهبردهای مداخله برای معلمان. از داستانها و نمایشهای ایفای نقش برای آموزش کودکان استفاده میکند.
چطور میشود این برنامهها را در ایران اجرا کرد؟
پیادهسازی کامل این برنامهها با تمام جزئیات و هزینههایشان در مدارس ایران امکانپذیر نیست. اما میتوان اصول کلیدی آنها را با کمترین هزینه اقتباس کرد: ۱) آموزش «نقش تماشاگر» به دانشآموزان (از KiVa)، ۲) تشکیل «کمیتهٔ ضدقلدری» متشکل از معاون، مشاور، یک معلم داوطلب، و یک نماینده از والدین (از Olweus)، ۳) استفاده از داستانهای مصور و ایفای نقش برای آموزش همدلی (از Steps to Respect).
پیشگیری: ساختن مدرسهای که قلدری در آن ریشه نمیدواند
پیشگیری از قلدری، مانند واکسیناسیون است—بسیار مؤثرتر، کمهزینهتر، و انسانیتر از درمان. یک برنامهٔ جامع پیشگیری باید در سه سطح عمل کند:
سطح مدرسه (پیشگیری همگانی—Universal Prevention)
- تدوین و اجرای یک سیاست ضدقلدری شفاف: این سیاست باید بهطور خاص از دانشآموزان دارای معلولیت نام ببرد و حمایتهای ویژه برای آنها را تشریح کند.
- آموزش ضمن خدمت برای همهٔ کارکنان: معلمان، معاونان، مشاوران، رانندگان سرویس، و حتی سرایداران باید آموزش ببینند که قلدری علیه دانشآموزان دارای معلولیت چه شکلی دارد، چطور شناسایی شود، و چگونه به آن پاسخ داده شود.
- آموزش فراگیرسازی و همدلی برای همهٔ دانشآموزان: برگزاری کارگاههای کلاسی با موضوع «تفاوتهای ما، قدرت ماست»، دعوت از سخنرانان دارای معلولیت، استفاده از کتابها و فیلمهایی که شخصیتهای دارای معلولیت را بهصورت مثبت و غیرکلیشهای به تصویر میکشند.
- افزایش نظارت در زمانها و مکانهای پرخطر: زنگ تفریح، ساعت ناهار، سرویس مدرسه، راهروها، و دستشوییها. قلدری در جایی رخ میدهد که بزرگسالان حضور ندارند.
- طراحی فراگیر فضاهای مدرسه: اطمینان از دسترسی به تمامی فضاها (کتابخانه، آزمایشگاه، نمازخانه، زمین ورزش). عدم دسترسپذیری، خود شکلی از طرد ساختاری است.
- گزارشدهی آسان و امن: سیستم گزارشدهی بدون ترس از تلافی—حضوری نزد مشاور، صندوق پیام، یا فرم آنلاین ناشناس.
سطح گروهی (پیشگیری انتخابی—Selective Prevention)
- حمایت از ایجاد دوستیها: تسهیل گروههای بازی ساختاریافته، برنامهٔ «رفیق همیار» (Buddy System)، پروژههای گروهی.
- مداخله در پویایی گروههای پرخطر: شناسایی گروههای دانشآموزی که در آنها قلدری رواج دارد و کار با کل آن گروه—نه فقط قلدر و قربانی.
- آموزش مهارتهای اجتماعی و ابراز وجود: آموزش اینکه چطور درخواست کمک کنند، چطور «نه» بگویند، و چطور موقعیتهای خطرناک را شناسایی کنند.
سطح فردی (پیشگیری نشاندار—Indicated Prevention)
- برنامهٔ آموزشی فردی با درج اهداف ضدقلدری: در طرح درس فردی دانشآموز دارای معلولیت، اهداف مشخصی برای افزایش ایمنی و مهارتهای مقابله با قلدری گنجانده شود.
- آموزش «گزارش دادن» به کودکان با اختلالات شدید ارتباطی: استفاده از کارتهای تصویری (PECS) با تصاویر ساده («من ناراحتم»، «یکی منو زد»، «کمک میخوام»)، اپلیکیشنهای ارتباطی رایگان مانند LetMeTalk یا Card Talk (اندروید)، دفترچهٔ ارتباطی (Communication Book) که همیشه در کیف کودک باشد. معلم یا گفتاردرمانگر باید با کودک تمرین کند: «اگر کسی اذیتت کرد، کارت قرمز را نشان بده.»

مداخله: وقتی قلدری اتفاق افتاده است—حالا چه کنیم؟
وقتی قلدری کشف میشود، پاسخ سریع، قاطع و حرفهای ضروری است. این گامها هم برای مدارس عادی و هم برای مدارس استثنایی کاربرد دارد.
گامهای ششگانهٔ عملی برای معلم یا مشاور
- گام اول: اطمینان از ایمنی فوری. اگر قلدری فیزیکی است، فوراً مداخله کنید. قربانی و قلدر را از هم جدا کنید. هرگز آنها را روبهروی هم قرار ندهید و نگویید «بروید با هم صلح کنید».
- گام دوم: مستندسازی. زمان، مکان، افراد درگیر، شاهدان، و شرح دقیق واقعه را بنویسید. اگر کودک آسیب دیده، عکس بگیرید (با رضایت والدین).
- گام سوم: گفتوگوی جداگانه. اول با قربانی صحبت کنید (با حضور یک بزرگسال مورد اعتماد، در محیطی آرام و امن). سپس با قلدر (بدون حضور قربانی). سپس با شاهدان.
- گام چهارم: اطلاع به والدین. والدین هر دو طرف باید در جریان قرار گیرند. با والدین قربانی، همدلانه و بدون قضاوت صحبت کنید.
- گام پنجم: تعیین پیامد و حمایت. برای قلدر، پیامدهای روشن و متناسب (نه صرفاً تنبیه، که آموزش و جبران). برای قربانی، برنامهٔ حمایتی: مشاوره، همراهی در زنگ تفریح، یا تغییر موقت کلاس.
- گام ششم: پیگیری. دو هفته بعد، یک ماه بعد، با قربانی و خانوادهاش تماس بگیرید. آیا قلدری متوقف شده؟ آیا کودک احساس امنیت میکند؟
هشدار: رویکردهای نادرست و آسیبزا
- میانجیگری بین قلدر و قربانی: قلدری یک «اختلاف» نیست که بشود با میانجیگری حلش کرد. این کار برای قربانی میتواند عمیقاً تروماتیک باشد.
- گفتن به قربانی «محکمتر باش» یا «مقابله به مثل کن»: این جملات، بار مسئولیت را بر دوش قربانی میگذارند.
- تنبیه بدون آموزش: فقط اخراج موقت قلدر، بدون آموزش همدلی، مشکل را حل نمیکند—فقط آن را به تعویق میاندازد.
یک مطالعهٔ موردی ایرانی: داستان «نرگس» از تبریز
(نام کودک و برخی جزئیات با حفظ حریم خصوصی تغییر یافته است.)
نرگس، ۸ ساله، دانشآموز پایهٔ دوم ابتدایی در یک مدرسهٔ عادی در تبریز است. او کمشنوایی مادرزادی دارد و از سمعک استفاده میکند—دستگاه کوچکی که پشت گوشش قرار میگیرد. گفتارش کمی نامفهوم است و برخی کلمات را «تودماغی» ادا میکند.
از اواسط مهرماه، مادر نرگس متوجه تغییر رفتار دخترش شد. نرگس—که همیشه برای رفتن به مدرسه ذوق داشت—حالا صبحها بهانه میگرفت که «مریضم»، «دلم درد میکنه». یک روز با گریه گفت: «بچهها میگن چرا صدات مث آدم نیست؟ چرا اینو چسبوندی به گوشت؟» و بعد سمعکش را از کیفش درآورد—دستگاهش شکسته بود.
مداخله چه بود؟ معلم کلاس—خانم «رضوی»—اقدامات زیر را انجام داد:
- برگزاری جلسهٔ کلاسی با عنوان «گوشهای متفاوت» با پخش ویدئوی کوتاه از یک نوازندهٔ ناشنوای مشهور و تمرین تجربی «نشنیدن».
- گفتوگوی خصوصی با سه دانشآموز اصلی و دعوت از آنها برای تصور اینکه «اگر یک روز نتوانید صدای مادرتان را بشنوید، چه حسی دارید؟»
- تماس با والدین سه دانشآموز—نه برای شکایت، که برای همکاری و گفتوگو دربارهٔ «احترام به تفاوتها» در خانه.
- راهاندازی برنامهٔ «رفیق همیار» با دو همکلاسی داوطلب که متعهد شدند در زنگ تفریح کنار نرگس بمانند.
- ارجاع به مشاور مدرسه برای تقویت مهارتهای ابراز وجود: «من سمعک دارم چون خوب نمیشنوم. این که چیز بدی نیست.»
نتیجه: پس از سه ماه، نرگس دوباره عاشق مدرسه شده بود. یکی از سه دانشآموز قلدر، هفتهٔ بعد داوطلب شد تا برای بچههای کلاس اولی «قصهٔ گوشهای متفاوت» را تعریف کند.
ده توصیهٔ عملی برای معلمان، والدین و مدیران مدارس ایران
- به کودک باور داشته باشید. اگر کودکی—بهویژه با مشکل ارتباطی—نشان داد که اذیت میشود، اول گوش دهید. باور کنید. نگویید «شاید اشتباه متوجه شدی.»
- تفاوت میان «دعوا» و «قلدری» را بشناسید. دعوا بین دو همسال با قدرت برابر و گذراست. قلدری، الگویی تکراری با عدم توازن قدرت است.
- زنگ تفریح و ساعت ناهار را جدی بگیرید. این زمانها پرخطرترین لحظات برای قلدری هستند. نظارت را افزایش دهید و فعالیتهای ساختاریافته طراحی کنید.
- به کودکان دارای معلولیت «زبان گزارش دادن» بیاموزید. از کارتهای تصویری، جملات ساده، یا اپلیکیشنهای رایگان (LetMeTalk) استفاده کنید.
- حتی یک دوست، تفاوت ایجاد میکند. برنامهٔ «رفیق همیار» راهاندازی کنید. یک همکلاسی داوطلب میتواند در زنگ تفریح کنار دانشآموز دارای معلولیت باشد.
- والدین، مراقب تغییرات ظریف باشید. اگر کودک ناگهان از مدرسه امتناع کرد، پرخاشگر شد، یا پسرفت کرد، زنگ خطر را به صدا درآورید. با مدرسه تماس بگیرید و از حقوق قانونی خود تحت «قانون حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان» (۱۳۹۹) آگاه باشید.
- با قلدر هم کار کنید، نه فقط علیه او. بسیاری از قلدران خود قربانی خشونت در خانه هستند. آنها نیز به کمک نیاز دارند—اما این کمک نباید به قیمت نادیده گرفتن آسیب قربانی تمام شود.
- آموزش همدلی را به برنامهٔ درسی اضافه کنید. یک جلسه در ماه دربارهٔ تفاوتهای انسانی، احترام، و مهربانی صحبت کنید. از کتابهای داستان، فیلم، و مهمانهای دارای معلولیت استفاده کنید. داستان «نرگس» را برای کلاس تعریف کنید.
- مستند کنید، مستند کنید، مستند کنید. هر واقعهٔ قلدری را با تاریخ، شرح دقیق، و اقدامات انجامشده ثبت کنید.
- از منابع موجود در ایران کمک بگیرید. «سامانهٔ نماد» (نظام مراقبت اجتماعی دانشآموزان) آموزش و پرورش، «انجمن حمایت از حقوق کودکان»، و «سازمان بهزیستی» میتوانند در موارد شدید، حمایت حقوقی و روانشناختی ارائه دهند.
نتیجهگیری: مدرسه، خانهٔ دوم—برای همه
مدرسه، برای بسیاری از ما، تنها جایی برای یادگیری ریاضی و علوم نیست. مدرسه، جایی است که برای اولین بار طعم دوستی، همکاری، و تعلق را میچشیم—یا زهر طرد، تحقیر، و تنهایی را. برای کودکی که هر روز با ترس از قلدری به مدرسه میرود، آن ساختمان آجری، نه یک خانهٔ دوم، که یک میدان نبرد است. و هیچ کودکی—هیچ کودکی—نباید در میدان نبرد بزرگ شود.
دانشآموزان دارای معلولیت، به دلیل آسیبپذیری مضاعفشان، نیازمند توجه و حمایت ویژه هستند. اما این حمایت، به معنای «ترحم» یا «مراقبت افراطی» نیست. به معنای ایجاد محیطی است که در آن، تفاوتها دیده شوند، اما مسخره نشوند. محدودیتها شناخته شوند، اما دستمایهٔ تحقیر نگردند. و هر کودک—با هر نوع بدن، هر نوع ذهن، و هر نوع توانایی—احساس کند که به این مدرسه تعلق دارد.
معلمان، والدین، مدیران، و تسهیلگران—همهٔ ما—در این مأموریت سهیم هستیم. بیایید از امروز، یک گام برداریم. یک سیاست ضدقلدری بنویسیم. یک کارگاه همدلی برگزار کنیم. یک کودک را در زنگ تفریح تنها نگذاریم. یک گزارش را جدی بگیریم. همین گامهای کوچک، میتوانند دنیای یک کودک را تغییر دهند.
منابع
- Rose, C. A., Espelage, D. L., & Monda-Amaya, L. E. (2015). Bullying and middle school students with and without specific learning disabilities: An examination of social-ecological predictors. Journal of Learning Disabilities, 48(3), 239-254.
- Sterzing, P. R., Shattuck, P. T., Narendorf, S. C., Wagner, M., & Cooper, B. P. (2012). Bullying involvement and autism spectrum disorders. Archives of Pediatrics & Adolescent Medicine, 166(11), 1058-1064.
- Espelage, D. L., Rose, C. A., & Polanin, J. R. (2015). Social-emotional learning program to reduce bullying among middle school students with disabilities. Remedial and Special Education, 36(5), 299-311.
- Takizawa, R., Maughan, B., & Arseneault, L. (2014). Adult health outcomes of childhood bullying victimization. American Journal of Psychiatry, 171(7), 777-784.
- Centers for Disease Control and Prevention (CDC). (2014). Bullying Surveillance Among Youths. Atlanta: National Center for Injury Prevention and Control.
- Kärnä, A., Voeten, M., Little, T. D., Poskiparta, E., Kaljonen, A., & Salmivalli, C. (2011). A large-scale evaluation of the KiVa antibullying program. Child Development, 82(1), 311-330.
- Olweus, D., & Limber, S. P. (2010). Bullying in school: Evaluation and dissemination of the Olweus Bullying Prevention Program. American Journal of Orthopsychiatry, 80(1), 124-134.
- قانون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت. (۱۳۹۶). مجلس شورای اسلامی ایران.
- قانون حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان. (۱۳۹۹). مجلس شورای اسلامی ایران.
- وزارت آموزش و پرورش ایران. (۱۴۰۰). آییننامهٔ انضباطی مدارس. تهران: معاونت تربیت بدنی و سلامت.