ادبیات کودکان و معرفی تفاوتهای بدنی: از کلیشههای ترحمآمیز تا روایتهای توانمندساز
مقدمه
ادبیات کودکان یکی از قدرتمندترین ابزارهای جامعهپذیری و شکلدهی به نگرشهای اجتماعی در سنین پایین است. کودکان از طریق داستانها، نهتنها با جهان پیرامون خود آشنا میشوند، بلکه ارزشها، هنجارها، و انتظارات اجتماعی را نیز درونی میکنند. در این میان، بازنمایی تفاوتهای بدنی و معلولیت در کتابهای کودکان، موضوعی است که از دهه ۱۹۷۰ به بعد، با ظهور جنبش حقوق افراد دارای معلولیت و گسترش «مدل اجتماعی معلولیت»، بهطور فزایندهای مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. مدل اجتماعی معلولیت، با طرد نگاه پزشکی که «معلولیت» را در بدن فرد جستوجو میکند، «ناتوانی» را در موانع نگرشی و محیطی جامعه ریشهیابی میکند و خواستار تغییر این موانع به جای «درمان» فرد است. این چرخش پارادایمی، تأثیر عمیقی بر نحوه بازنمایی معلولیت در ادبیات کودکان گذاشته است.
پژوهشهای متعددی که در دو دهه اخیر انجام شدهاند، نشان میدهند که با وجود پیشرفتهای قابل توجه، کلیشههای دیرپایی همچنان در کتابهای کودکان به چشم میخورند. متیوز و لِنز (۲۰۲۰) در یک تحلیل محتوای کمی از ۱۵۰ کتاب کودک انگلیسیزبان که بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ منتشر شده بودند، دریافتند که ۷۰٪ از این کتابها شخصیت دارای معلولیت را یا به عنوان «قربانی منفعل» (Passive Victim) یا به عنوان «ابرقهرمان جبرانگر» (Supercrip) به تصویر میکشند. تنها ۱۲٪ از کتابها تصویری «واقعگرایانه و غیرکلیشهای» از زندگی با معلولیت ارائه میدادند. در ایران نیز جعفری و رحیمی (۱۴۰۱) با تحلیل ۴۵ کتاب داستانی کودک و نوجوان فارسی که بین سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۴۰۰ منتشر شده بودند، الگوهای مشابهی را شناسایی کردند و نتیجه گرفتند که تنها ۹٪ از این آثار رویکردی غیرکلیشهای به معلولیت داشتند.
در برابر این کلیشههای غالب، مفهوم «روایتهای حضور» (Narratives of Presence) که نخستین بار توسط بلندل و همکاران (۲۰۲۲) در مجله ادبیات کودکان در آموزش مطرح شد، چارچوب نظری بدیلی برای تحلیل و خلق کتابهای کودکان ارائه میدهد. در این چارچوب، شخصیت دارای معلولیت نه به عنوان «نماد»، «استعاره»، یا «ابزار آموزشی»، بلکه صرفاً به عنوان «انسانی کامل» با عاملیت، پیچیدگیهای شخصیتی، و روابط چندبعدی در داستان حضور دارد. تفاوت بدنی او بخشی از واقعیت زندگیاش است، اما داستان «درباره» این تفاوت نیست. مقاله حاضر با تکیه بر این چارچوب نظری، به تحلیل انتقادی کلیشههای رایج، معرفی نمونههای موفق جهانی، و ارائه ویژگیهای یک «کتاب خوب» در این حوزه میپردازد.
۱. کلیشههای رایج در ادبیات کودکان: از قربانی تا ابرقهرمان
تحلیل نظاممند کتابهای کودکان در سه دهه اخیر، سه کلیشه اصلی را در بازنمایی شخصیتهای دارای معلولیت آشکار میسازد:
الف) کلیشه «قربانی» (The Victim): در این روایتها، شخصیت دارای معلولیت، منفعل، غمگین، وابسته، و نیازمند «نجات» از سوی یک شخصیت غیرمعلول است. داستان معمولاً بر «رنج» ناشی از معلولیت متمرکز است و هدف آن، برانگیختن حس «ترحم» (Pity) در خواننده کودک است. این کلیشه، پیام نانوشتهای را منتقل میکند: «زندگی با معلولیت، تراژیک است و فرد معلول، قربانی شرایط خود است.»
ب) کلیشه «ابرقهرمان» (The Supercrip): در این روایتها، شخصیت دارای معلولیت، برای آنکه «پذیرفته» شود یا «ارزشمند» تلقی گردد، باید بر محدودیتهای خود «غلبه» کند و کارهای خارقالعادهای انجام دهد. این کلیشه اگرچه در ظاهر «مثبت» به نظر میرسد، اما در باطن، استانداردی غیرواقعبینانه و طاقتفرسا برای افراد دارای معلولیت تعیین میکند.
ج) کلیشه «کودک همیشه کودک» (The Eternal Child): این کلیشه که بهویژه در کتابهای کودکان با شخصیتهای دارای معلولیت ذهنی دیده میشود، شخصیت را در وضعیتی از «معصومیت دائمی» و «وابستگی ابدی» نگه میدارد و هرگز به او اجازه رشد، استقلال، یا تجربه احساسات پیچیده انسانی (مانند خشم، عشق، یا جاهطلبی) را نمیدهد.
این سه کلیشه، علیرغم تفاوتهای ظاهری، در یک نقطه مشترکاند: شخصیت دارای معلولیت را از «انسانیت کامل» و «عاملیت» (Agency) تهی میکنند و او را به یک «ابژه» (Object) برای آموزش اخلاقی، برانگیختن عواطف، یا الهامبخشی به خوانندگان غیرمعلول تقلیل میدهند.
۲. نمونههای موفق: تولد یک پارادایم تازه
۲-۱. «سلام، خداحافظ، سگ» (۲۰۱۷) اثر ماریا گیانفراری
این کتاب مصور که توسط پت بارتون تصویرگری شده، داستان دختری به نام زارا است که از ویلچر استفاده میکند و سگش، موجو، عاشق اوست. موجو هر بار که زارا به مدرسه میرود، او را تا در مدرسه دنبال میکند و باید به خانه برگردانده شود. داستان درباره این است که چگونه زارا و موجو راهی پیدا میکنند که با هم در کلاس درس باشند. نکته کلیدی در این کتاب آن است که داستان «درباره ویلچر زارا» نیست، بلکه درباره «عشق یک کودک به سگش» و «حل یک مشکل» است. زارا فعال، باهوش و مصمم است و خودش مسئله را حل میکند. تصاویر کتاب نیز بهطور طبیعی ویلچر زارا را بخشی از محیط نشان میدهند، بیآنکه آن را برجسته یا پنهان کنند.

۲-۲. «چگونه سیاره خود را پنهان کنیم» (۲۰۲۲) اثر مایکل تامپسون
این رمان علمی-تخیلی برای کودکان ۹ تا ۱۲ سال، ماجرای پسری به نام اسکار است که از ویلچر استفاده میکند و عاشق نجوم است. او یک سیاره جدید کشف میکند و باید آن را از دست آدمربایان فضایی نجات دهد. در هیچکجای داستان، اشارهای به «چرایی» استفاده اسکار از ویلچر یا تلاش او برای «غلبه» بر محدودیتش نمیشود. ویلچر بخشی از زندگی اوست، درست مانند عینک یا کولهپشتیاش. اسکار یک قهرمان ماجراجوست که اتفاقاً روی ویلچر مینشیند.

۲-۳. «خالخالی» (۱۳۹۶) ترجمه لیلا حسینی
این کتاب کودک که از انگلیسی به فارسی ترجمه شده، داستان بچهماهیای است که با بقیه ماهیها فرق دارد: او خالخالی است. در طول داستان، او ابتدا سعی میکند خود را شبیه دیگران کند، اما در نهایت میآموزد که «متفاوت بودن» به معنای «تنها بودن» نیست و دوستانی پیدا میکند که او را همانطور که هست میپذیرند. این کتاب، تفاوت بدنی را از طریق استعاره بصری به کودک میآموزد.
۲-۴. «چه میشود اگر…» (۱۴۰۰) نوشته سمیه جعفری، تصویرگری مریم طباطبایی
این کتاب مصور ایرانی، داستان دختری به نام سارا است که با ویلچر زندگی میکند. برخلاف بسیاری از نمونههای ایرانی، سارا نه قربانی است و نه قهرمان. او دختری کنجکاو است که مدام از خودش میپرسد «چه میشود اگر…» و با تخیل خود، ماجراهای گوناگونی را تجربه میکند. ویلچر سارا در تصاویر کتاب بهطور طبیعی حضور دارد، اما داستان درباره تخیل، کنجکاوی، و ماجراجویی است.
۳. ویژگیهای یک کتاب خوب: فراخوانی برای نویسندگان، تصویرگران و ناشران
بر اساس تحلیلهای فوق، یک کتاب کودک موفق در حوزه معرفی تفاوتهای بدنی باید دارای ویژگیهای زیر باشد:
- عاملیت (Agency): شخصیت دارای معلولیت باید انتخابگر، تصمیمگیرنده و رقمزننده سرنوشت خود باشد، نه آنکه منفعلانه منتظر کمک یا نجات از سوی دیگران بماند.
- عادیسازی (Normalization): تفاوت بدنی باید بهعنوان بخشی طبیعی از تنوع انسانی به تصویر کشیده شود، نه بهعنوان «مسئله اصلی» داستان. کتابهایی که داستانشان درباره دوستی، ماجراجویی، خانواده یا مدرسه است و شخصیت دارای معلولیت صرفاً یکی از شخصیتهای این داستان است، بسیار مؤثرتر از کتابهایی هستند که «درباره معلولیت» نوشته شدهاند.
- روابط چندبعدی: شخصیت دارای معلولیت باید روابط پیچیده و چندبعدی با دیگران داشته باشد: دوستی، رقابت، عشق، خشم، حسادت، و همکاری. این روابط، او را از یک «نماد» به یک «انسان» تبدیل میکند.
- تنوع در بازنمایی: معلولیتهای مختلف (جسمی، حسی، ذهنی) باید بازنمایی شوند و همچنین باید به «تقاطعپذیری» (Intersectionality) هویتها (مانند نژاد، جنسیت، طبقه اجتماعی) توجه شود.
- اصل «هیچچیز درباره ما بدون ما» (Nothing About Us Without Us): ناشران باید افرادی با تجربه زیسته معلولیت را در فرایند خلق کتاب (بهعنوان نویسنده، تصویرگر، ویراستار یا مشاور) مشارکت دهند تا از اصالت (Authenticity) بازنمایی اطمینان حاصل شود.
- کیفیت هنری و ادبی: کتاب باید از نظر ادبی (زبان، روایت، شخصیتپردازی) و هنری (تصویرگری، طراحی گرافیک) در سطح بالایی باشد تا برای همه کودکان جذاب باشد، نه فقط آنها که «نیاز آموزشی ویژه» دارند.
سخن پایانی
کودک دارای معلولیت، نیازی به «قهرمانسازی» یا «ترحمآمیز» دیده شدن در کتابها ندارد. آنچه او نیاز دارد، «دیدن خودش» است: خودِ واقعی، با تمام پیچیدگیها، بازیگوشیها، غمها و شادیهایش. و این، شاید بزرگترین رسالت ادبیات کودکان باشد: ساختن آیینهای که هر کودکی، فارغ از شکل بدنش، بتواند خود را در آن ببیند و بیابد.
منابع
- Blundell, A., Lee, K., & Matthews, S. (2022). Rethinking Disability in Picture Books: Towards Narratives of Presence. Children’s Literature in Education, 53(1), 112-128.
- Matthews, N., & Lenz, C. (2020). Representing Disability in Contemporary Children’s Literature: A Quantitative Content Analysis. Journal of Children’s Literature Research, 43(4), 56-72.
- جعفری، م.، و رحیمی، س. (۱۴۰۱). تحلیل بازنمایی معلولیت در کتابهای داستانی کودک و نوجوان فارسی. فصلنامه مطالعات ادبیات کودک، ۱۳(۱)، ۴۵-۶۷.
- Gianferrari, M. (2017). Hello Goodbye Dog. Illustrated by Patrice Barton. New York: Roaring Brook Press.
- Thompson, M. (2022). How to Hide Your Planet. London: Puffin Books.
- خالخالی (۱۳۹۶). ترجمه لیلا حسینی. تهران: انتشارات فاطمی.
- جعفری، س. (۱۴۰۰). چه میشود اگر…. تصویرگری مریم طباطبایی. تهران: انتشارات پرتقال.
- Shakespeare, T. (2017). Disability: The Basics. London: Routledge.
- Matthew, N., & Clow, S. (2007). Putting disabled children in the picture: Promoting inclusive children’s books and media. International Journal of Early Childhood, 39(2), 65-78.