تنوع عصبی و اوتیسم: تغییر نگاهها از اختلال به تفاوت
مقاله حاضر میکوشد نشان دهد که چگونه این تغییر پارادایم — از «درمان» به «پذیرش»، از «نقص» به «تفاوت»، و از «تغییر فرد» به «تغییر سیستمهای قدرت» — در طول سه دهه اخیر، نهتنها گفتمان علمی، بلکه سیاستهای بهداشت جهانی، نظامهای آموزشی، و فرهنگ عمومی را دگرگون کرده است. نقطه کانونی این تحلیل، بررسی شعارهای سازمان جهانی بهداشت در چند سال اخیر و پیوند آنها با گفتمان تنوع عصبی است.
اختلال طیف اوتیسم: از تشخیص تا تنوع عصبی
اختلال طیف اوتیسم (Autism Spectrum Disorder; ASD) یکی از پیچیدهترین و ناهمگنترین شرایط عصبرشدی (Neurodevelopmental) است که روانپزشکی و علوم اعصاب مدرن با آن روبهرو هستند. این وضعیت اساساً با تفاوتهای پایدار در دو حوزه اصلی مشخص میشود: نخست، ارتباط و تعامل اجتماعی، و دوم، الگوهای محدود، تکراری و کلیشهای در رفتار، علایق یا فعالیتها. واژه «طیف» در نامگذاری آن بازتابدهنده گستره وسیع علائم، سطوح عملکردی و نیازهای حمایتی است که از افراد با نیازهای بسیار اساسی تا افرادی با زندگی کاملاً مستقل را در بر میگیرد.