نمودار ون برای تحلیل نهادی بهجای متن، دایره
بخش اول: چکیده و مقدمه
چکیده
وقتی میخواهیم به یک فرد دارای معلولیت یا یک گروه خودیار کمک کنیم، باید بدانیم چه سازمانها و نهادهایی در اطراف آنها وجود دارند. اما دانستن اسم این نهادها کافی نیست. باید بفهمیم کدامیک واقعاً در دسترس هستند، کدامیک قدرتمندترند، کدامها باهم همکاری میکنند و کدامها هیچ ارتباطی باهم ندارند.
نمودار ون (Venn Diagram) یک روش خیلی ساده و تصویری است که به جای نوشتن فهرست بلند اسامی، از دایرهها استفاده میکند. هر نهاد را با یک دایره نشان میدهیم. اندازهٔ دایره نشان میدهد که آن نهاد چقدر مهم یا قدرتمند است. فاصلهٔ دایره از مرکز (که فرد یا گروه ماست) نشان میدهد که چقدر به آن نهاد دسترسی داریم. اگر دو دایره روی هم بیفتند، یعنی آن دو نهاد باهم همکاری میکنند.
این روش به گروههای خودیار و مددکاران کمک میکند تا در یک نگاه ببینند چه شکافها و فرصتهایی در اطرافشان وجود دارد. در این مقاله، این روش را قدمبهقدم توضیح میدهیم و با یک مثال واقعی از یک گروه زنان دارای معلولیت در بنگلادش نشان میدهیم که چطور میشود از این دایرههای ساده برای برنامهریزی و تغییر استفاده کرد.
مقدمه: وقتی اسمها کافی نیستند
گروهی از مادران را تصور کنید که فرزندانی با فلج مغزی دارند. آنها تصمیم گرفتهاند یک برنامهٔ توانبخشی محلی راهاندازی کنند. دور هم نشستهاند و اسم نهادهایی را که در منطقه فعال هستند فهرست میکنند: مرکز بهداشت، ادارهٔ بهزیستی، یک انجمن خیریه، یک مدرسهٔ استثنایی، شورای محله، و یک فیزیوتراپیست خصوصی.
اما دانستن این اسمها کافی نیست. پرسشهای اصلی اینها هستند: کدامیک از این نهادها واقعاً به ما کمک میکنند؟ کدامیک به حرف ما گوش میدهند؟ کدامها باهم کار میکنند و کدامها هیچ ارتباطی باهم ندارند؟ چه کسی از همه قدرتمندتر است و میتواند راه را برای ما باز کند؟
برای پاسخ به این پرسشها، نوشتن یک فهرست بلند فایدهای ندارد. ما به یک تصویر نیاز داریم. تصویری که بهجای کلمهها، با شکل و فاصله و اندازه، همه چیز را در یک نگاه نشان دهد. این همان کاری است که نمودار ون انجام میدهد. این روش ساده، کمک میکند تا بدون نیاز به سواد نوشتاری بالا، همهٔ اعضای یک گروه بتوانند نظرشان را بیان کنند و با هم گفتوگو کنند.
بخش دوم: نمودار ون چطور کار میکند؟
در تحلیل نهادی، نمودار ون سه ویژگی اصلی دارد که هرکدام یک پیام مهم را میرساند:
۱. اندازهٔ دایره: قدرت و اهمیت
هرچه یک نهاد مهمتر، قدرتمندتر یا تأثیرگذارتر باشد، دایرهاش را بزرگتر میکشیم. نکتهٔ مهم این است که این اندازه را خود اعضای گروه تعیین میکنند، نه تسهیلگر. ممکن است یک انجمن کوچک محلی که واقعاً به مردم خدمات میدهد، دایرهای بزرگتر از یک سازمان دولتی بزرگ اما ناکارآمد داشته باشد.
۲. فاصله از مرکز: دسترسی و صمیمیت
مرکز نمودار، خود فرد یا گروه است. هرچه یک نهاد به مرکز نزدیکتر باشد، یعنی دسترسی به آن آسانتر است، ارتباط با آن صمیمیتر است، و خدماتش را راحتتر میشود دریافت کرد. نهادی که خیلی دور از مرکز قرار میگیرد، شاید روی کاغذ وجود داشته باشد، اما در زندگی واقعی مردم حضور ندارد.
۳. همپوشانی دایرهها: همکاری یا رقابت
وقتی دو دایره روی هم میافتند، یعنی آن دو نهاد باهم همکاری میکنند. هرچه همپوشانی بیشتر باشد، همکاری نزدیکتر است. اگر دو دایره هیچ همپوشانی نداشته باشند، یعنی میانشان شکاف وجود دارد، یا اصلاً همدیگر را نمیشناسند، یا حتی ممکن است رقیب هم باشند.
برای نمونه، گروهی از افراد دارای معلولیت بینایی نموداری کشیدند که در آن، «انجمن نابینایان» و «کتابخانهٔ گویا» کاملاً روی هم افتاده بودند (چون باهم همکاری نزدیک داشتند)، اما «سازمان اتوبوسرانی شهری» یک دایرهٔ کوچک بود در گوشهٔ دور نمودار. این تصویر در یک نگاه نشان میداد که سیستم حملونقل، با وجود اهمیتی که دارد، در زندگی این افراد کاملاً غایب است.
بخش سوم: چرا این روش برای گروههای خودیار خوب است؟
- همه میتوانند مشارکت کنند. برای رسم نمودار ون، لازم نیست سواد نوشتاری داشته باشید. هرکسی میتواند یک دایره روی کاغذ بکشد یا یک دایرهٔ آماده را روی مقوا بچسباند. این یعنی همهٔ اعضا، حتی کسانی که معمولاً کمتر حرف میزنند، میتوانند نظرشان را بگویند.
- رابطههای پنهان آشکار میشود. خیلی وقتها اعضای گروه «احساس» میکنند که فلان نهاد به آنها بیتوجه است، اما این احساس را به زبان نمیآورند. وقتی یک دایرهٔ کوچک و دور را برای آن نهاد میکشند، این پیام بدون نیاز به توضیح طولانی منتقل میشود.
- شکافها و مشکلها دیده میشود. اگر دو نهاد که باید باهم کار کنند (مثلاً بهزیستی و آموزشوپرورش) در نمودار کاملاً جدا از هم کشیده شوند، این شکاف برای همه، حتی برای مسئولانی که به جلسه دعوت شدهاند، آشکار میشود.
- پایهای برای برنامهریزی میشود. بعد از کشیدن نمودار، گروه میتواند بپرسد: «کدام دایره را باید نزدیکتر کنیم؟ چطور میشود دو دایره را که الان جدا هستند، به هم نزدیک کنیم تا همکاری شکل بگیرد؟» این پرسشها مستقیماً به یک برنامهٔ عملی میانجامد.
بخش چهارم: قدمهای اجرایی – چطور یک نمودار ون نهادی بکشیم؟
قدم اول: آمادهسازی
وسایل لازم خیلی ساده است: یک مقوای بزرگ، کاغذهای رنگی (برای بریدن دایرهها)، قیچی، چسب و ماژیک. بهتر است چند سری دایرهٔ آماده در اندازههای مختلف داشته باشید تا کار راحتتر شود. یک دایره در مرکز مقوا بگذارید که نشاندهندهٔ خود گروه باشد.
قدم دوم: اسم نهادها را فهرست کنید
از اعضا بپرسید: «چه سازمانها، ادارهها، گروهها یا آدمهایی در زندگی شما نقش دارند؟» هر اسم را روی یک کارت جداگانه بنویسید. عجله نکنید. بگذارید همه فکر کنند و اسم بیاورند. بعضی نهادها رسمی هستند (مثل بهزیستی و شهرداری) و بعضی غیررسمی (مثل یک همسایهٔ کمککننده یا یک خیّر محلی). هر دو نوع مهم هستند.
قدم سوم: اسمها را به دایره تبدیل کنید
حالا بهترتیب سراغ هر نهاد بروید و از گروه بپرسید:
- اندازه: «این نهاد چقدر مهم و قدرتمند است؟ دایرهٔ بزرگ یا کوچک؟»
- فاصله: «چقدر به آن دسترسی دارید؟ نزدیک مرکز بچسبانیم یا دور؟»
- همپوشانی: «آیا این نهاد با نهاد دیگری که قبلاً چسباندیم همکاری دارد؟ اگر بله، دایرهها را طوری بچینیم که روی هم بیفتند.»
این مرحله معمولاً پر از بحث و گفتوگو میشود. تسهیلگر نباید عجله کند و نباید نظر خودش را تحمیل کند. بگذارید گروه به یک توافق برسد.
قدم چهارم: دربارهٔ نمودار گفتوگو کنید
بعد از اینکه همهٔ دایرهها چسبانده شدند، چند دقیقه سکوت کنید و بگذارید همه به نمودار نگاه کنند. بعد بپرسید:
- «چه نهادهایی در این نمودار نیستند؟ چه کسی غایب است؟»
- «چرا فلان دایره اینقدر دور است؟ چه مانعی وجود دارد؟»
- «کدام دایرهها باهم همپوشانی دارند؟ این همکاری چقدر قوی است؟»
- «بزرگترین و نزدیکترین دایره کدام است؟ چطور میتوانیم از آن برای نزدیکتر کردن بقیه کمک بگیریم؟»
قدم پنجم: برنامهریزی برای تغییر
حالا از گروه بخواهید تصور کنند شش ماه بعد، دوست دارند این نمودار چه شکلی باشد. کدام دایره باید نزدیکتر شود؟ کدام همپوشانی جدید باید ایجاد شود؟ بعد، گامهای کوچک و عملی برای رسیدن به این تغییر طراحی کنید. برای مثال: «چه کسی تا هفتهٔ آینده با فلان اداره تماس میگیرد؟» یا «چه کسی از فلان خیّر میخواهد ما را به مسئول کارخانه معرفی کند؟»

بخش چهارم: قدمهای اجرایی – چطور یک نمودار ون نهادی بکشیم؟
قدم اول: آمادهسازی
وسایل لازم خیلی ساده است: یک مقوای بزرگ، کاغذهای رنگی (برای بریدن دایرهها)، قیچی، چسب و ماژیک. بهتر است چند سری دایرهٔ آماده در اندازههای مختلف داشته باشید تا کار راحتتر شود. یک دایره در مرکز مقوا بگذارید که نشاندهندهٔ خود گروه باشد.
قدم دوم: اسم نهادها را فهرست کنید
از اعضا بپرسید: «چه سازمانها، ادارهها، گروهها یا آدمهایی در زندگی شما نقش دارند؟» هر اسم را روی یک کارت جداگانه بنویسید. عجله نکنید. بگذارید همه فکر کنند و اسم بیاورند. بعضی نهادها رسمی هستند (مثل بهزیستی و شهرداری) و بعضی غیررسمی (مثل یک همسایهٔ کمککننده یا یک خیّر محلی). هر دو نوع مهم هستند.
قدم سوم: اسمها را به دایره تبدیل کنید
حالا بهترتیب سراغ هر نهاد بروید و از گروه بپرسید:
- اندازه: «این نهاد چقدر مهم و قدرتمند است؟ دایرهٔ بزرگ یا کوچک؟»
- فاصله: «چقدر به آن دسترسی دارید؟ نزدیک مرکز بچسبانیم یا دور؟»
- همپوشانی: «آیا این نهاد با نهاد دیگری که قبلاً چسباندیم همکاری دارد؟ اگر بله، دایرهها را طوری بچینیم که روی هم بیفتند.»
این مرحله معمولاً پر از بحث و گفتوگو میشود. تسهیلگر نباید عجله کند و نباید نظر خودش را تحمیل کند. بگذارید گروه به یک توافق برسد.
قدم چهارم: دربارهٔ نمودار گفتوگو کنید
بعد از اینکه همهٔ دایرهها چسبانده شدند، چند دقیقه سکوت کنید و بگذارید همه به نمودار نگاه کنند. بعد بپرسید:
- «چه نهادهایی در این نمودار نیستند؟ چه کسی غایب است؟»
- «چرا فلان دایره اینقدر دور است؟ چه مانعی وجود دارد؟»
- «کدام دایرهها باهم همپوشانی دارند؟ این همکاری چقدر قوی است؟»
- «بزرگترین و نزدیکترین دایره کدام است؟ چطور میتوانیم از آن برای نزدیکتر کردن بقیه کمک بگیریم؟»
قدم پنجم: برنامهریزی برای تغییر
حالا از گروه بخواهید تصور کنند شش ماه بعد، دوست دارند این نمودار چه شکلی باشد. کدام دایره باید نزدیکتر شود؟ کدام همپوشانی جدید باید ایجاد شود؟ بعد، گامهای کوچک و عملی برای رسیدن به این تغییر طراحی کنید. برای مثال: «چه کسی تا هفتهٔ آینده با فلان اداره تماس میگیرد؟» یا «چه کسی از فلان خیّر میخواهد ما را به مسئول کارخانه معرفی کند؟»
بخش پنجم: یک داستان واقعی – گروه زنان دارای معلولیت در بنگلادش
در یک منطقهٔ روستایی در شمال بنگلادش، گروهی از زنان دارای معلولیت جسمی-حرکتی دور هم جمع شده بودند. مشکل اصلی آنها بیکاری بود. میخواستند کار کنند، اما نمیدانستند از کجا شروع کنند.
تسهیلگر از آنها خواست نمودار ون بکشند. نتیجه این شد:
- نزدیکهای مرکز: یک خیّر محلی که پارچهٔ رایگان برای خیاطی میداد، یک مربی خیاطی داوطلب، و یک درمانگر محلی که هفتهای یکبار ویزیت رایگان داشت.
- دورها: ادارهٔ رفاه اجتماعی (دایرهای بزرگ اما خیلی دور)، بانک (که برای وام لازم بود اما کسی بلد نبود چطور درخواست بدهد)، و یک کارخانهٔ پوشاک در شهر.
- غایب بزرگ: هیچ سازمان ملی معلولیت یا برنامهٔ اشتغالزایی در این نمودار دیده نمیشد.
وقتی اعضا به این نمودار نگاه کردند، یکباره چیزی برایشان روشن شد: مشکل اصلی «نبودن منابع» نبود، «نبودن پل» بود. آنها نمیدانستند چطور با نهادهای بزرگ ارتباط بگیرند. زبان اداری بلد نبودند. کسی راهنمایشان نمیکرد.
بر اساس این تحلیل، گروه تصمیم گرفت یک «کمیتهٔ پلزنی» تشکیل دهد. سه نفر از اعضایی که سواد بیشتری داشتند، مسئول شدند با ادارهٔ رفاه و بانک تماس بگیرند، اطلاعات جمع کنند و به زبان ساده برای بقیه توضیح دهند. همچنین از خیّر محلی خواستند که آنها را به مدیر کارخانهٔ پوشاک معرفی کند.
شش ماه بعد، نمودار ون دوباره کشیده شد. دایرهٔ ادارهٔ رفاه کمی نزدیکتر شده بود. دایرهٔ کارخانه هم با گروه همپوشانی پیدا کرده بود، چون دو نفر از اعضا در آنجا استخدام شده بودند. این موفقیت کوچک، انرژی و امید تازهای به گروه داد.
بخش ششم: پیشنهادها، نتیجهگیری و منابع
پیشنهادهایی برای تسهیلگران
- نظرتان را تحمیل نکنید. این گروه است که باید تصمیم بگیرد کدام دایره بزرگ یا کوچک باشد. شاید به نظر شما فلان وزارتخانه خیلی مهم باشد، اما اگر مردم آن را دور و بیتأثیر میبینند، دایرهاش باید کوچک و دور بماند.
- از دایرههای آماده استفاده کنید. برای اعضایی که مشکل حرکتی دارند یا نمیتوانند قیچی کنند، چند سری دایرهٔ آماده در اندازههای مختلف همراه داشته باشید.
- برای نابینایان، دایرههای لمسی بسازید. میتوانید دایرهها را از مقوای ضخیم، نمد یا خمیر درست کنید و روی یک صفحهٔ پارچهای بچینید. همه چیز را با صدای بلند و با جزئیات توصیف کنید.
- بگذارید نمودار حرف بزند. بعد از کامل شدن نمودار، چند دقیقه سکوت کنید و از اعضا بخواهید فقط نگاه کنند. بعد بپرسید: «چه چیزی در این تصویر برایتان تازه بود یا شما را غافلگیر کرد؟»
- نمودار را با روشهای دیگر ترکیب کنید. مثلاً اول با «درخت مسئله» علتهای یک مشکل را پیدا کنید، بعد با نمودار ون ببینید کدام نهادها میتوانند آن علتها را برطرف کنند.
- از نمودار عکس بگیرید و نگه دارید. نمودار را روی دیوار محل تجمع گروه بزنید. هر چند ماه یکبار آن را بازبینی کنید و ببینید چه تغییراتی کرده است.
- اگر گروه موافق است، نمودار را به مسئولان نشان دهید. دیدن یک تصویر که در آن «دایرهٔ سازمان شما از ما خیلی دور است»، تأثیرش از ده صفحه نامه بیشتر است. اما حتماً پیش از این کار از گروه اجازه بگیرید.
نتیجهگیری
نمودار ون شاید در ظاهر فقط چند دایرهٔ کاغذی ساده به نظر برسد، اما در واقع یک «عکسبرداری از روابط قدرت» در یک محله یا منطقه است. این روش به گروههای خودیار کمک میکند که بهجای گله و شکایت پراکنده، دقیقاً ببینند مشکل کجاست: کدام نهاد در دسترس نیست؟ کدام دو نهاد باید باهم همکاری کنند ولی نمیکنند؟ از کدام نهاد نزدیک و قوی میشود برای باز کردن راههای بسته کمک گرفت؟
برای تسهیلگران و مددکاران، نمودار ون یک ابزار ساده، ارزان و فراگیر است که همه، حتی کسانی که سواد خواندن و نوشتن ندارند، میتوانند در آن مشارکت کنند. تنها چیزی که لازم است، یک مقوا، چند دایرهٔ رنگی، و یک گفتوگوی صادقانه است. گاهی چند دایره، بهتر از صدها صفحه گزارش، حقیقت را آشکار میکند.
منابع
- Chambers, R. (1994). Participatory Rural Appraisal: Analysis of Experience. World Development, 22(9), 1253-1268.
- Cornwall, A., & Pratt, G. (2011). Pathways to Participation: Reflections on PRA. London: ITDG Publishing.
- Deepak, S., Biggeri, M., & Mauro, V. (2014). Self-help groups of persons with disabilities as drivers of change: Evidence from India. Disability & Society, 29(9), 1402-1417.
- Kumar, S. (2002). Methods for Community Participation: A Complete Guide for Practitioners. London: ITDG Publishing.
- Pretty, J. N., Guijt, I., Thompson, J., & Scoones, I. (1995). Participatory Learning and Action: A Trainer’s Guide. London: IIED.
- Rifkin, S. B., & Pridmore, P. (2001). Partners in Planning: Information, Participation and Empowerment. London: Macmillan.
- World Health Organization. (2010). Community-Based Rehabilitation: CBR Guidelines. Geneva: WHO Press.