مقدمه: وقتی در خانه‌ها بسته می‌ماند

تصور کنید تسهیلگری وارد روستایی در سیستان و بلوچستان می‌شود. به او گفته‌اند در این روستا چند کودک با فلج مغزی زندگی می‌کنند که هرگز از خانه بیرون نیامده‌اند. به درِ خانه اول که می‌رسد، مادر خانواده می‌گوید: «حاج‌آقا گفته این بچه امتحان الهی است، باید صبر کنم.» تسهیلگر به مسجد روستا می‌رود، با امام جماعت گفت‌وگو می‌کند. هفته بعد، همان امام جماعت در خطبه‌های نماز جمعه از «کرامت انسان» می‌گوید، از اینکه «تفاوت بدنی، نشانه غضب الهی نیست»، و از همه مهم‌تر، آدرس خانه‌هایی را که فرزند دارای معلولیت دارند به تسهیلگر می‌دهد. این چرخش، نه حاصل یک معجزه، که محصول یک مهارت است: مذاکره با رهبران سنتی و مذهبی.

در جوامع سنتی، تسهیلگر برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه (CBR) خیلی زود درمی‌یابد که تخصص بالینی به‌تنهایی راه به جایی نمی‌برد. درِ خانه‌ها با بی‌اعتمادی باز می‌شود، خانواده‌ها فرزند دارای معلولیت خود را پنهان می‌کنند، و انگ اجتماعی، مشارکت را فلج می‌کند. در چنین بستری، رهبران سنتی و مذهبی — ریش‌سفید روستا، امام جماعت مسجد، مداح هیئت، یا عضو شورای محل — «دروازه‌بانان» (Gatekeepers) اعتماد، هنجار و رفتار جمعی‌اند. برنامه CBR بدون همراهی این رهبران، بنایی است زیبا اما بی‌ریشه در خاک جامعه. این مقاله می‌کوشد نشان دهد که تسهیلگر چگونه می‌تواند این دروازه‌بانان را نه به‌عنوان «مانع»، که به‌عنوان «سفیران تغییر» همراه کند.

بخش یکم: چرا رهبران سنتی و مذهبی دروازه‌بانان ضروری‌اند؟

نخستین دلیلی که تسهیلگر باید به‌سراغ رهبران سنتی و مذهبی برود، «اعتماد پیش‌ساخته» (Pre-existing Trust) است. در مناطقی که نهادهای رسمی ضعیف یا غایب‌اند، رهبران سنتی اغلب تنها مرجعی هستند که مردم به آنان رجوع می‌کنند. پژوهشی در شمال نیجریه نشان داد که «ساراکونا» (Sarakuna) — رهبران سنتی جامعه هوسا — «نوعی رفاه اجتماعی برای افراد دارای معلولیت فراهم می‌کنند» و به‌عنوان «واسطه» (Mediator) و «بیمه اجتماعی» (Social Insurance) عمل می‌نمایند. این رهبران، «اطلاعات ضروری» درباره افراد دارای معلولیت را در اختیار دارند و می‌توانند سازمان‌های غیردولتی را برای «دسترسی به جامعه افراد دارای معلولیت» یاری رسانند. با این حال، همین پژوهش نتیجه می‌گیرد که برنامه‌های CBR «اغلب آن‌ها را نادیده می‌گیرند» در حالی که «باید در بستر خاص رهبری سنتی نیز کار کنند».

دومین دلیل، قدرت رهبران در «شکل‌دهی به نگرش‌ها و هنجارهای اجتماعی» است. بسیاری از جوامع سنتی، معلولیت را «نفرین»، «گناه نیاکان» یا «امتحان الهی» می‌دانند. رهبران مذهبی می‌توانند این باورهای نادرست را از درون متون دینی به چالش بکشند. در غنا، پژوهشی نشان داد که رهبران سنتی و مذهبی «کلید شکل‌دهی به نگرش‌ها» نسبت به معلولیت و سلامت روان هستند و «بسیاری از افرادی که به دنبال مراقبت سلامت روان می‌روند، آن‌ها را به‌عنوان نخستین نقطه تماس انتخاب می‌کنند». در همین برنامه، وقتی به سازمان‌های محلی کمک مالی داده شد تا رهبران سنتی و مذهبی را از طریق «مشاوره مستقیم مکرر» درگیر کنند و آن‌ها را در «طراحی و اجرای فعالیت‌های کاهش انگ» مشارکت دهند، نتایج چشمگیری به دست آمد: در ۲۰ جامعه، ۳۰ فرد دارای معلولیت اکنون پست‌های رهبری را در اختیار دارند و فعالانه آینده جامعه خود را شکل می‌دهند.

سومین دلیل، «ظرفیت عملیاتی» (Operational Capacity) بی‌نظیر نهادهای دینی است. کلیساها، مساجد، معابد و هیئت‌های مذهبی، شبکه‌های گسترده‌ای از داوطلبان، فضاهای فیزیکی، و منابع مالی دارند که می‌توانند در خدمت برنامه‌های CBR قرار گیرند. یک پروژه در مالاوی نشان داد که با آموزش ۱۵۱۲ کشیش و رهبر کلیسا از طریق برنامه «الهیات معلولیت» (Theology of Disability)، این رهبران به «شرکای راهبردی» تبدیل شدند که به «جوامع کلیسایی کمک می‌کنند تا جامعه معلولان را دوست بدارند و از آنان مراقبت کنند، انگ مرتبط با معلولیت را از میان بردارند، و کودکان را برای درمان به بیمارستان‌ها ارجاع دهند». نتیجه این آموزش چه بود؟ تنها در نخستین رویداد آموزشی در مالاوی، ۲۴۶ کودک برای جراحی ارجاع داده شدند.

بخش دوم: راهبردهای تسهیلگری و مذاکره با رهبران سنتی و مذهبی

گام یکم: «نقشه قدرت محلی را ترسیم کنید، پیش از آنکه قدم بردارید»

پیش از هر اقدامی، تسهیلگر باید بفهمد «قدرت» در این جامعه چگونه توزیع شده است. رهبران اصلی چه کسانی هستند؟ دامنه نفوذ هر یک چقدر است؟ روابط میان آنان چگونه است؟ آیا میان رهبران سنتی (ریش‌سفید، کدخدا، عضو شورا) و رهبران مذهبی (امام جماعت، مداح، واعظ) رقابت وجود دارد یا همکاری؟ پاسخ به این پرسش‌ها، «نقشه قدرت» محلی را ترسیم می‌کند که راهنمای عمل تسهیلگر خواهد بود. در این مسیر، نخست باید «دروازه‌بان کلیدی» (Key Gatekeeper) را شناسایی کرد: آن یک یا دو نفری که کلید نفوذ بر بقیه را در دست دارند.

گام دوم: «به دانش محلی احترام بگذارید، نه آنکه “تصحیحش” کنید»

تسهیلگر نباید به‌عنوان یک «متخصص شهرنشین» ظاهر شود که آمده «خرافات محلی» را اصلاح کند. اگر تسهیلگر بگوید «این باور که معلولیت نفرین است، خرافه است»، درِ گفت‌وگو برای همیشه بسته می‌شود. در عوض، باید به دانش محلی، سنت‌ها و باورهای رهبران احترام بگذارد و آنان را به‌عنوان «شریک» ببیند، نه «مانع». در غنا، بهورزان جامعه تشویق می‌شوند تا از درمانگران سنتی و اردوگاه‌های دعاخوانی بازدید کنند و «روابط همکارانه» (Collaborative Relationships) برقرار سازند.

گام سوم: «زبان مشترک بیابید، نه آنکه زبان خود را تحمیل کنید»

تسهیلگر باید بتواند اهداف برنامه CBR را به زبانی ترجمه کند که با ارزش‌های دینی و فرهنگی رهبران هم‌خوانی داشته باشد. برای نمونه، در ایران، به‌جای سخن گفتن از «حقوق افراد دارای معلولیت» (که ممکن است در برخی بسترها «غربی» یا «وارداتی» تلقی شود)، می‌توان از مفاهیمی سخن گفت که ریشه در سنت اسلامی و فرهنگ ایرانی دارند: «کرامت ذاتی انسان» (برگرفته از آیه «و لقد کرمنا بنی آدم»)، «رحمت و شفقت» (برگرفته از سیره پیامبر اکرم)، و «مسئولیت اجتماعی در برابر همنوعان». به امام جماعت می‌توان گفت: «حاج‌آقا، شما که هر هفته از کرامت انسان می‌گویید، بیایید با هم کاری کنیم که این خانواده‌ها نیز کرامت خود را بازیابند.»

گام چهارم: «نقش مشخص و معنادار بدهید، نه وعده کلی»

رهبران باید بدانند که دقیقاً چه انتظاری از آن‌ها می‌رود. این نقش‌ها می‌توانند شامل موارد زیر باشند: شناسایی و ارجاع افراد دارای معلولیت (به‌ویژه آن‌ها که در خانه پنهان شده‌اند)، سخنرانی علیه انگ و تبعیض در خطبه‌های نماز جمعه یا مجالس مذهبی، بسیج داوطلبان برای بازدید از منازل و کمک به خانواده‌ها، و ارائه فضای مسجد یا حسینیه برای برگزاری جلسات گروه‌های خودیار یا کارگاه‌های آموزشی. نکته کلیدی آن است که این نقش باید برای رهبر «معنادار» باشد، نه یک «تکلیف اداری» که صرفاً از سر ترحم پذیرفته شود.

گام پنجم: «پیروزی‌های کوچک را جشن بگیرید و به رهبران منتسب کنید»

تغییر نگرش‌های عمیق، یک‌شبه رخ نمی‌دهد. تسهیلگر باید صبور باشد و «موفقیت‌های کوچک» را جشن بگیرد. مهم‌تر از آن، این موفقیت‌ها باید به رهبران «منتسب» شود. اگر امام جماعت روستا در خطبه‌هایش علیه انگ معلولیت سخن گفت، تسهیلگر باید نزد اعضای جامعه بگوید: «حاج‌آقا بودند که ما را به این مسیر هدایت کردند.» این انتساب، حس مالکیت رهبر بر برنامه را تقویت می‌کند و مشارکت پایدارش را تضمین می‌نماید.

گام ششم: «مدیریت تعارض و مقاومت: مقاومت را فرصتی برای گفت‌وگو ببینید»

همیشه ممکن است با رهبرانی روبه‌رو شویم که برنامه CBR را «دخالت بیگانگان» یا «تهدید ارزش‌های سنتی» می‌بینند. در این موارد، تسهیلگر باید صبور باشد، مقاومت را «فرصتی برای گفت‌وگو» ببیند، نه «دشمنی»، و از واسطه‌های مورد اعتماد (مانند یک روحانی هم‌فکر یا یک ریش‌سفید حامی) برای میانجی‌گری استفاده کند. همچنین، «تغییر تدریجی» را به «انقلاب ناگهانی» ترجیح دهد. یک تسهیلگر باتجربه می‌گوید: «من هرگز سعی نمی‌کنم باور یک رهبر را در یک جلسه تغییر دهم. هر بار فقط یک تلنگر کوچک می‌زنم. گاهی شش ماه طول می‌کشد، اما بالاخره آن تلنگرها اثر می‌کنند.»

بخش سوم: درس‌هایی از تجارب موفق جهانی

اندونزی: وقتی فقها برای معلولیت فتوا می‌دهند

در اندونزی، دو سازمان بزرگ اسلامی — «نهضت‌العلماء» (Nahdlatul Ulama) و «محمدیه» (Muhammadiyah) — هر یک فتاوا و کتاب‌های فقهی مستقلی در زمینه حقوق افراد دارای معلولیت منتشر کرده‌اند: NU کتاب «فقه تقویت افراد دارای معلولیت» (Fiqih Penguatan Penyandang Disabilitas) را منتشر کرد و محمدیه «فقه معلولیت» (Fikih Difabel) را تدوین نمود. این اقدام، پیامی قدرتمند به میلیون‌ها مسلمان اندونزی مخابره کرد: «معلولیت، نه یک نقص ایمانی، که یک تفاوت انسانی است که فقه نیز آن را به رسمیت می‌شناسد.» نکته آموزنده این تجربه برای تسهیلگران ایرانی آن است که می‌توانند از ظرفیت «فقه» و «رساله‌های عملیه» برای تغییر نگرش‌های مذهبی نسبت به معلولیت استفاده کنند. برای نمونه، می‌توان با همکاری حوزه‌های علمیه، جزوه‌ای درباره «احکام و حقوق افراد دارای معلولیت از منظر فقه اسلامی» تدوین کرد و در اختیار ائمه جماعات قرار داد.

مالاوی: وقتی کشیش‌ها «نفرین» را به «تصویر خدا» تبدیل می‌کنند

در مالاوی، سازمان CURE International برنامه‌ای آموزشی به نام «الهیات معلولیت» (Theology of Disability) برای کشیش‌ها طراحی کرده است. پیش از این آموزش‌ها، بسیاری از کشیش‌ها افراد دارای معلولیت را «نفرین‌شده» می‌دیدند. یکی از کشیش‌ها به نام بلسینگ ماگانگا می‌گوید: «پیش از آموزش، وقتی یک فرد دارای معلولیت را می‌دیدم، یک “نفرین” می‌دیدم. اما حالا اولین چیزی که فکر می‌کنم این است: “این هم تصویر خداست”.». نتیجه این تغییر نگرش چه بود؟ بلسینگ به‌تنهایی بیش از ۲۰ کودک دارای معلولیت را برای درمان به بیمارستان ارجاع داد.

غنا: وقتی رهبران سنتی، مدافعان حقوق معلولان می‌شوند

برنامه «Ghana Somubi» با ارائه کمک‌های مالی به سازمان‌های محلی، رهبران سنتی و مذهبی را از طریق «مشاوره مستقیم مکرر» درگیر کرد و آن‌ها را در «طراحی و اجرای فعالیت‌های کاهش انگ» مشارکت داد. نتیجه چه بود؟ این رهبران اکنون «فعالانه از تلاش‌ها برای پایان دادن به تبعیض و خشونت حمایت می‌کنند، برای نمونه، با گنجاندن افراد دارای معلولیت و افراد دارای شرایط سلامت روان در پست‌های رهبری و زندگی اجتماعی، یا کمک به جوامع برای وضع مجازات‌هایی برای زبان یا رفتارهای تحقیرآمیز نسبت به افراد دارای معلولیت».

بخش چهارم: ۱۵ توصیه برای تسهیلگر

۱. پیش از هر اقدام، نقشه قدرت محلی را ترسیم کنید. بفهمید در روستا یا محله، «حاج‌آقا» نفوذ بیشتری دارد یا «ریش‌سفید» یا «دهیار» یا «فرمانده بسیج». این نقشه، راهنمای شما برای انتخاب «نخستین دروازه‌بان» خواهد بود.

۲. از دروازه‌بان کلیدی شروع کنید. معمولاً یک یا دو نفر در جامعه، کلید نفوذ بر بقیه را در دست دارند. آن‌ها را بیابید و ابتدا اعتمادشان را جلب کنید. یک رابطه خوب با یک امام جمعه بانفوذ، می‌تواند درهای ده‌ها روستا را بگشاید.

۳. از زبان دین برای تغییر باورها استفاده کنید. به امام جماعت نگویید «اعتقاد به نفرین بودن معلولیت خرافه است.» در عوض بگویید: «حاج‌آقا، مگر نه اینکه خداوند در قرآن می‌فرماید “هیچ‌کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد”؟ پس چطور ممکن است معلولیت یک کودک، نتیجه گناه والدینش باشد؟» این روش، باور نادرست را نه از بیرون، که از درون نظام اعتقادی خود فرد به چالش می‌کشد.

۴. از ظرفیت مناسبت‌های مذهبی بهره ببرید. ماه رمضان، محرم، شب‌های قدر، و اعیاد مذهبی، فرصت‌های طلایی برای طرح مسائل مرتبط با معلولیت در خطبه‌ها، مجالس دعا و سخنرانی‌های مذهبی هستند. می‌توانید متن کوتاهی (مثلاً ۵ دقیقه) برای امام جماعت تهیه کنید که در خطبه‌های نماز جمعه بخواند.

۵. به رهبران، نقش‌های کوچک اما معنادار بدهید. از امام جماعت بخواهید «فقط یک بار» در خطبه‌هایش درباره کرامت افراد دارای معلولیت صحبت کند. از ریش‌سفید بخواهید «فقط یک خانواده» را که فرزند معلول دارند به شما معرفی کند. موفقیت در این گام‌های کوچک، راه را برای همکاری‌های بزرگ‌تر هموار می‌کند.

۶. از رهبران به‌عنوان «الگو» استفاده کنید. اگر یک روحانی، خودش داوطلب شود تا یک کودک دارای معلولیت را برای درمان به شهر همراهی کند، این تصویر را (با اجازه خودشان) ثبت و در جامعه منتشر کنید. هیچ چیز به اندازه «عمل» یک رهبر محترم، نمی‌تواند نگرش‌ها را تغییر دهد.

۷. موفقیت‌ها را به رهبران «منتسب» کنید. اگر خانواده‌ای فرزند معلول خود را از خانه بیرون آورد، بگویید: «حاج‌آقا بودند که تشویقشان کردند.» این انتساب، نه‌تنها فروتنی شما را نشان می‌دهد، که حس «مالکیت» رهبر بر برنامه را تقویت می‌کند.

۸. صبور باشید. تغییر باورهای عمیق مذهبی و فرهنگی، زمان‌بر است. انتظار نداشته باشید یک جلسه، نگرش یک عمر را تغییر دهد. هر بار فقط «یک تلنگر کوچک» بزنید.

۹. شبکه بسازید، نه جزیره. میان رهبران سنتی، مذهبی و نهادهای رسمی (بهزیستی، بهداشت، آموزش و پرورش) پیوند ایجاد کنید. وقتی امام جماعت، رئیس بهزیستی شهرستان، و مدیر مدرسه با هم بر سر یک میز بنشینند، قدرتشان چندبرابر می‌شود.

۱۰. از رقابت‌های محلی آگاه باشید. در برخی مناطق، میان روحانیون و ریش‌سفیدان رقابت وجود دارد. اگر ابتدا به سراغ یک گروه بروید، گروه دیگر ممکن است احساس کند نادیده گرفته شده است. در این موارد، بهتر است هم‌زمان با هر دو طرف گفت‌وگو کنید.

۱۱. به «هیئت‌های مذهبی» و «تکایا» به‌عنوان منابع غنی نگاه کنید. هیئت‌های عزاداری و تکایا در ایران، شبکه‌های گسترده‌ای از داوطلبان، فضای فیزیکی، و منابع مالی دارند. می‌توانید از آن‌ها برای برگزاری جلسات گروه‌های خودیار، توزیع وسایل کمکی، یا اطلاع‌رسانی استفاده کنید.

۱۲. حوزه‌های علمیه را فراموش نکنید. در ایران، طلاب علوم دینی نفوذ قابل توجهی در جوامع محلی دارند. می‌توانید با همکاری حوزه‌های علمیه، دوره‌های کوتاه‌مدتی درباره «معلولیت از منظر فقه و اخلاق اسلامی» برای طلاب برگزار کنید. این طلاب، سپس به «سفیران تغییر» در روستاها و شهرهای خود تبدیل خواهند شد.

۱۳. از «زبان خیریه‌ای» بپرهیزید. در فرهنگ ایرانی، «کمک به معلولان» اغلب در چارچوب «صدقه» و «خیرات» فهمیده می‌شود. این نگاه، اگرچه با نیت خیر همراه است، اما افراد دارای معلولیت را به «دریافت‌کنندگان منفعل ترحم» تقلیل می‌دهد. در گفت‌وگو با رهبران، به‌جای «کمک به این بیچاره‌ها»، از «بازیابی کرامت انسانی» و «حقوق شهروندی» سخن بگویید.

۱۴. پایداری را از روز اول در نظر بگیرید. برنامه باید طوری طراحی شود که پس از پایان پروژه رسمی نیز ادامه یابد. یکی از راه‌های تضمین پایداری، «ظرفیت‌سازی» در خودِ رهبران است: به آن‌ها آموزش دهید، منابع در اختیارشان بگذارید، و سپس به تدریج عقب بکشید.

۱۵. از خودتان غافل نشوید. مذاکره با رهبران سنتی و مذهبی، کاری فرساینده است. گاهی ماه‌ها تلاش می‌کنید و نتیجه‌ای نمی‌بینید. این طبیعی است. با تسهیلگران دیگر در ارتباط باشید، تجربه‌هایتان را به اشتراک بگذارید، و موفقیت‌های کوچک را جشن بگیرید.

بخش پنجم: فرجام سخن

تسهیلگری در بستر جوامع سنتی ایران، هنر «پل زدن» میان دو جهان است: جهان توانبخشی مبتنی بر شواهد علمی، و جهان باورها، ارزش‌ها و ساختارهای قدرت محلی. رهبران سنتی و مذهبی، ستون‌های این جهان دوم هستند. نادیده گرفتن آنان، برنامه CBR را به بنایی زیبا اما بی‌ریشه تبدیل می‌کند که با نخستین طوفان فرو می‌ریزد. اما همراه کردن آگاهانه و محترمانه آنان، می‌تواند برنامه را در تار و پود جامعه چنان درهم‌تند که حتی پس از پایان پروژه نیز به حیات خود ادامه دهد.

چنان‌که تجربه نیجریه، غنا، مالاوی و اندونزی نشان داد، رهبران سنتی و مذهبی می‌توانند از «موانع» به «سفیران» تغییر بدل شوند — به شرط آنکه تسهیلگر، پیش از آنکه بخواهد «رهبری» کند، «گوش بسپارد».

منابع

· Vermeer, B., Cornielje, M. T., Cornielje, H., Post, E. B., & Idah, M. A. (2015). Nigerian Realities: Can we ignore Traditional Leadership in developing successful CBR? Disability, CBR and Inclusive Development, 26(1), 50-62.
· Options Consultancy Services. (2024). Case Study on Working with Traditional Leaders to Change Community Attitudes towards Disability and Mental Health in Ghana.
· CURE International. (2023). Training Pastors to Transform Communities.
· Maftuhin, A. (2024). Islamic Law, Disability, and Women in Indonesia: The Cases of Nahdlatul Ulama and Muhammadiyah. Journal of Disability & Religion, 28(1), 13-27.
· Higashida, M. (2016). Integration of Religion and Spirituality With Social Work Practice in Disability Issues: A Case Study in Sri Lanka. SAGE Journals.
· UNU Jogja & Fahmina Foundation. (2025). National Gathering of Women Ulama to Strengthen Disability Rights in Indonesia.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *