ادبیات کودکان و معرفی تفاوتهای بدنی: از کلیشههای ترحمآمیز تا روایتهای توانمندساز
ادبیات کودکان یکی از قدرتمندترین ابزارهای جامعهپذیری و شکلدهی به نگرشهای اجتماعی در سنین پایین است. کودکان از طریق داستانها، نهتنها با جهان پیرامون خود آشنا میشوند، بلکه ارزشها، هنجارها، و انتظارات اجتماعی را نیز درونی میکنند. در این میان، بازنمایی تفاوتهای بدنی و معلولیت در کتابهای کودکان، موضوعی است که از دهه ۱۹۷۰ به بعد، با ظهور جنبش حقوق افراد دارای معلولیت و گسترش «مدل اجتماعی معلولیت»، بهطور فزایندهای مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. مدل اجتماعی معلولیت، با طرد نگاه پزشکی که «معلولیت» را در بدن فرد جستوجو میکند، «ناتوانی» را در موانع نگرشی و محیطی جامعه ریشهیابی میکند و خواستار تغییر این موانع به جای «درمان» فرد است. این چرخش پارادایمی، تأثیر عمیقی بر نحوه بازنمایی معلولیت در ادبیات کودکان گذاشته است.