سه گانه ی اختلال، نقص، معلولیت
سه گانه ی اختلال، نقص، معلولیت
این مفهوم، شامل سه واژه است و از سوی سازمان بهداشت جهانی در سازمان ملل تعریف و تعیین شده است. این تعریف از ما میخواهد این سه مفهوم را از هم جدا کنیم.
1.اول، اختلال یافتگی یا آسیب دیدگی (Impariment) است که به معنای هر نوع فقدان یا غیر طبیعی بودن ساختار یا فیزیک مغزی، روانی یا بدنی است این تعریف کاملاً زیستی ژنتیکی و شناختی است.
2.بخش دیگر از این سه گانه معلولیت( disability) است که به معنای هر نوع محدودیت یا نبود توانایی در انجام فعالیت هایی است که برای هر شخص بسته به سن جنس و فرهنگ طرف فرهنگ طبیعی تلقی می شود* این بخش از تعریف ربطی به *وضعیت زیستی شخص ندارد بلکه از امکان فعالیت یا عدم فعالیت او سخن می گوید که کاملا وابسته به ساختارهای اقتصادی و سیاسی جامعه است*
3. بخش سوم از این سه گانه معیوب بودن یا نقص (Handicap) است و نشان دهنده وضعیت نامطلوب شخص است که به دلیل وجود یک آسیب یا اختلال ذهنی و بدنی برای او ایجاد شده است. این بخش از تعریف کاملاً وابسته به عوامل اجتماعی و فرهنگی است.
سازمان بهداشت جهانی با تفکیک تعریف و نامگذاری فرد دارای معلولیت به سه بخش قصد دارد، سه وضعیت زیستی معیشتی و فرهنگی را از هم متمایز کند. آنچه از اراده انسان خارج است و صرفاً به طبیعت بستگی دارد فقط بخش اول یا همان وجود آسیب یا اختلال در مغز و بدن شخص دارای معلولیت است، اما بخش دیگر کاملاً بستگی به اراده و اختیار خود انسانها دارد و کاملاً قابل کنترل اصلاح و ترمیم است اگر ساختارهای سیاسی اقتصادی آموزشی و نهادهای اجتماعی در یک جامعه عادلانه و صحیح باشد فرد دارای معلولیت توانایی انجام بسیاری از فعالیتها و عملکردها را پیدا خواهد کرد. اگر حمل و نقل به فضای شهری معماری اداری و نهادهای اجتماعی متناسب و پذیرای وجود افراد دارای معلولیت باشد آنها خواهند توانست از خانه خارج شوند و با استقلال به هر نوع فعالیتی بپردازند، هر نوع فعالیتی که متناسب با علاقه و توان آنهاست. در غیر این صورت، فرد دارای معلولیت امکان دسترسی به هر نوع فرصت دسترسی به رشد و پیشرفت آموزشی، تحصیلات عالی و اشتغال خواهد شد و روز به روز ضعیف تر به زندگی ادامه خواهد داد. اگر این وضعیت فرهنگی جامعه اصلاح شود، دیگر فرد دارای معلولیت را شخصی ناقص و معیوب نخواهد شمرد. این تعریف اجازه نمی دهد معلولیت لابه لای اصطلاحات پزشکی و زیستی پنهان بماند و نقش قراردادها و نظم و انتظامات اجتماعی را بسیار مهم تلقی می کند در واقع این تعریف نه تنها نقش عوامل و نهادهای قدرت اجتماعی را بسیار مهم، بلکه دلیل اصلی و اولیه محدودیتِ شخص دارای معلولیت در انجام برخی از عملکردها و فعالیت ها می دانند و البته آن را قابل اصلاح تلقی می کند. حسن دیگر این تعریف سهگانه آن است که با تفکیک وضعیت زیستی از اجتماعی و فرهنگی راه را باز میکند که اشخاص در صورت نیاز در دسته اجتماعی حمایت شونده گنجاندن وزن مزایای حمایت اجتماعی نهادهای اجتماعی بیمه و غیره برخوردار شود اگرچه در دسته معلولان زیستی قرار نگیرند مثال شخصی که به علت بیماری دراز مدت دچار ضعف و ناتوانی شده است به روشنی در دسته دوم قرار میگیرد اگر چه از نظر زیست یا شناختی در دسته اول نیست و اختلال یا آسیب دیدگی ندارد.