درآمد: تقاطع نگاه، لنز و بدن

عکاسی، صرفاً ابزاری برای ثبت واقعیت نیست، بلکه وسیله‌ای برای تولید معنا، اعمال قدرت و برساختن هویت است. از نخستین روزهای اختراع عکاسی در سده نوزدهم، بدن انسان همواره در مرکز توجه لنزها بوده است. اما در این میان، «بدن دارای معلولیت» همواره به شکلی متفاوت و مسئله‌ساز در قاب عکاسان جای گرفته است. این بدن یا به مثابه «ابژه پزشکی» برای مستندسازی آسیب‌شناسی به تصویر کشیده شده، یا به عنوان «نماد ترحم» برای جلب کمک‌های خیریه، یا در سال‌های اخیر، به مثابه «ابژه الهام‌بخش» در گفتمان «پورنوگرافی الهام» (Inspiration Porn). در تمام این رویکردها، فرد دارای معلولیت از جایگاه «سوژه فعال» خارج شده و به «ابژه منفعل نگاه خیره» (Gaze) بدل می‌شود.

پرسش محوری این مقاله آن است که عکاسی از بدن دارای معلولیت، در چه شرایطی می‌تواند از چارچوب‌های «بازنمایی سرکوبگر» (Oppressive Representation) فراتر رود و به کنشی «توانمندساز» (Empowering) و «زیبایی‌شناختی» بدل شود؟ در این مسیر، از سه دریچه فلسفی (امانوئل لویناس و اخلاق مواجهه با «دیگری»)، جامعه‌شناختی (نظریه «نگاه خیره» در برابر «نگاه متقابل») و تاریخ هنر (جنبش هنر معلولیت) به تحلیل موضوع می‌پردازیم.

۱. نگاه خیره پزشکی و خیریه‌ای: دیرینه‌شناسی سرکوب در قاب

از میانه سده نوزدهم، با ظهور عکاسی پزشکی، بدن دارای معلولیت به عنوان «نمونه بالینی» در قاب دوربین قرار گرفت. در این عکس‌ها، فرد معمولاً برهنه یا نیمه‌برهنه، در برابر پس‌زمینه‌ای خنثی، رو به دوربین می‌ایستاد و «نقص» او با فلش‌هایی مشخص می‌شد. هدف، نه دیدن «انسان»، که مستندسازی «آسیب‌شناسی» (Pathology) بود. این سنت، ریشه در همان «نگاه پزشکی» (Medical Gaze) دارد که میشل فوکو در «تولد کلینیک» آن را تشریح کرده است. دوربین، در اینجا، ادامه ابزارهای معاینه پزشکی است؛ نگاهی که بدن را قطعه‌قطعه می‌کند و آن را به «مورد» (Case) فرو می‌کاهد. فردیت، جنسیت، و عاملیت سوژه به کلی محو می‌شود و تنها چیزی که باقی می‌ماند، زخم، دفورمیتی یا اندام ازدست‌رفته است.

تقریباً همزمان، عکاسی خیریه‌ای نیز ظهور کرد. در این ژانر، کودکان و بزرگسالان دارای معلولیت با چشمانی غمگین، در محیط‌هایی فقیرانه و با زاویه دوربین از بالا به پایین (که نگاه «قدرتمند بیننده» را بازتولید می‌کند) به تصویر کشیده می‌شدند. هدف، برانگیختن حس ترحم (Pity) و گشودن کیف پول بینندگان بود. این رویکرد که روزاری گارلند-تامسون (۲۰۰۹) آن را «نگاه خیره خیریه‌ای» می‌نامد، فرد دارای معلولیت را به «قربانی منفعل» تقلیل می‌دهد. کارکرد این عکس‌ها، نه شناساندن واقعیت زندگی با معلولیت، که مصرف عاطفی بیننده غیرمعلول است.

۲. پورنوگرافی الهام: شکل معاصر سرکوب زیبایی‌شناختی

در دهه‌های اخیر، ژانر جدیدی در عکاسی از افراد دارای معلولیت ظهور کرده که در ظاهر «مثبت» و «توانمندساز» است، اما در باطن، همان کلیشه‌های قدیمی را بازتولید می‌کند. عکس‌هایی از دوندگان با پروتزهای فیبر کربنی که زیرنویس «بهانه تو چیست؟» دارند، یا تصاویر مدل‌های ویلچری با آرایش کامل و در لباس‌های فاخر در برابر پس‌زمینه‌ای پرزرق‌وبرق. این ژانر را استلا یانگ (۲۰۱۴) «پورنوگرافی الهام» نامید. در اینجا، فرد دارای معلولیت به مثابه «ابژه الهام» برای بینندگان غیرمعلول مصرف می‌شود. پیام پنهان این عکس‌ها این است: «اگر این فرد با این همه محدودیت می‌تواند موفق شود، پس تو هم می‌توانی!». مشکل این رویکرد، به تعبیر گارلند-تامسون، آن است که فرد دارای معلولیت را به «نمایشی از غلبه» (Spectacle of Overcoming) تقلیل می‌دهد. او دیگر یک انسان کامل با ابعاد گوناگون نیست، بلکه صرفاً نمادی از «پیروزی بر ناملایمات» است. زیبایی‌شناسی در اینجا در خدمت «همگن‌سازی» (Normalization) قرار می‌گیرد: بدن دارای معلولیت باید «تا حد ممکن شبیه بدن غیرمعلول» به نظر برسد تا «زیبا» تلقی شود.

۳. بازپس‌گیری نگاه: از ابژه به سوژه

در برابر این سنت‌های سرکوبگر، جنبشی از درون جامعه افراد دارای معلولیت و هنرمندان هم‌راه با آن‌ها شکل گرفته است که می‌کوشد «نگاه» را از آن خود کند. این جنبش که ریشه در دهه ۱۹۷۰ و ظهور «جنبش زندگی مستقل» و «مطالعات معلولیت» دارد، به دنبال «بازپس‌گیری بازنمایی» (Reclaiming Representation) است. در این رویکرد، فرد دارای معلولیت دیگر «ابژه منفعل» در برابر لنز نیست، بلکه «سوژه فعال» و «هم‌آفرین» (Co-creator) تصویر است. عکاس و سوژه در گفت‌وگویی برابر قرار می‌گیرند و تصمیم درباره چگونگی بازنمایی، محصول این گفت‌وگوست.

نمونه درخشان این رویکرد، عکاس بریتانیایی فرانچسکا مارتینز (Francesca Martinez) است که خود دارای فلج مغزی است. در مجموعه عکس «هنوز اینجایم» (۲۰۱۹)، او با عکاس هم‌کارش، پرتره‌هایی از افراد دارای معلولیت خلق کرده که در آن‌ها، سوژه‌ها نه «غیرعادی» و نه «قهرمان»، بلکه انسان‌هایی پیچیده با ژست‌ها، لباس‌ها و محیط‌های شخصی خودشان هستند. نگاه به دوربین، مستقیم، مطمئن و گاه بازیگوش است؛ نگاهی که می‌گوید: «من اینجام، نگاهم کن، اما نه با ترحم، نه با تحسین اغراق‌آمیز، بلکه با احترام». این نگاه مستقیم و دوسویه، همان چیزی است که فیلسوف اخلاق، امانوئل لویناس، آن را «مواجهه اخلاقی با چهره دیگری» می‌نامد. در فلسفه لویناس، «چهره» (Face) نه فقط مجموعه‌ای از اعضای صورت، که «حضور زنده دیگری» است که ما را «فرامی‌خواند» (Summons) و ما را در برابر خود «مسئول» می‌سازد. در عکس‌های سنتی خیریه‌ای و پزشکی، این «چهره» غایب است. فرد به پشت سر، به پایین، یا به فضایی نامعلوم خیره شده و از مواجهه مستقیم با بیننده می‌گریزد. اما در عکس‌های «بازپس‌گیری نگاه»، چهره رو به دوربین است. این مواجهه مستقیم، رابطه قدرت را وارونه می‌کند: این بار این «بیننده» است که زیر «نگاه خیره سوژه» قرار می‌گیرد و از او «پاسخ‌خواهی» می‌شود.

۴. زیبایی‌شناسی تنوع: بدن دارای معلولیت به مثابه فرم هنری

آخرین و شاید انقلابی‌ترین چرخش در عکاسی از بدن دارای معلولیت، ظهور رویکردی است که می‌توان آن را «زیبایی‌شناسی تنوع» (Aesthetics of Diversity) نامید. در این رویکرد، بدن دارای معلولیت نه به عنوان «انحراف از هنجار»، که به عنوان یک «فرم هنری منحصربه‌فرد» دیده می‌شود. این چرخش، مدیون کار هنرمندانی است که خود دارای معلولیت هستند و از بدن خود به عنوان «بوم نقاشی»، «موضوع مجسمه‌سازی» و «رسانه هنری» استفاده می‌کنند. برای نمونه، در کارهای مری دافی (Mary Duffy)، هنرمند ایرلندی که بدون دست متولد شده، بدن خود او به مثابه یک «مجسمه زنده کلاسیک» در برابر دوربین قرار می‌گیرد. دافی با ارجاع به مجسمه‌های کلاسیک یونانی مانند «ونوس میلو»، این پرسش را پیش می‌کشد که چرا بدن بدون دست او نباید «زیبا» تلقی شود؟ چرا «زیبایی» باید در «کمال آناتومیک» تعریف شود؟ رویکرد دافی، نه «تطبیق با هنجارها»، که «گسترش تعریف زیبایی» است.

نمونه معاصرتر، کار عکاس آمریکایی سوفی کِـیـت (Sophie Kietzmann) با عنوان «بدن‌های بازتصورشده» (۲۰۲۲) است. در این مجموعه، پرتره‌های سیاه‌وسفید از افراد دارای معلولیت، با تکنیک نورپردازی سایه‌روشن (Chiaroscuro) گرفته شده که در آن، خطوط بدن، انحناهای غیرمنتظره و بافت‌های پوست، کیفیتی تقریباً «معمارانه» پیدا می‌کنند. در این تصاویر، مخاطب نه با یک «معلول»، که با یک «منظره بدنی» (Bodily Landscape) روبه‌روست؛ فرمی که می‌تواند مستقل از کارکرد فیزیولوژیکش، واجد «ارزش زیبایی‌شناختی» باشد. این رویکرد، با «مدل پزشکی» که بدن را صرفاً بر اساس «کارکرد» (Function) ارزیابی می‌کند، وداع می‌گوید و «زیبایی» را در «خودِ فرم» جست‌وجو می‌کند، نه در «انطباق آن با یک ایدئال از پیش تعیین‌شده».

۵. راهنمای عملی برای عکاسان، هنرمندان و کنشگران

بر اساس مبانی نظری مطرح‌شده، چند اصل اخلاقی و زیبایی‌شناختی برای عکاسی از افراد دارای معلولیت قابل تدوین است:

  1. اصل «هیچ‌چیز درباره ما بدون ما»: سوژه باید در تمام مراحل (طراحی مفهوم، انتخاب لوکیشن، ژست، نورپردازی، انتخاب نهایی عکس‌ها و انتشار) مشارکت فعال داشته باشد.
  2. پرهیز از کلیشه‌های «قربانی» و «قهرمان»: از عکس‌هایی که فرد را «منفعل»، «غمگین»، «نیازمند نجات» یا برعکس، «فوق‌بشری» و «الهام‌بخش» نشان می‌دهند، پرهیز کنید. زندگی واقعی، در میانه این دو قطب قرار دارد.
  3. تمرکز بر «چهره» و «نگاه متقابل» (Reciprocal Gaze): تشویق سوژه به نگاه مستقیم به لنز، رابطه «سلسله‌مراتبی» میان «بیننده توانمند» و «ابژه معلول» را می‌شکند.
  4. کاوش در «زیبایی‌شناسی تنوع»: به جای تلاش برای «پنهان کردن» یا «عادی‌سازی» تفاوت‌های بدنی، آن‌ها را به عنوان عناصر بصری منحصربه‌فرد کاوش کنید. نورپردازی خلاقانه، زوایای غیرمنتظره دوربین و بازی با سایه‌روشن، می‌تواند فرم بدن را به یک «تجربه بصری تازه» بدل کند.
  5. متن‌سازی (Contextualization) و مقابله با مصرف‌زدگی: هر عکس، بدون زمینه و روایت، می‌تواند به راحتی مصرف شود و فراموش گردد. همراه کردن عکس با روایت کوتاه سوژه (Narrative) و ترجیح «مجموعه عکس» (Photo Series) بر «تک‌عکس» (Single Image) و برگزاری نمایشگاه در گالری‌های هنری (نه صرفاً کمپین‌های خیریه) به درک عمیق‌تر مخاطب کمک می‌کند.

منابع

  • Garland-Thomson, R. (2009). Staring: How We Look. Oxford University Press
  • Young, S. (2014). I’m not your inspiration, thank you very much. TEDxSydney
  • Foucault, M. (1963). The Birth of the Clinic: An Archaeology of Medical Perception. Presses Universitaires de France
    • Levinas, E. (1969). Totality and Infinity: An Essay on Exteriority. Duquesne University Press
  • Hevey, D. (1992). The Creatures Time Forgot: Photography and Disability Imagery. Routledge
  • Duffy, M. (1995). Cutting the Ties That Bind. Artist’s Statement, Disability Arts Archive
  • Kietzmann, S. (2022). Bodies Reimagined. Disability Arts International
  • Siebers, T. (2010). Disability Aesthetics. University of Michigan Press
  • Eisenhauer, J. (2007). Just Looking and Staring Back: Challenging Ableism Through Disability Performance Art. Studies in Art Education, 49(1), 7-22
  • صادقی، س. (۱۳۹۸). بازنمایی معلولیت در هنر معاصر ایران. فصلنامه هنرهای تجسمی، ۲۴(۳)، ۴۵-۵۸.
  • رضوانی، م.، و همکاران. (۱۴۰۰). تحلیل انتقادی تصاویر افراد دارای معلولیت در رسانه‌های خبری ایران. مجله مطالعات رسانه‌ای، ۱۶(۲)، ۱۱۲-۱۳۰.
  • میرزایی، ع. (۱۳۹۹). معلولیت و زیبایی‌شناسی بدن در عکاسی معاصر ایران. پژوهش‌های هنر، ۱۰(۱۹)، ۷۷-۹۲.

منابع تصویری پیشنهادی برای مطالعه بیشتر

  • برای بخش ۱ (نگاه پزشکی): Guillaume Duchenne de Boulogne. (1862). Mécanisme de la physionomie humaine. [مجموعه عکس‌های پزشکی قرن نوزدهم از بیماران]. قابل دسترس در آرشیو Wellcome Collection.
  • برای بخش ۳ (بازپس‌گیری نگاه): Francesca Martinez. (2019). Still Here. [پرتره افراد دارای معلولیت با نگاه مستقیم به دوربین]. قابل دسترس در وب‌سایت رسمی هنرمند: www.francescamartinez.com
  • برای بخش ۴ (زیبایی‌شناسی تنوع):
    • Mary Duffy. (1995). Body of Work. [ویدئو-پرفورمنس و عکس‌های بدن بدون دست هنرمند در ژست‌های کلاسیک]. قابل دسترس در آرشیو Disability Arts Online.
    • Sophie Kietzmann. (2022). Bodies Reimagined. [پرتره‌های سیاه‌وسفید از افراد دارای معلولیت]. قابل دسترس در وب‌سایت رسمی هنرمند: www.sophiekietzmann.com
  • نمونه ایرانی: نمایشگاه عکس «تن‌ها» (۱۴۰۱) توسط انجمن عکاسان ایران با همکاری کانون معلولین توانا. [مجموعه پرتره‌هایی از افراد دارای معلولیت با رویکرد غیرکلیشه‌ای]. آرشیو گالری خانه هنرمندان ایران.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *