فراتر از ترمیم: وعدهها، تنشها و مرزهای اخلاقی بازآرایی بدن پس از معلولیت
برای قرنها، رابطه میان معلولیت و فناوری تحت حاکمیت یک منطق ساده بود: «ترمیم». هدف غایی پروتزها، چه یک پای چوبی ساده و چه یک دست قلابدار مکانیکی، شبیهسازی حداکثری بدن سالم و بازگرداندن فرد دارای معلولیت به وضعیت «بههنجار» بود. صنعت پروتز قرن بیستم، خود را موظف میدانست اندامهای مصنوعیای بسازد که نه تنها عملکردی مشابه عضو طبیعی داشته باشند، بلکه از نظر بصری نیز بهعنوان «جانشینهای بصری» (Visual Stand-ins) برای اندام ازدسترفته عمل کنند. تواناییهای این پروتزها نیز دقیقاً با مرز تواناییهای بدن غیرمعلول تعریف میشد: به افراد دارای معلولیت باید دقیقاً به همان اندازه «توانایی» داده میشد که افراد غیرمعلول دارند، نه بیشتر.