بحران‌های اجتماعی اعم از جنگ، زلزله، سیل و همه‌گیری‌های فراگیر، افزون بر ویرانی‌های مادی، سرمایه اجتماعی و سلامت روانی جوامع را عمیقاً آسیب می‌زنند. مددکاری اجتماعی و تسهیلگری اجتماعی در این بستر نقشی دوگانه ایفا می‌کنند: از یک سو پاسخ فوری به نیازهای اساسی آسیب‌دیدگان و از سوی دیگر بازسازی پیوندهای اجتماعی فروپاشیده. مقاله حاضر با تکیه بر ادبیات مددکاری اجتماعی بحران، رویکرد اجتماع‌محور و برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه (CBR)، به تحلیل نقش تسهیلگران و مددکاران اجتماعی در بحران‌های طبیعی و انسانی می‌پردازد. در ادامه، نمونه‌هایی از تجربه ایران در زلزله‌های بم و کرمانشاه و نمونه‌های جهانی از جمله سیل برزیل، زلزله ترکیه، و بحران‌های جنگی فلسطین و سوریه بررسی می‌شود. همچنین نقش برنامه CBR در پاسخ به بحران‌ها و تروماهای اجتماعی واکاوی می‌گردد و راهبردهایی عملی برای گذار از امدادرسانی سنتی به رویکرد توانمندساز ارائه می‌شود.

واژگان کلیدی: مددکاری اجتماعی بحران، تسهیلگری اجتماعی، بلایای طبیعی، جنگ، توانبخشی مبتنی بر جامعه (CBR)، تروما، تاب‌آوری

۱. مقدمه

بر پایه گزارش‌های جهانی، سالانه بیش از ۱۷۰ میلیون نفر تحت تأثیر جنگ‌ها و نزدیک به ۱۹۰ میلیون نفر دیگر گرفتار بلایای طبیعی می‌شوند. این ارقام تنها بیانگر شمار آوارگان و مصدومان جسمی نیستند؛ پشت هر عدد، انسانی ایستاده که جهان ذهنی‌اش فروریخته، پیوندهای اجتماعی‌اش گسسته، و معنای زندگی‌اش مخدوش شده است. بحران‌های اجتماعی و طبیعی نه‌تنها زیرساخت‌های فیزیکی، بلکه «زیرساخت‌های اجتماعی» را نیز ویران می‌کنند: شبکه‌های حمایتی غیررسمی، اعتماد اجتماعی، حس تعلق به جامعه، و توانایی کنش جمعی.

در چنین میدانی، مددکاری اجتماعی بحران صرفاً یک حرفه کمکی نیست، بلکه پاسخی است به فروپاشی نظم اجتماعی. مددکار اجتماعی و تسهیلگر در این بستر، میانجی میان فرد آسیب‌دیده و نظام‌های امدادی، میان گروه‌های اجتماعی پراکنده، و میان گذشته‌ای ویران‌شده و آینده‌ای نامعلوم می‌شود. پرسش بنیادین این است که چگونه می‌توان از الگوی «امدادگر-قربانی» فراتر رفت و به الگویی دست یافت که جامعه محلی را نه دریافت‌کننده منفعل کمک، بلکه بازیگر اصلی بازسازی خویش بداند؟ این مقاله می‌کوشد با واکاوی تجربه‌های ایران و جهان و نیز بررسی ظرفیت برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه در شرایط بحرانی، پاسخی برای این پرسش بیابد.

۲. نقش مددکاری اجتماعی و تسهیلگری اجتماعی در بحران‌ها

۲-۱. مددکاری اجتماعی بحران: تعریف و گستره

مددکاری اجتماعی در بحران به مجموعه‌ای از اقدامات حرفه‌ای گفته می‌شود که با هدف حمایت روانی، اجتماعی و گاهی اقتصادی از افراد و جوامع آسیب‌دیده، در مراحل پیش از بحران، حین بحران و پس از آن طراحی و اجرا می‌گردد. این حرفه در بستر بحران با سه سطح درگیر است: سطح خُرد (فرد و خانواده)، سطح میانی (گروه‌ها و محله‌ها)، و سطح کلان (سیاست‌گذاری و هماهنگی بین‌بخشی). در سطح خرد، مددکار اجتماعی به ارزیابی نیازهای روانی-اجتماعی، ارائه کمک‌های اولیه روانشناختی و تسهیل دسترسی به منابع می‌پردازد. در سطح میانی، بازسازی شبکه‌های اجتماعی محلی، تشکیل گروه‌های همیار و میانجی‌گری میان جامعه و نهادهای امدادی در کانون کار قرار می‌گیرد. در سطح کلان نیز مددکاران می‌کوشند صدای جوامع آسیب‌دیده را به گوش سیاست‌گذاران برسانند و از بازتولید نابرابری‌ها در فرایند بازسازی جلوگیری کنند.

۲-۲. تسهیلگری اجتماعی: افقی فراتر از امدادرسانی

تسهیلگری اجتماعی مفهومی است که از سنت توسعه جامعه و روانشناسی اجتماعی برآمده و در شرایط بحرانی اهمیتی دوچندان می‌یابد. تسهیلگر کسی است که به جای تحمیل راه‌حل‌های بیرونی، فرایندی را راه می‌برد که در آن خودِ جامعه محلی مسئله‌اش را تعریف کند، راه‌حل‌های ممکن را شناسایی نماید و برای اجرای آن‌ها بسیج شود. تسهیلگری اجتماعی مبانی روانشناسی اجتماعی و روش‌های علوم اجتماعی را برای مواجهه با مشکلاتی مانند ازهم‌گسیختگی جامعه پس از زلزله به کار می‌گیرد. این رویکرد از آن رو در بحران‌ها حیاتی است که پس از فروپاشی ساختارهای رسمی، این پیوندهای اجتماعی غیررسمی‌اند که می‌توانند بقا و بازسازی را ممکن سازند. تسهیلگر نه دستور می‌دهد و نه صرفاً کمک می‌کند؛ او فضایی می‌آفریند که در آن افراد از موضع قربانی به موضع کنشگر اجتماعی گذر کنند.

۳. نمونه‌های مددکاری اجتماعی و تسهیلگری در بحران‌های ایران

۳-۱. زلزله بم (۱۳۸۲): نخستین تجربه سازمان‌یافته مددکاری اجتماعی در بحران

زمین‌لرزه پنجم دی‌ماه ۱۳۸۲ بم با بیش از ۳۰ هزار کشته، یکی از مرگبارترین بلایای طبیعی تاریخ ایران بود. این فاجعه همزمان به نخستین عرصه جدی ورود سازمان‌یافته مددکاران اجتماعی به بحران بدل شد. بررسی مشاهدات روزهای نخستین و مصاحبه با زلزله‌زدگان نشان می‌دهد که مددکاران اجتماعی حاضر در منطقه با چالش‌های چندلایه‌ای روبه‌رو بودند: از سامان‌دهی کودکان بی‌سرپرست و زنان سرپرست خانوار گرفته تا میانجی‌گری در توزیع کمک‌ها و پیشگیری از بروز تعارض‌های اجتماعی.

با این حال، تجربه بم بیش از هر چیز خلأهای نظام مددکاری بحران در ایران را آشکار ساخت. نبود آموزش‌های تخصصی پیش از بحران، کمبود نیروی آموزش‌دیده، و غلبه رویکرد امدادی-پزشکی بر رویکرد روانی-اجتماعی، باعث شد که در عمل، حمایت‌های روانی و اجتماعی از زلزله‌زدگان به حاشیه رانده شود. یکی از درس‌های مهم بم آن بود که مددکاری اجتماعی بحران نمی‌تواند به اقدامات واکنشی پس از فاجعه محدود بماند، بلکه باید پیش از وقوع بحران، شبکه‌های اجتماعی محلی را تقویت کرده و برنامه‌های آمادگی روانی-اجتماعی را در جوامع در معرض خطر نهادینه سازد.

۳-۲. زلزله کرمانشاه (۱۳۹۶): ظهور رویکردهای اجتماع‌محور

زلزله ۷.۳ ریشتری آبان ۱۳۹۶ در استان کرمانشاه، به‌ویژه در شهر سرپل‌ذهاب، بار دیگر نظام مددکاری اجتماعی ایران را به آزمونی دشوار فرا خواند. اما این بار، ردپای رویکردهای اجتماع‌محور و مشارکتی پررنگ‌تر از گذشته دیده می‌شد. سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در منطقه کوشیدند با رویکرد تسهیلگری، گروه‌های محلی را برای بازسازی روانی و اجتماعی توانمند سازند. یکی از نمونه‌های شاخص، راه‌اندازی مهدکودک‌های سیار در مناطق زلزله‌زده بود که همزمان به کودکان خدمات آموزشی و روانی ارائه می‌داد و به مادران فرصت می‌داد تا در فرایند بازسازی مشارکت کنند.

پژوهش‌های انجام‌شده در این منطقه نشان می‌دهند که سرمایه اجتماعی پیش از بحران، نقشی تعیین‌کننده در تاب‌آوری جوامع محلی ایفا می‌کند. جوامعی که پیش از زلزله از پیوندهای همسایگی، نهادهای محلی و اعتماد اجتماعی بالاتری برخوردار بودند، توانستند با سرعت بیشتری خود را سازمان دهند و از مرحله شوک و انفعال عبور کنند. با این همه، یکی از چالش‌های اصلی در سرپل‌ذهاب، ناهماهنگی میان رویکرد مدیران بحران بود؛ برخی بر امدادرسانی متمرکز و مقطعی اصرار داشتند، حال آنکه برخی دیگر ضرورت مشارکت مردم محلی و تسهیلگری اجتماعی را درک کرده بودند. این شکاف رویکردی، خود به مانعی در مسیر بازتوانی مؤثر بدل شد.

۴. نمونه‌هایی از مددکاری اجتماعی در بحران‌های جهانی

۴-۱. سیل ۲۰۲۴ برزیل: سلامت روان در متن امداد

در سال ۲۰۲۴، بارش‌های سیل‌آسا و طغیان رودخانه‌ها در ایالت ریو گرانده دو سول برزیل منجر به آوارگی بیش از ۶۱۵ هزار نفر شد. تیم‌های چندرشته‌ای متشکل از روان‌شناسان، روان‌پزشکان، مددکاران اجتماعی و دانشجویان، در پناهگاه‌ها و مراکز امدادی حاضر شدند و خدمات روانی-اجتماعی ارائه دادند. بررسی تجربه این گروه نشان داد که نبود برنامه‌ریزی اختصاصی برای سلامت روان در بلایا، به بی‌نظمی در پاسخ‌های اولیه انجامید. با این حال، تیم‌ها با انعطاف‌پذیری و تاب‌آوری بالا مداخلاتی را طراحی کردند که هم به علائم هیجانی حاد پاسخ می‌داد و هم به سوگ و پیامدهای روانی بلندمدت می‌پرداخت. یکی از یافته‌های مهم این گزارش آن بود که ضرورت دارد سلامت روان به‌عنوان جزئی جدایی‌ناپذیر از برنامه‌ریزی بلایا در نظر گرفته شود و رویکردهای جامعه‌محور برای تقویت تاب‌آوری جمعی به کار گرفته شوند.

۴-۲. زلزله ۲۰۲۳ ترکیه: توانمندسازی از دل ویرانی

زمین‌لرزه‌های مهیب ۶ فوریه ۲۰۲۳ در جنوب ترکیه که به کشته‌شدن بیش از ۵۰ هزار نفر انجامید، واکنشی چشمگیر از سوی نهادهای دانشگاهی و مدنی را به همراه داشت. گروه روانشناسی دانشگاه حسن کالیونجو در منطقه آسیب‌دیده، خط تلفنی حمایت روانی با حضور روان‌شناسان داوطلب راه‌اندازی کرد و سپس خدمات خود را به پنج شهر گسترش داد. ابتکاری خلاقانه در این پروژه، برپایی «چادر امید» در یکی از اردوگاه‌های اسکان موقت بود؛ چادری که در آن دانشجویان روانشناسی به کودکان و بزرگسالان خدمات روانی-اجتماعی ارائه می‌دادند و همزمان با توزیع دفترچه‌های آموزشی حساس به فرهنگ، به افراد و جوامع برای بازسازی روانی پس از تروما یاری می‌رساندند.

۴-۳. بحران فلسطین: برنامه حمایت روانی-اجتماعی خانواده‌محور

در کرانه باختری، جایی که شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دشوار، سلامت روانی ساکنان را به‌ویژه در میان مادران دارای فرزند با معلولیت تهدید می‌کند، برنامه‌ای نوآورانه با عنوان «رویکرد چندخانواده از طریق توانبخشی مبتنی بر جامعه» به اجرا درآمد.

این برنامه که با همکاری بنیاد ترومای جنگ، دانشگاه بیرزیت و برنامه CBR محلی طراحی شد، مادران را در گروه‌های همیار گرد هم می‌آورد تا تجربه‌های خود را به اشتراک بگذارند و از یکدیگر بیاموزند. تسهیلگران گروه که از میان کارکنان CBR آموزش دیده بودند، نه محتوایی از پیش تعیین‌شده ارائه می‌دادند، بلکه فرایندی را هدایت می‌کردند که در آن خودِ مادران تصمیم می‌گرفتند درباره چه موضوع‌هایی گفت‌وگو کنند. این برنامه نشان داد که در بستر بحران‌های طولانی، رویکردهای همتا-محور و خانواده‌محور می‌توانند با هزینه کم، تأثیری عمیق بر سلامت روانی و انسجام اجتماعی بر جای گذارند.

۴-۴. بحران سوریه: مددکاری اجتماعی در سایه جنگ

بحران سوریه که از سال ۲۰۱۱ آغاز شد، یکی از بزرگ‌ترین فجایع انسانی عصر حاضر را رقم زده است. در این بستر، مددکاران اجتماعی با چالش‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌رو بوده‌اند: کار با کودکانی که جز جنگ چیزی به یاد ندارند، زنان و دخترانی که در معرض خشونت‌های سازمان‌یافته قرار گرفته‌اند، و خانواده‌هایی که در اردوگاه‌های پناهندگی در کشورهای همسایه روزگار می‌گذرانند. پژوهشی درباره کودکان پناهنده سوری در اردن نشان داد که نشانگان روانی و الگوهای پرخاشگری در این کودکان به سطحی هشداردهنده رسیده و مددکاران اجتماعی نیازمند مداخلات تخصصی با رویکرد حساس به تروما هستند. تجربه سوریه همچنین اهمیت حمایت از خودِ مددکاران را برجسته ساخت؛ کسانی که خود نیز اغلب از همان جامعه آسیب‌دیده برخاسته‌اند و همزمان در نقش امدادگر و قربانی قرار دارند.

۵. برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه (CBR) و بحران‌های اجتماعی: آیا پیوندی مؤثر برقرار شده است؟

۵-۱. ظرفیت‌های CBR در پاسخ به بحران

برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه (CBR) راهبردی است که از سوی سازمان بهداشت جهانی برای ارتقای کیفیت زندگی افراد دارای معلولیت و خانواده‌هایشان از طریق مشارکت جامعه محلی، دسترسی به خدمات و فراگیرسازی اجتماعی طراحی شده است. اما پرسش مهم این است: آیا CBR می‌تواند در شرایط بحرانی نیز نقشی مؤثر ایفا کند؟

پاسخ پژوهش‌های موجود مثبت است. بحران‌های انسانی به دو دلیل به حوزه CBR مربوط می‌شوند: نخست آن‌که افراد دارای معلولیت پیشینی در شرایط بحرانی آسیب‌پذیرترند و نیازمند حمایت‌های ویژه‌اند؛ دوم آن‌که خودِ بحران‌ها نسلی جدید از افراد دارای معلولیت ایجاد می‌کنند که به خدمات توانبخشی نیاز خواهند داشت. یک مطالعه مرور دامنه که به بررسی ۳۱ مقاله درباره CBR در بستر بحران‌های جنگی، بلایای طبیعی و آوارگی گسترده پرداخته، نشان می‌دهد که عوامل موفقیت برنامه‌های CBR در این شرایط عبارت‌اند از: حمایت قوی جامعه و خانواده، طراحی فعالیت‌ها متناسب با زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی محلی، و مشارکت فعال خودِ افراد دارای معلولیت. در مقابل، محدودیت منابع انسانی و نبود همکاری بین‌بخشی از موانع اصلی به شمار می‌روند.

۵-۲. نمونه‌های عملی CBR در بحران‌ها

سریلانکا: کارزار «دسترسی برای همه» پس از سونامی ۲۰۰۴

پس از سونامی ویرانگری که بخش‌های گسترده‌ای از سواحل سریلانکا را نابود کرد، ائتلافی از ۱۸ سازمان محلی معلولان، همراه با سازمان‌های بین‌المللی، کارزاری با عنوان «دسترسی برای همه» به راه انداختند. هدف آن بود که نیازهای افراد دارای معلولیت در فرایند امداد، بازسازی و توانبخشی نادیده گرفته نشود. این کارزار با برگزاری نشست‌های منظم با نهادهای دولتی و غیردولتی مسئول بازسازی، توانست مقررات دسترسی‌پذیری را در ساخت‌وسازهای جدید نهادینه کند و الگویی برای مشارکت سازمان‌های معلولان در بازسازی پس از بحران ارائه دهد.

اندونزی: پروژه CEPLERY و ادغام سلامت روان در حکمرانی محلی

پروژه «توانمندسازی جامعه برای سلامت روانی-اجتماعی، معیشت و تاب‌آوری اضطراری» که بین سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ در یوگیاکارتای اندونزی اجرا شد، نمونه‌ای از پیوند CBR با سلامت روان در بستر بحران است. این پروژه که بیش از ۷۰۰ فرد دارای معلولیت روانی-اجتماعی و مراقبانشان را تحت پوشش قرار داد، با استقرار CBR در سطح روستاها و ادغام سلامت روان در اولویت‌های دولت محلی، توانست سه سیاست کلیدی در زمینه آمادگی در برابر بلایا، پیشگیری از خودکشی و بازتوانی روانی-اجتماعی به تصویب برساند.

ایران: CBR در بحران جنگ رمضان

تجربه اجرای برنامه CBR در جریان جنگ رمضان توسط سازمان بهزیستی ایران نشان داد که این برنامه می‌تواند از مرحله پیش از بحران تا پس از آن فعال باشد. در مرحله پیش از بحران، ۵۹۴ نشست هماهنگی با کارشناسان محلی برگزار و بیش از ۳۱ هزار فرد دارای معلولیتِ در معرض خطر شناسایی شد. در مرحله حین بحران، ۳۵۴۵ تسهیلگر آموزش‌های لازم را دریافت کردند و نزدیک به ۴۹ هزار خانواده تحت پوشش قرار گرفتند. همچنین بیش از ۱۱ هزار مشاوره حضوری و ۲۱ هزار مشاوره تلفنی ارائه شد.

منابع

آقابخشی، ح. (۱۳۸۳). منشور مددکاری اجتماعی برای بلایای طبیعی (با نگاهی به زلزله بم). فصلنامه رفاه اجتماعی.

·Reiffers, R., Stam, K., & Mitwalli, S. (2018). Reflections on a psychosocial community support programme in the West Bank. Humanitarian Practice Network.

Corrêa de Magalhães Narvaez, J., et al. (2025). Experience report: Mental health interventions during the 2024 floods in Rio Grande do Sul, Brazil. International Journal of Social Psychiatry.

Dulwich Centre Foundation. (2024). Psychosocial support initiatives in the aftermath of the 2023 earthquake: A university-led community approach. International Journal of Narrative Therapy and Community Work, 1, 22-32.

CBM Australia. (2025). Community Empowerment for Psychosocial Health, Livelihood, and Emergency Resilience in Yogyakarta (CEPLERY).

Ramon, S., & Zaviršek, D. (Eds.). (2023). Social Work in War-Torn Contexts: “From that Moment There Was No Peace”.

سازمان بهزیستی کشور. (۱۴۰۴). اجرای برنامه جامع توانبخشی مبتنی بر جامعه برای افراد دارای معلولیت در بحران جنگ رمضان. خبرگزاری برنا.

  1. توان آگاه گفت:

    حدا قوت

    1. Sina گفت:

      به امید موفقیت

  2. توان آگاه گفت:

    حدا قوت لاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *