تاریخ جنبشهای مطالبهگرانه افراد دارای معلولیت در کشور آمریکا
چکیده
این مقاله روایتی تاریخی از وضعیت افراد دارای معلولیت و جنبشهای حقوقخواهانه آنان در ایالات متحده آمریکا، از دوران استعمار تا به امروز ارائه میدهد. این روایت نشان میدهد که چگونه افراد دارای معلولیت از موقعیتی بهغایت آسیبپذیر و طردشده در سلسلهمراتب اجتماعی اولیه آمریکا، به تدریج به یکی از سازمانیافتهترین جنبشهای حقوق مدنی در این کشور دست یافتند. مسیری که با قوانین محلی برای منع حضور معلولان در انظار عمومی آغاز شد، با نهادینهسازی گسترده در قرن نوزدهم و برنامههای عقیمسازی اجباری در قرن بیستم تداوم یافت، و سرانجام در نیمه دوم قرن بیستم با الهام از جنبش حقوق مدنی سیاهپوستان به جنبشی ملی و فراگیر تبدیل شد. اوج این مبارزات، تصویب قانون آمریکاییهای دارای معلولیت (ADA) در سال ۱۹۹۰ بود که نقطه عطفی در تاریخ حقوق مدنی نه تنها در آمریکا، بلکه در سطح جهانی به شمار میرود.
واژگان کلیدی: معلولیت، جنبش حقوق مدنی، قانون آمریکایی های دارای معلولیت (ADA)، تحصن ۵۰۴، نهادینه سازی، قوانین زشتی، جودی هیومن
۱. مقدمه
تاریخ افراد دارای معلولیت در ایالات متحده آمریکا، تاریخ حاشیهنشینی نظاممند، طرد اجتماعی، و محرومسازی از حقوق اساسی شهروندی است. با این حال، این تاریخ در عین حال روایتگر یکی از تأثیرگذارترین جنبشهای حقوق مدنی در جهان معاصر نیز هست؛ جنبشی که توانست در کمتر از نیم قرن، ساختارهای حقوقی، معماری شهری، و نگرشهای اجتماعی نسبت به افراد دارای معلولیت را دگرگون سازد. این مقاله میکوشد تا سیر تاریخی این تحول را به صورت روایی و با تأکید بر بزنگاههای تاریخی، از دوران استعمار تا تصویب قوانین جامع حقوق مدنی در اواخر قرن بیستم، ترسیم کند.
۲. وضعیت افراد دارای معلولیت در نخستین سالهای شکلگیری آمریکا (قرن هفدهم و هجدهم)
۲-۱. ریشههای فکری و حقوقی در دوران استعمار
برای درک وضعیت افراد دارای معلولیت در آمریکای اولیه، باید به انگلستان عصر الیزابت بازگشت. «قانون فقرای الیزابت» (Elizabethan Poor Law) که در سال ۱۶۰۱ میلادی به تصویب رسید، چارچوبی برای رسیدگی به فقرا، از کارافتادگان، و افراد ناتوان ایجاد کرد. این قانون فقرا را به دو دسته «لایق» (worthy poor) و «غیرلایق» (unworthy poor) تقسیم میکرد. افراد دارای معلولیت جسمی، همراه با بیوهها و یتیمان، در زمره «لایقها» قرار میگرفتند که استحقاق دریافت کمکهای محلی را داشتند؛ در حالی که افراد قادر به کار اما بیکار، به عنوان «غیرلایق» تلقی میشدند.
مهاجران انگلیسی که در قرن هفدهم به مستعمرات آمریکای شمالی وارد شدند، همین الگو را با خود به همراه آوردند. در جوامع کوچک و عمدتاً کشاورزی مستعمرات، افراد دارای معلولیت که قادر به کار نبودند، به خانوادههای خود یا خیریههای محلی وابسته بودند. با این حال، «کمک» اغلب به معنای مراقبت در عمارتهای فقرا (almshouses) بود؛ نهادهایی که در آنها افراد فقیر، سالمند، بیمار روانی، و دارای معلولیت جسمی در کنار یکدیگر و در شرایطی اسفناک نگهداری میشدند.
۲-۲. نخستین قانون بازنشستگی برای معلولان جنگی
یکی از نخستین اقدامات رسمی در زمینه حمایت از افراد دارای معلولیت در تاریخ آمریکا، به دوران جنگ استقلال بازمیگردد. در ۲۶ اوت ۱۷۷۶، کنگره قارهای نخستین قانون بازنشستگی را به تصویب رساند که بر اساس آن، به افسران و سربازانی که در جریان نبرد عضوی از بدن خود را از دست میدادند یا چنان دچار ناتوانی میشدند که قادر به تأمین معاش خود نبودند، مستمری مادامالعمر یا در طول دوره ناتوانی پرداخت میشد. این قانون، هرچند محدود و صرفاً ناظر بر معلولیتهای ناشی از خدمت نظامی بود، نخستین گام در به رسمیت شناختن مسئولیت دولت در قبال شهروندان دارای معلولیت به شمار میرود.
۳. قرن نوزدهم: عصر نهادینهسازی و «قوانین زشتی»
۳-۱. جنبش نهادینهسازی و مدارس ویژه
قرن نوزدهم شاهد دو گرایش همزمان اما متفاوت در برخورد با افراد دارای معلولیت بود. از یک سو، جنبشهای اصلاحطلبانهای شکل گرفت که به دنبال ایجاد نهادهای تخصصی برای آموزش و مراقبت از افراد دارای معلولیت بودند. در سال ۱۸۱۷، «مدرسه آمریکایی ناشنوایان» (American School for the Deaf) در هارتفورد، کنتیکت تأسیس شد که نخستین مدرسه برای کودکان دارای معلولیت در نیمکره غربی بود. پس از آن، مدارس و آسایشگاههای متعددی برای نابینایان، افراد دارای ناتوانی ذهنی، و بیماران روانی در سراسر آمریکا تأسیس شد.
با این حال، به تدریج ایده «مراقبت در جامعه» جای خود را به «نهادینهسازی» (institutionalization) داد. تا پایان قرن نوزدهم، هزاران فرد دارای معلولیت ذهنی و روانی در نهادهای بزرگ و اغلب مکتوم از چشم عموم نگهداری میشدند؛ نهادهایی که هدف اولیه آنها نه درمان یا توانبخشی، بلکه جداسازی این افراد از جامعه بود.
۳-۲. «قوانین زشتی»: طرد از فضای عمومی
اما وجه تاریکتر و کمتر روایتشده تاریخ معلولیت در آمریکای قرن نوزدهم، به چیزی موسوم به «قوانین زشتی» (Ugly Laws) بازمیگردد. این قوانین شهری که نخستین بار در سال ۱۸۶۷ در سانفرانسیسکو به تصویب رسید، حضور افراد «بیمار، معلول، مثلهشده، یا به هر نحو تغییرشکلیافته به طوری که شیئی مشمئزکننده یا نامناسب به نظر برسند» را در معابر و فضاهای عمومی ممنوع میکرد. به تدریج شهرهای دیگری نیز قوانین مشابهی وضع کردند. این قوانین که عملاً افراد دارای معلولیت آشکار را از حضور در انظار عمومی منع میکردند، نماد روشنی از طرد سیستماتیک این گروه از شهروندان از زندگی اجتماعی بودند. آخرین بازداشت ثبتشده بر اساس یکی از این قوانین، در سال ۱۹۷۴ در اوماها، نبراسکا رخ داد.
۴. نیمه اول قرن بیستم: اصلاح نژاد و عقیمسازی اجباری
۴-۱. جنبش اصلاح نژاد در آمریکا
در اوایل قرن بیستم، اندیشههای «اصلاح نژادی» (eugenics) که ریشه در نظریات فرانسیس گالتون، پسرعموی چارلز داروین داشت، در ایالات متحده رواج چشمگیری یافت. بر اساس این نظریه شبهعلمی، ویژگیهای انسانی مانند هوش، شخصیت، و «شایستگی اجتماعی» موروثی تلقی میشدند و هدف سیاستهای اصلاح نژادی، «بهبود کیفیت ژنتیکی» جمعیت از طریق جلوگیری از تولیدمثل افراد «نامناسب» بود. افراد دارای ناتوانیهای ذهنی و روانی، در صدر فهرست کسانی قرار داشتند که «نامناسب» برای تولیدمثل تشخیص داده میشدند.
۴-۲. قوانین عقیمسازی اجباری
در سال ۱۹۰۷، ایالت ایندیانا نخستین قانون عقیمسازی اجباری را به تصویب رساند که مردان سفیدپوست «دارای نقص ذهنی»، بیمار، یا دارای معلولیت را هدف قرار میداد. تا سال ۱۹۳۷، ۳۲ ایالت دیگر نیز قوانین مشابهی وضع کردند. در مجموع، بیش از ۶۰ هزار نفر در ایالات متحده بر اساس قوانین اصلاح نژادی به طور اجباری عقیم شدند؛ عملی که تا دهه ۱۹۷۰ میلادی نیز در برخی ایالتها ادامه یافت. اکثر قربانیان این برنامهها، افراد بستری در نهادهای نگهداری از افراد دارای ناتوانی ذهنی یا روانی بودند؛ کسانی که نه رضایتی از آنها گرفته میشد و نه حتی در بسیاری موارد از آنچه بر آنها میگذشت آگاه بودند.
لازم به ذکر است که برنامههای اصلاح نژادی آمریکا الهامبخش سیاستهای مشابهی در آلمان نازی شد و پس از افشای جنایات نازیها در جنگ جهانی دوم، به تدریج مشروعیت خود را در افکار عمومی از دست داد. با این وجود، لغو رسمی این قوانین تا دهه ۱۹۷۰ به طول انجامید.
۵. دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰: تولد جنبش حقوق مدنی افراد دارای معلولیت
۵-۱. الهام از جنبش حقوق مدنی سیاهپوستان
دهه ۱۹۶۰ در تاریخ آمریکا، دهه جنبشهای اجتماعی بزرگ بود. جنبش حقوق مدنی سیاهپوستان به رهبری چهرههایی چون مارتین لوتر کینگ، جنبش زنان، و جنبش ضد جنگ، فضای سیاسی و اجتماعی آمریکا را دگرگون کردند. با این حال، قانون حقوق مدنی ۱۹۶۴ که تبعیض بر اساس نژاد، رنگ، مذهب، جنسیت، و منشأ ملی را ممنوع میکرد، هیچ اشارهای به «معلولیت» به عنوان یک مقوله تحت حمایت نداشت. این غفلت قانونی، خود به محرکی برای شکلگیری جنبش مستقل حقوق افراد دارای معلولیت تبدیل شد.
فعالان حوزه معلولیت که موفقیت جنبش حقوق مدنی سیاهپوستان را مشاهده میکردند، به تدریج دریافتند که برای دستیابی به حقوق برابر، نیازمند سازماندهی، هویت جمعی، و کنش سیاسی هدفمند هستند.
۵-۲. جودی هیومن و جنبش زندگی مستقل
یکی از محوریترین چهرههای جنبش حقوق افراد دارای معلولیت در آمریکا، جودی هیومن (Judith Heumann) است که از او با لقب «مادر جنبش حقوق افراد دارای معلولیت» یاد میشود. هیومن که در کودکی به دلیل ابتلا به فلج اطفال از ویلچر استفاده میکرد، پس از فارغالتحصیلی از کالج، برای دریافت مجوز تدریس در مدارس شهر نیویورک درخواست داد. هیئت آموزش شهر نیویورک درخواست او را رد کرد. دلیل رسمی رد درخواست این بود که هیومن نمیتوانست از پس نیازهای فیزیکی شغل معلمی برآید. هیومن که این تصمیم را مصداق تبعیض آشکار میدانست، از هیئت آموزش شکایت کرد و در نهایت پیروز شد؛ او نخستین کاربر ویلچر بود که توانست در مدارس شهر نیویورک به تدریس بپردازد.
این پیروزی شخصی، آغازی بر یک عمر فعالیت حقوقخواهانه بود. هیومن در سال ۱۹۷۰ سازمان «معلولان فعال» (Disabled in Action) را تأسیس کرد و به یکی از مدافعان اصلی جنبش زندگی مستقل (Independent Living Movement) تبدیل شد. جنبش زندگی مستقل بر این اصل استوار بود که افراد دارای معلولیت، خود بهترین تصمیمگیرندگان درباره نیازها و سبک زندگی خویش هستند و باید به جای نگهداری در نهادهای بسته، امکان زندگی در جامعه را با برخورداری از خدمات حمایتی مورد نیاز داشته باشند.
۵-۳. تصویب بخش ۵۰۴ قانون توانبخشی (۱۹۷۳)
در سال ۱۹۷۳، کنگره آمریکا قانون توانبخشی (Rehabilitation Act) را به تصویب رساند. بخش ۵۰۴ این قانون، نخستین قانون حقوق مدنی فدرال برای حمایت از افراد دارای معلولیت در تاریخ آمریکا بود. این بخش مقرر میداشت که: «هیچ فرد واجد شرایط دارای معلولیتی در ایالات متحده نباید صرفاً به دلیل معلولیت خود، از مشارکت در برنامهها یا فعالیتهایی که کمک مالی فدرال دریافت میکنند، محروم شود یا مورد تبعیض قرار گیرد».
قانون در سپتامبر ۱۹۷۳ توسط رئیسجمهور نیکسون امضا شد، اما اجرای آن بلافاصله آغاز نشد. برای اجرایی شدن قانون، وزارت بهداشت، آموزش و رفاه (HEW) میبایست آییننامههای اجرایی مربوط به بخش ۵۰۴ را تدوین و امضا میکرد. با این حال، دولت فدرال به مدت چهار سال از انجام این کار خودداری کرد.
۵-۴. تحصن تاریخی ۵۰۴ (۱۹۷۷)
در پی تأخیر چهارساله دولت در اجرای بخش ۵۰۴، فعالان حوزه حقوق معلولیت تصمیم به اقدامی بیسابقه گرفتند. در ۵ آوریل ۱۹۷۷، گروهی از کنشگران در دفتر وزارت بهداشت، آموزش و رفاه در سانفرانسیسکو تحصن کردند و خواستار امضای آییننامههای اجرایی شدند. این تحصن به «تحصن ۵۰۴» (504 Sit-in) معروف شد.
تحصن ۵۰۴ طولانیترین تحصن در تاریخ یک ساختمان فدرال آمریکا بود که ۲۸ روز به طول انجامید. در این مدت، معترضان دارای معلولیت – از جمله افراد فلج، نابینا، و ناشنوا – بدون بسیاری از امکانات اولیهای که به آن نیاز داشتند، در ساختمان باقی ماندند. حمایتهای بیرونی از جمله ارسال غذا و ملزومات توسط گروههای همبسته، از جمله حزب پلنگ سیاه (Black Panther Party)، به حفظ این تحصن کمک کرد.
سرانجام، در ۲۸ آوریل ۱۹۷۷، جوزف کالیفانو، وزیر بهداشت، آموزش و رفاه، آییننامههای اجرایی بخش ۵۰۴ را امضا کرد. این پیروزی، نقطه عطفی در جنبش حقوق معلولیت بود و نشان داد که کنش جمعی میتواند به تغییرات ساختاری بینجامد. همچنین این تحصن راه را برای مبارزهای بزرگتر هموار کرد: تصویب یک قانون جامع حقوق مدنی برای افراد دارای معلولیت.
۶. دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰: مسیر منتهی به قانون آمریکاییهای دارای معلولیت (ADA)
۶-۱. ضرورت قانون جامع
با وجود پیروزی در تصویب و اجرای بخش ۵۰۴، فعالان حقوق معلولیت به خوبی آگاه بودند که این قانون دارای محدودیتهای جدی است. بخش ۵۰۴ تنها نهادهایی را پوشش میداد که از دولت فدرال کمک مالی دریافت میکردند؛ در حالی که بسیاری از کسبوکارهای خصوصی، اماکن عمومی، و خدمات از شمول آن خارج بودند. نیاز به قانونی جامع که مانند قانون حقوق مدنی ۱۹۶۴، تبعیض بر اساس معلولیت را در تمامی عرصههای زندگی عمومی ممنوع کند، روزبهروز آشکارتر میشد.
۶-۲. تصویب ADA: تاج جنبش حقوق معلولیت
سرانجام در ۲۶ ژوئیه ۱۹۹۰، رئیسجمهور جرج اچ. دبلیو. بوش «قانون آمریکاییهای دارای معلولیت» (Americans with Disabilities Act; ADA) را امضا کرد. این قانون که الگوبرداری از قانون حقوق مدنی ۱۹۶۴ طراحی شده بود، تبعیض بر اساس معلولیت را در چهار حوزه اصلی ممنوع کرد: اشتغال (عنوان اول)، خدمات و برنامههای دولتهای ایالتی و محلی (عنوان دوم)، اماکن عمومی و تجاری (عنوان سوم)، و ارتباطات راه دور (عنوان چهارم).
ADA نتیجه دههها مبارزه، سازماندهی، و کنش سیاسی هزاران فعال گمنام و شناختهشده بود. این قانون نه تنها چارچوب حقوقی حمایت از افراد دارای معلولیت را به طور بنیادین تغییر داد، بلکه پیامی نمادین و قدرتمند به جامعه آمریکا مخابره کرد: افراد دارای معلولیت، شهروندان کامل و برابر هستند و تبعیض علیه آنها، همانند تبعیض نژادی یا جنسیتی، غیرقابل قبول است.
۷. تحولات پس از ADA: قرن بیست و یکم
۷-۱. اصلاحات ADA در سال ۲۰۰۸
یکی از چالشهای اصلی در اجرای ADA، تعریف محدودکننده «معلولیت» توسط دادگاهها بود. در یک سلسله آرای قضایی، دادگاه عالی ایالات متحده دامنه حمایتهای ADA را به طور قابل توجهی محدود کرد و بسیاری از شاکیان را از حمایتهای قانون محروم ساخت. برای مقابله با این رویه قضایی، کنگره در سال ۲۰۰۸ «قانون اصلاحیه ADA» (ADA Amendments Act) را با حمایت قاطع دو حزبی به تصویب رساند که تعریف معلولیت را گسترش داد و تأکید کرد که تعریف معلولیت باید به نفع پوشش گسترده تفسیر شود.
۷-۲. تأثیر جهانی
ADA تأثیری فراتر از مرزهای ایالات متحده داشت و به الگویی برای قوانین مشابه در سایر کشورها تبدیل شد. همچنین، این قانون الهامبخش تدوین «کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت» سازمان ملل متحد (CRPD) بود که در سال ۲۰۰۶ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید و امروزه یکی از مهمترین اسناد بینالمللی حقوق بشری در حوزه معلولیت به شمار میرود.
۸. نتیجهگیری
تاریخ جنبشهای مطالبهگرانه افراد دارای معلولیت در ایالات متحده، داستانی از انقیاد به رهایی است. این جنبش که از دل قرنها طرد، نهادینهسازی، و تبعیض سیستماتیک سر برآورد، با الهام از دیگر جنبشهای حقوق مدنی قرن بیستم، توانست ساختارهای حقوقی و اجتماعی تبعیضآمیز را به چالش بکشد و در نهایت، با تصویب ADA، یکی از مهمترین پیروزیهای حقوق مدنی در تاریخ معاصر را رقم زند. مطالعه این تاریخ نه تنها برای درک مبارزات افراد دارای معلولیت، بلکه برای فهم پویاییهای جنبشهای اجتماعی و فرایند تغییر حقوقی و نهادی در جوامع مدرن نیز حائز اهمیت است. مبارزهای که با «قوانین زشتی» و ممنوعیت حضور در انظار عمومی آغاز شد، در نهایت به قانونی انجامید که حضور برابر و کامل افراد دارای معلولیت در تمامی عرصههای زندگی اجتماعی را تضمین میکند.
منابع
1. Wikipedia contributors. (2024). Timeline of disability rights in the United States. Wikipedia, The Free Encyclopedia. https://en.wikipedia.org/wiki/Timeline_of_disability_rights_in_the_United_States
2. Schweik, S. M. (2009). The Ugly Laws: Disability in Public. New York University Press.
3. Shapiro, J. P. (1994). No Pity: People with Disabilities Forging a New Civil Rights Movement. Three Rivers Press.
4. History of the Americans with Disabilities Act. (2017). Disability Rights Education & Defense Fund (DREDF). https://dredf.org
5. National Geographic. (2025, January 7). Illegal to be ‘ugly’? The history behind one of America’s cruelest laws. https://www.nationalgeographic.com
6. «جنبش حقوق معلولین». (۲۰۲۴). ویکیپدیا، دانشنامه آزاد. https://fa.wikipedia.org/wiki/جنبش_حقوق_معلولین
7. «برای من، زندگی با ویلچر تراژدی نیست». (۲۰۲۳). مدرسه پرتو. https://partoschool.org
8. «تحصن تاریخی ۵۰۴؛ بست نشستن تا احقاق حقوق». (۲۰۲۳). مدرسه پرتو. https://partoschool.org
9. U.S. Department of Justice, Civil Rights Division. (2020). A Guide to Disability Rights Laws. https://www.ada.gov
10. Baynton, D. C. (2016). Defectives in the Land: Disability and Immigration in the Age of Eugenics. University of Chicago Press.