ناجی یا مربی؟ تحلیل مثلث کارپمن و تد در تعامل با افراد دارای معلولیت
در فرایند توانبخشی و ارائه خدمات اجتماعی، تسهیلگر اغلب بیآنکه آگاه باشد در چرخهای ناهشیار از نقشهای قربانی، ناجی و آزارگر گرفتار میشود؛ چرخهای که استیون کارپمن آن را «مثلث نمایشی» نامید. این الگو نهتنها کمکی به توانمندسازی فرد دارای معلولیت نمیکند، بلکه وابستگی و درماندگی آموختهشده را نهادینه میسازد. مقاله حاضر با تکیه بر ادبیات تحلیل رفتار متقابل، نظریه خودتعیینگری و رویکرد اجتماعی به معلولیت، نخست ساختار مثلث کارپمن را تبیین میکند، سپس «الگوی توانمندسازی» یا «مثلث تد» را بهمثابه بدیلی کارآمد معرفی مینماید. در ادامه کاربرد اختصاصی این دو چارچوب در تعامل تسهیلگر با افراد دارای معلولیت از طریق دو مثال موردی با نامهای فارسی تحلیل میشود و راهبردهایی عملی برای گذار از نمایش درماندگی به پویایی توانمندی ارائه میگردد.