چکیده
نظریه میدان، سرمایه و عادت‌واره پییر بوردیو، جامعه‌شناس فقید فرانسوی، چارچوبی نیرومند برای واکاوی جایگاه فرودست افراد دارای معلولیت جسمی-حرکتی در دو عرصه سرنوشت‌ساز زندگی اجتماعی، یعنی بازار ازدواج و بازار کار، به دست می‌دهد. در این چارچوب، بدن نه صرفاً یک واقعیت زیستی، که حامل نوعی «سرمایه فیزیکی» است که ارزش آن را میدان اجتماعی تعیین می‌کند. در میدان‌هایی که تحت سیطره هنجارهای سالم‌سالارانه (Ableist) و بدن‌های به‌هنجار شکل گرفته‌اند، بدن دارای معلولیت اغلب در قامت «سرمایه نمادین منفی» ظاهر می‌شود؛ وضعیتی که به حذف نظام‌مند این افراد از فرصت‌های ازدواج و اشتغال می‌انجامد. با این حال، تجارب میدانی از کشورهای مختلف نشان می‌دهد که می‌توان از طریق مداخلات آگاهانه در سطح میدان (تغییر قواعد بازی) و عادت‌واره (توانمندسازی فردی)، این چرخه بازتولید نابرابری را شکست. مقاله حاضر ضمن تشریح این سازوکار نظری، نمونه‌های موفق داخلی و جهانی را مرور کرده و در نهایت، بسته‌ای راهبردی و کاربردی برای تسهیلگران، مددکاران و فعالان حوزه معلولیت ارائه می‌دهد.


۱. الفبای نظری: میدان، عادت‌واره، سرمایه و جایگاه بدن

برای درک سازوکار طرد، ابتدا باید با سه مفهوم کانونی بوردیو آشنا شویم. «میدان» (Field) عرصه‌ای اجتماعی است که افراد در آن بر سر منابع مشخصی با یکدیگر رقابت می‌کنند؛比如 بازار کار یا بازار ازدواج. هر میدان، قواعد نانوشته‌ای دارد که تعیین می‌کند چه کسی شایسته ورود، ماندن و پیشرفت است. «عادت‌واره» (Habitus) نیز به مجموعه باورها، ادراکات و رفتارهای درونی‌شده‌ای گفته می‌شود که افراد بر اساس موقعیت اجتماعی خود کسب می‌کنند. این عادت‌واره تعیین می‌کند که فرد در یک موقعیت خاص چه چیزی را «ممکن» یا «غیرممکن» می‌داند و چگونه عمل می‌کند. در نهایت، «سرمایه» (Capital) هر منبعی است که در یک میدان خاص ارزش داشته باشد و شامل چهار نوع اصلی اقتصادی (پول، دارایی)، فرهنگی (تحصیلات، مهارت‌ها)، اجتماعی (شبکه‌های ارتباطی) و نمادین (اعتبار، پرستیژ) می‌شود.

در این میان، بوردیو به شکل تلویحی و شارحان او به شکل صریح، مفهوم «سرمایه فیزیکی» (Physical Capital) را نیز مطرح کرده‌اند. این سرمایه به معنای ارزش اجتماعی‌ای است که بر اساس ظاهر، توانایی‌های جسمی و عملکرد بدنی به فرد نسبت داده می‌شود. در هر دو میدان ازدواج و اشتغال، بدن افراد به طور مداوم ارزیابی می‌شود؛ بدن‌هایی که با استانداردهای به‌هنجار (راه رفتن بدون کمک، گفتار روان، حرکات هماهنگ) همخوانی داشته باشند، حامل سرمایه فیزیکی مثبت هستند. اما بدن افراد دارای معلولیت جسمی-حرکتی، در چنین میدان‌هایی اغلب به‌عنوان «سرمایه فیزیکی منفی» یا «معیوب» برساخته می‌شود. پژوهشگران نشان داده‌اند که بدن ناتوان در میدان‌های اجتماعی نه‌تنها بی‌ارزش، بلکه فعالانه «بی‌اعتبار» (Devalue) و «طرد» (Reject) می‌شود.

نکته بسیار مهم در تحلیل بوردیویی آن است که نابرابری تنها محصول تبعیض آشکار نیست، بلکه از طریق خشونتی نرم و نامرئی به نام «خشونت نمادین» (Symbolic Violence) بازتولید می‌شود. در میدان اشتغال، سالم‌سالاری (Ableism) دقیقاً در قامت یک خشونت نمادین عمل می‌کند: قواعد بازی به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که «صلاحیت‌های خاصی را که به نفع کارگران سالم است، بر کارگران دارای معلولیت ترجیح می‌دهند». این فرایند چنان طبیعی‌سازی می‌شود که حتی خود افراد دارای معلولیت نیز ممکن است آن را به‌عنوان «واقعیت» بپذیرند و از رقابت در آن میدان‌ها کناره‌گیری کنند.

نظریه بوردیو همچنین به ما می‌گوید که انواع سرمایه به یکدیگر قابل تبدیل هستند. فردی که از سرمایه اقتصادی بالایی برخوردار است، می‌تواند با خرید خدمات توانبخشی باکیفیت یا فناوری‌های کمکی پیشرفته، سرمایه فیزیکی خود را تقویت کند. فردی که از سرمایه اجتماعی غنی (شبکه‌های حمایتی قوی) برخوردار است، می‌تواند از طریق معرفی و ارتباط، شانس خود را در بازار ازدواج و کار افزایش دهد. یک پژوهش در انگلستان نشان داد که «دسترسی به سرمایه‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی می‌تواند به فرد کمک کند تا در برابر گفتمان پزشکی مسلط مقاومت کند، در دنیای جریان اصلی باقی بماند، شاغل شود و زندگی اجتماعی فعالی داشته باشد». بنابراین، مسئله فقط «داشتن یا نداشتن» یک بدن سالم نیست، بلکه «دسترسی یا عدم دسترسی» به منابعی است که می‌توانند ارزش آن بدن را در میدان اجتماعی تغییر دهند.


۲. کالبدشکافی دو میدان: ازدواج و اشتغال

۲-۱. بازار ازدواج: بدن به‌مثابه کالای نمادین

بوردیو در تحلیل خود از ازدواج در روستاهای فرانسه، آن را نه یک پیوند عاشقانه صرف، بلکه «راهبردی برای بازتولید سرمایه» می‌دانست. در بازار ازدواج، افراد نه‌تنها بر اساس عواطف، که بر اساس میزان و نوع سرمایه‌ای که هر یک به میدان می‌آورند، یکدیگر را ارزیابی می‌کنند. سرمایه فیزیکی، به‌ویژه برای زنان، یکی از تعیین‌کننده‌ترین اشکال سرمایه در این بازار است.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که زنان دارای معلولیت، به دلیل برخورداری از «سرمایه نمادین منفی»، در موقعیتی به‌شدت نامتوازن در بازار ازدواج قرار می‌گیرند. آن‌ها اغلب «ابژه مبادله» تلقی می‌شوند و ارزش اجتماعی‌شان را خانواده و هنجارهای مردسالار تعیین می‌کند. یک مطالعه کیفی درباره زنان دارای معلولیت ذهنی در ایران نشان داد که مراقبان و خانواده‌ها، حق ازدواج و تمایلات جنسی این زنان را یا انکار می‌کنند، یا آن را با محدودیت‌های شدید مواجه می‌سازند.

از سوی دیگر، پژوهش‌ها نشان می‌دهند که در بازار ازدواج، سرمایه فیزیکی بالا می‌تواند «به طور موقت کمبودها در سایر حوزه‌ها را جبران کند»، اما این قاعده برای افراد دارای معلولیت وارونه عمل می‌کند: حتی سرمایه فرهنگی یا اقتصادی بالای آن‌ها نیز اغلب نمی‌تواند «کمبود» سرمایه فیزیکی‌شان را در نگاه بازار جبران کند. این همان خشونت نمادینی است که بوردیو از آن سخن می‌گوید.

۲-۲. بازار اشتغال: صلاحیت‌های بدنی به‌مثابه شرط ورود

در میدان اشتغال نیز بدن به طور مداوم ارزیابی می‌شود. پژوهشی در یک شرکت خدمات مالی نشان داد که «قواعد بازی» در میدان سازمانی، به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که «صلاحیت‌های خاصی را که به نفع کارگران سالم است، بر کارگران دارای معلولیت ترجیح می‌دهند». این بدان معناست که حتی اگر یک فرد دارای معلولیت، تمام مهارت‌های فنی لازم برای یک شغل را داشته باشد، ممکن است به دلیل «عدم تناسب بدنی» (برای نمونه، ناتوانی در راه رفتن، لکنت زبان، یا استفاده از ویلچر) از گردونه رقابت حذف شود. در این میدان، «صلاحیت» صرفاً به معنای توانایی فنی نیست، بلکه «صلاحیت بدنی» (Physical Competence) نیز بخشی از آن است: صلاحیت «بر بدن‌هایی اعطا می‌شود که مطابق با استانداردهای طلایی گفتار، زمان‌بندی و حرکت عمل می‌کنند، و از بدن‌هایی که چنین نیستند، دریغ می‌شود».

کارفرمایان نیز در این میان نقشی کلیدی ایفا می‌کنند. پژوهشی در آمریکا با ۲۰۰۰ کارفرما نشان داد که نگرش‌های منفی همکاران و مشتریان، مهم‌ترین مانع بر سر راه استخدام افراد دارای معلولیت است. این نگرش‌ها، ریشه در همان عادت‌واره سالم‌سالارانه‌ای دارند که بدن سالم را «به‌هنجار» و بدن ناتوان را «نامطلوب» می‌سازد.


۳. از تئوری تا عمل: تجارب موفق

۳-۱. نمونه‌های جهانی

پروژه CBR در نینگشیا، چین (۲۰۰۴ تاکنون):
در نینگشیا، یکی از فقیرترین مناطق چین، یک برنامه CBR با حمایت بنیاد کریستوفل blindness مسیحی (CBM) به اجرا درآمد. این برنامه که بر توانمندسازی افراد نابینا متمرکز بود، فراتر از آموزش مهارت‌های حرکتی و زندگی روزمره رفت و شامل اعطای وام‌های خرد بدون بهره برای راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک (مانند پرورش گوسفند و گاو و کشت گلخانه‌ای) می‌شد. یکی از مشارکت‌کنندگان، مردی ۴۷ ساله به نام ما مینگ‌گوی، با استفاده از این وام، ۶ رأس گاو و ۳۰ رأس گوسفند پرورش داد و به یک «کشاورز نمونه» در منطقه تبدیل شد. فرد دیگری به نام ما شین، پس از گذراندن دوره آموزشی، در یک مرکز ماساژ در شهر مشغول به کار شد و با یک زن بینا ازدواج کرد. این برنامه چنان موفق بود که ۵۵ نفر را مستقیماً توانمند ساخت و ۱۶۰ نفر دیگر را در شهرهای اطراف تحت تأثیر قرار داد.

کارآفرینان دارای معلولیت (اروپا، ۲۰۲۳):
یک مطالعه میان‌کشوری بر روی ۴۰ کارآفرین دارای معلولیت در اروپا نشان داد که برخی از این افراد، به‌جای آنکه منفعلانه منتظر فرصت‌های شغلی بمانند، تفاوت بدنی خود را به «سرمایه بدنی ناهنجار» (Anomalous Bodily Capital) تبدیل کرده‌اند. برای نمونه، یک کارآفرین با آسیب بینایی، کسب‌وکاری در زمینه مشاوره دسترس‌پذیری وب‌سایت‌ها راه انداخته بود و تجربه زیسته‌اش به‌عنوان یک فرد نابینا، بزرگ‌ترین دارایی حرفه‌ای او محسوب می‌شد. این افراد، با تبدیل «نقص» به «تخصص»، نه‌تنها برای خود شغل ایجاد کرده بودند، بلکه قواعد بازی در میدان اقتصادی را نیز به چالش کشیده بودند.

برنامه اشتغال حمایت‌شده در سوئد:
در سوئد، برنامه «Arbetsförmedlingen» با همکاری مراکز توانبخشی، مدلی از اشتغال حمایت‌شده را طراحی کرده است که شامل سه رکن اصلی است: مربی شغلی (Job Coach) که فرد را در هفته‌های اول استخدام همراهی می‌کند، مناسب‌سازی محیط کار با بودجه دولتی، و ساعات کاری منعطف. این برنامه نشان داده است که ۷۲٪ از شرکت‌کنندگان، یک سال پس از استخدام همچنان شاغل هستند.

۳-۲. چشم‌انداز ایران: موانع و روزنه‌ها

وضعیت اشتغال افراد دارای معلولیت در ایران، با چالش‌های ساختاری عمیقی روبه‌روست. گزارش‌ها نشان می‌دهند که «هیچ برنامه مشخصی برای اشتغال افراد دارای معلولیت با مشارکت شرکای اجتماعی در ایران وجود نداشته است» و بسیاری از برنامه‌های موجود، به‌جای توانمندسازی حرفه‌ای، بر «توانبخشی جسمی» متمرکز بوده‌اند.

یک پژوهش کیفی در استان کرمانشاه، موانع اشتغال پایدار افراد دارای معلولیت در برنامه‌های CBR را در هفت دسته اصلی شناسایی کرده است: موانع بازار و فروش، چالش‌های فردی و روان‌شناختی، محدودیت‌های فیزیکی و زیرساختی، موانع قانونی و مقرراتی، موانع اجتماعی و فرهنگی، چالش‌های آموزشی و مهارتی، و محدودیت‌های اقتصادی. این یافته‌ها نشان می‌دهد که حتی زمانی که افراد دارای معلولیت مهارت‌های لازم را کسب می‌کنند، زنجیره‌ای از موانع ساختاری مانع ورود آن‌ها به بازار کار می‌شود.

با این حال، روزنه‌های امیدی نیز وجود دارد. قانون جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت (مصوب ۱۳۹۶)، دستگاه‌های دولتی را موظف به اختصاص حداقل ۳٪ از سهمیه‌های استخدامی خود به افراد دارای معلولیت کرده است. همچنین، سازمان بهزیستی کشور اعلام کرده است که بیش از ۴۰۰۰ فرد دارای معلولیت را در طرح‌های اشتغال‌زایی به کار گرفته و ۳۵ پروژه نیروگاه خورشیدی برای ایجاد فرصت‌های شغلی برای ۲۱,۰۰۰ نفر راه‌اندازی کرده است.


۴. راهنمای عمل: راهبردهای مددکاران و تسهیلگران

بر پایه درس‌های برآمده از نظریه بوردیو و تجارب میدانی، می‌توان راهبردهای زیر را برای مددکاران و تسهیلگران CBR تدوین کرد:

۴-۱. مداخله در سطح عادت‌واره: توانمندسازی روانی و اجتماعی

عادت‌واره افراد دارای معلولیت، اغلب محصول سال‌ها بازخورد منفی از سوی جامعه است. مددکار می‌تواند با راهکارهای زیر به بازسازی این عادت‌واره کمک کند:·

روایت‌درمانی (Narrative Therapy): به فرد کمک کنید داستان زندگی خود را بازنویسی کند. به‌جای روایت «من یک قربانی هستم»، روایت «من یک کنشگر هستم که با موانع ساختاری روبه‌روست» را تقویت کنید.
ایجاد گروه‌های همتا (Peer Support): ارتباط با افرادی که تجربه مشابهی دارند و موفق به یافتن شغل یا ازدواج شده‌اند، می‌تواند باور «من نمی‌توانم» را در هم بشکند. تسهیلگر می‌تواند با راه‌اندازی یک گروه واتساپی یا تلگرامی، این فرایند را آغاز کند.
· آموزش مهارت‌های خودحمایتگری (Self-Advocacy): به فرد بیاموزید که چگونه نیازهای خود را شفاف بیان کند، درباره حقوق خود مذاکره نماید، و در برابر تبعیض بایستد.

۴-۲. مداخله در سطح سرمایه: تقویت منابع فرد

سرمایه فرهنگی: فرد را به گذراندن دوره‌های آموزشی (حضوری یا آنلاین) تشویق کنید. حتی یک مدرک کوتاه‌مدت می‌تواند ارزش نمادین قابل توجهی در بازار کار داشته باشد.
· سرمایه اجتماعی: شبکه‌سازی کنید. فرد را به کارآفرینان، کارفرمایان، و سازمان‌های مردم‌نهاد مرتبط معرفی کنید. یک معرفی ساده می‌تواند درهایی را بگشاید که سال‌ها تلاش فردی قادر به گشودن آن‌ها نیست.

سرمایه اقتصادی: فرد را برای دریافت وام‌های خرد، مستمری‌ها، و کمک‌هزینه‌های دولتی راهنمایی کنید. حتی مبالغ اندک می‌توانند نقطه شروع یک کسب‌وکار کوچک باشند.

سرمایه فیزیکی: دسترسی به وسایل کمکی باکیفیت (ویلچر مناسب، سمعک، نرم‌افزارهای صفحه‌خوان) را تسهیل کنید. یک ویلچر برقی می‌تواند تفاوت میان «خانه‌نشینی» و «حضور در جامعه» باشد.

۴-۳. مداخله در سطح میدان: تغییر قواعد بازی

حساس‌سازی کارفرمایان: با کسب‌وکارهای محلی گفت‌وگو کنید. مزایای استخدام افراد دارای معلولیت (معافیت‌های مالیاتی، افزایش تنوع، بهبود روحیه تیمی) را توضیح دهید. یک جلسه کوتاه می‌تواند کلیشه‌های چندین ساله را در هم بشکند.

مناسب‌سازی کم‌هزینه: فهرستی از مناسب‌سازی‌های ساده و ارزان‌قیمت (مانند میز با ارتفاع قابل تنظیم، نرم‌افزار رایگان تشخیص گفتار، جابه‌جایی میز کار به طبقه همکف) تهیه کنید و در اختیار کارفرمایان قرار دهید. بسیاری از کارفرمایان از هزینه‌های مناسب‌سازی هراس دارند، در حالی که اغلب این تغییرات کم‌هزینه یا حتی رایگان هستند.
دادخواهی جمعی: افراد دارای معلولیت را برای تشکیل گروه‌های خودیار و سازمان‌های مردم‌نهاد تشویق کنید. یک گروه، قدرتی دارد که یک فرد به‌تنهایی فاقد آن است. این گروه‌ها می‌توانند برای مناسب‌سازی معابر، اجرای قانون ۳٪ استخدام، و تغییر نگرش‌های عمومی فشار بیاورند.
الگوسازی: داستان‌های موفقیت را ثبت و منتشر کنید. هیچ چیز به اندازه یک نمونه عینی و ملموس، نمی‌تواند کلیشه‌های قالبی را در هم بشکند و به دیگران جرئت اقدام بدهد.


۵. فرجام سخن

نظریه بوردیو به ما می‌آموزد که «بازار آزاد» ازدواج و اشتغال، میدان‌هایی بی‌طرف و عادلانه نیستند، بلکه عرصه‌هایی هستند که در آن، سرمایه فیزیکی به طور نظام‌مند به نفع بدن‌های سالم و به ضرر بدن‌های دارای معلولیت توزیع می‌شود. اما این نظریه همچنین به ما می‌گوید که «عادت‌واره» و «میدان»، هر دو قابل تغییرند. تسهیلگران، مددکاران، و فعالان حقوق افراد دارای معلولیت، در خط مقدم این تغییر ایستاده‌اند. کار آن‌ها، در عمیق‌ترین لایه، چیزی نیست جز تبدیل «سرمایه نمادین منفی» به «سرمایه نمادین مثبت» — یا به تعبیر ساده‌تر، کمک به جامعه برای آنکه «تفاوت» را نه یک «کمبود»، که یک «واقعیت انسانی» ببیند.

منابع

  1. Bourdieu, P. (1986). The Forms of Capital. In J. Richardson (Ed.), Handbook of Theory and Research for the Sociology of Education (pp. 241-258). Greenwood Press.
  2. Blackmore, T. (2008). “Half of my friends don’t even see me as disabled”: What can field, capital and habitus reveal about disability, inclusion and exclusion? Disability Conference Archive, Lancaster University.
  3. Jammaers, E., & Zanoni, P. (2021). Turning disability into a business: Disabled entrepreneurs’ anomalous bodily capital. Organization, 30(5), 981-1003.
  4. Jammaers, E., Zanoni, P., & Hardonk, S. (2021). “Not all fish are equal: a Bourdieuan analysis of ableism in a financial services company.” International Journal of Human Resource Management, 32(11), 2519-2544.
  5. Edwards, C., & Imrie, R. (2003). Disability and bodies as bearers of value. Sociology, 37(2), 239-256.
  6. Paterson, K., & Hughes, B. (1999). Disability studies and phenomenology: The carnal politics of everyday life. Disability & Society, 14(5), 597-610.
  7. Taghizadeh, Z., Ebadi, A., & Farmahini Farahani, M. (2020). Marriage Challenges of Women with Intellectual Disability in Iran: A Qualitative Study. Sexuality and Disability, 38, 31-39.
  8. A critical reflection on the social life of people with disabilities in Iran; A meta synthesis study. (2025). SID.
  9. Identifying Barriers and Facilitating Factors for the Economic Empowerment and Sustainable Employment of People with Disabilities in CBR Programs in Rural Areas of Kermanshah Province. (2025). Progress and Development of Kermanshah Province.
  10. Core.ac.uk. (2004). Employment of people with disabilities: The case of Iran.
  11. Disability:IN. (2025). Global Directory – Iran.
  12. Arbetsförmedlingen. (2024). Supported Employment Model for Persons with Disabilities. Swedish Public Employment Service.
  13. Jammaers, E., & Zanoni, P. (2021). Turning disability into a business. Organization, 30(5), 981-1003.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *