بدن در قاب: اخلاق، قدرت و زیباییشناسی در عکاسی از افراد دارای معلولیت
عکاسی، صرفاً ابزاری برای ثبت واقعیت نیست، بلکه وسیلهای برای تولید معنا، اعمال قدرت و برساختن هویت است. از نخستین روزهای اختراع عکاسی در سده نوزدهم، بدن انسان همواره در مرکز توجه لنزها بوده است. اما در این میان، «بدن دارای معلولیت» همواره به شکلی متفاوت و مسئلهساز در قاب عکاسان جای گرفته است. این بدن یا به مثابه «ابژه پزشکی» برای مستندسازی آسیبشناسی به تصویر کشیده شده، یا به عنوان «نماد ترحم» برای جلب کمکهای خیریه، یا در سالهای اخیر، به مثابه «ابژه الهامبخش» در گفتمان «پورنوگرافی الهام» (Inspiration Porn). در تمام این رویکردها، فرد دارای معلولیت از جایگاه «سوژه فعال» خارج شده و به «ابژه منفعل نگاه خیره» (Gaze) بدل میشود. پرسش محوری این مقاله آن است که عکاسی از بدن دارای معلولیت، در چه شرایطی میتواند از چارچوبهای «بازنمایی سرکوبگر» (Oppressive Representation) فراتر رود و به کنشی «توانمندساز» (Empowering) و «زیباییشناختی» بدل شود؟ در این مسیر، از سه دریچه فلسفی (امانوئل لویناس و اخلاق مواجهه با «دیگری»)، جامعهشناختی (نظریه «نگاه خیره» در برابر «نگاه متقابل») و تاریخ هنر (جنبش هنر معلولیت) به تحلیل موضوع میپردازیم.
روستاهای بدون مانع: یک مدل برنامهریزی بوممحور برای دسترسپذیری فراگیر
رویکرد جایگزین، که این مقاله به تبیین آن میپردازد، «مدل برنامهریزی بوممحور برای روستاهای بدون مانع» است. در این چارچوب، «دسترسپذیری» نه به عنوان یک «محصول استاندارد وارداتی»، بلکه به عنوان یک «فرایند بومی حل مسئله» تعریف میشود. به این معنا که هر روستا با تکیه بر چهار مؤلفه کلیدی زیستبوم خود (جغرافیا و اقلیم، مصالح بومی و نیروی کار محلی، فرهنگ و ساختار اجتماعی، و اقتصاد معیشتی) به تعریفی منحصربهفرد از «روستای بدون مانع» دست مییابد.
هدیه یا تحقیر؟ کالبدشکافی جامعهشناختی و روانشناختی کمکهای خیریهای به افراد دارای معلولیت
این نوشتار میکوشد با عبور از تحلیلهای سطحی و احساسی، پدیده «هدیه خیریهای» را از سه منظر متفاوت اما درهمتنیده واکاوی کند: نخست، از دریچه جامعهشناسی، جایی که هدیه بهعنوان یک «واقعیت اجتماعی تام» (Total Social Fact) بازتابدهنده مناسبات قدرت و سلسلهمراتب اجتماعی است؛ دوم، از دیدگاه روانشناختی، که به تأثیرات دریافت کمک بر خودپنداره، عزت نفس و انگیزه دریافتکننده میپردازد؛ و سوم، در چارچوب مطالعات معلولیت، که پرسشهای بنیادینی درباره «صدای» افراد دارای معلولیت، کلیشههای ترحمآمیز، و حق انتخاب آنها مطرح میکند. هدف، نه نفی ارزش اخلاقی نیکوکاری، بلکه کشاندن بحث به لایههای عمیقتر و ارائه چشماندازی برای خیریهای مبتنی بر کرامت انسانی است.
از «هیچچیز درباره ما، بدون ما» تا «رهبری فراگیر»:شعارهای ۲۰ ساله روز جهانی افراد دارای معلولیت
سوم دسامبر هر سال، به ابتکار سازمان ملل متحد از سال ۱۹۹۲، به عنوان «روز جهانی افراد دارای معلولیت» نامگذاری شده است. این روز، نه یک مناسبت تشریفاتی، که فراخوانی جهانی برای بازاندیشی در مناسبات جوامع با بیش از یک میلیارد انسانی است که با گونهای از معلولیت زندگی میکنند. سازمان جهانی بهداشت نیز همواره در کنار سازمان ملل، این روز را بستری برای پیشبرد سلامت فراگیر، توانبخشی مبتنی بر جامعه و برابری دسترسی قرار داده است.