مؤلفه امرار معاش در ماتریس CBR: کالبدشکافی پنج زیرمؤلفه
مقدمه: چرا امرار معاش؟
اگر سلامت را بنیاد حیات بدانیم و آموزش را پل شکوفایی، آنگاه امرار معاش موتور محرکی است که هر دوی این ستونها را به حرکت درمیآورد. در ماتریس توانبخشی مبتنی بر جامعه، مؤلفه امرار معاش چهارمین ستون است، اما این ترتیب نباید ما را گمراه کند که اهمیتش کمتر از سه ستون دیگر است. برای خانوادهای که امروز نان شب ندارد، بحث توانبخشی یا مدرسه رفتن کودک، تجملی دور از دسترس به نظر میرسد. به همین دلیل، راهنماهای سازمان جهانی بهداشت تصریح میکنند که «نقش CBR تسهیل دسترسی افراد دارای معلولیت و خانوادههایشان به کسب مهارتها، فرصتهای معیشتی، افزایش مشارکت در زندگی اجتماعی و خودشکوفایی است» .
مفهوم Livelihood در ادبیات توسعه، بسیار فراتر از «شغل» یا «درآمد» است. امرار معاش مجموعهای از توانمندیها، داراییها (مالی، انسانی، اجتماعی، فیزیکی) و فعالیتهایی است که یک فرد یا خانواده برای گذران زندگی به کار میگیرد. در CBR، این مؤلفه به پنج زیرمؤلفه تقسیم میشود: توسعه مهارتها، خوداشتغالی، اشتغال مزدی، خدمات مالی و حمایت اجتماعی . در ادامه، هر یک از این زیرمؤلفهها را با دقت علمی و مثالهای میدانی دقیق و جزئی میکاوم.
۱. توسعه مهارتها: سرمایهای که در وجود آدمیست
۱-۱. چیستی و چرایی
توسعه مهارتها (Skills Development) نخستین و شالودهایترین عنصر از مؤلفه امرار معاش است. راهنماهای CBR این عنصر را چنین تعریف میکنند: «مشارکت میان کسانی که مهارتهای بیشتر دارند با کسانی که دانش و مهارتهای محلی دارند؛ انتقال گسترده دانش و مهارت؛ استفاده از منابع جامعه» . این تعریف چندلایه نشان میدهد که توسعه مهارت در CBR یک فرایند یکطرفه (از متخصص به فرد دارای معلولیت) نیست، بلکه تبادلی دوسویه است.
توسعه مهارتها در CBR شامل سه لایه است: مهارتهای پایه (سواد خواندن، نوشتن، حساب کردن)، مهارتهای زندگی (مدیریت زمان، حل مسئله، تصمیمگیری، کار گروهی، مذاکره) و مهارتهای فنی و حرفهای (یک حرفه مشخص که قابل عرضه در بازار باشد). نکته تأسفبرانگیز آن است که بسیاری از افراد دارای معلولیت، به دلیل سالها طرد از نظام آموزشی، حتی از مهارتهای پایه نیز محروم ماندهاند و برنامههای CBR ناچارند پیش از ورود به آموزش فنی، این شکافهای زیرساختی را پر کنند.
۱-۲. چالشها و ضعفها
پژوهشها پنج چالش اصلی را در این زیرمؤلفه شناسایی کردهاند:
شکاف میان آموزش و بازار: بسیاری از دورههای مهارتآموزی بر اساس نیاز واقعی بازار محلی طراحی نشدهاند. برای نمونه، آموزش خیاطی به ده نفر در روستایی که سه خیاط بیکار دارد، فقط ناامیدی و اتلاف منابع تولید میکند.
فقدان مهارتهای پایه پیشنیاز: وقتی فردی خواندن و نوشتن نمیداند، نمیتواند فاکتور بخواند، پول بشمرد، یا از تلفن همراه برای بازاریابی استفاده کند. متأسفانه برنامههای CBR اغلب از این لایه غفلت میکنند و مستقیماً به سراغ آموزش فنی میروند .
کلیشههای جنسیتی و نوع معلولیت: زنان دارای معلولیت اغلب به دورههای «زنانه» مانند خیاطی و صنایع دستی هدایت میشوند، حتی اگر بازار این محصولات اشباع شده باشد. افراد دارای معلولیت ذهنی نیز معمولاً از آموزشهای فنی کنار گذاشته میشوند.
کمبود مربیان آموزشدیده: مربیانی که هم مهارت فنی داشته باشند، هم با نیازهای خاص افراد دارای معلولیت آشنا باشند، بسیار نادرند.
ضعف در پیگیری: بسیاری از برنامهها پس از پایان دوره آموزشی، فرد را رها میکنند و هیچ حمایتی برای ورود به بازار کار یا راهاندازی کسبوکار ارائه نمیدهند.
۱-۳. مثال میدانی: برنامه توسعه مهارت در بنگلادش (۲۰۲۵-۲۰۱۳)
پروژه CBR مانیکگانج در بنگلادش که از سال ۲۰۱۳ با مشارکت انجمن DRRA و سازمان هلندی Niketan آغاز شد، نمونهای قابل توجه از توسعه مهارتهای چندلایه است. در این پروژه، والدین کودکان دارای فلج مغزی و سایر معلولیتهای شدید، علاوه بر دریافت آموزشهای توانبخشی برای مراقبت از فرزندانشان، در دورههای حرفهآموزی شامل پرورش دام، تولید کمپوست و خیاطی نیز شرکت کردند .
نکته بدیع این برنامه، ادغام آموزش مهارتهای زندگی با مهارتهای فنی بود. مادران تنها خیاطی یاد نمیگرفتند؛ آنها همزمان میآموختند که چطور محصولشان را قیمتگذاری کنند، با مشتری مذاکره نمایند، و درآمدشان را پسانداز کنند. جوانان دارای معلولیت نیز به عنوان «همیار» (Buddy) آموزش میدیدند و ضمن بازی و همراهی با کودکان دارای معلولیت شدید، مهارتهای ارتباطی و رهبری خود را تقویت میکردند . ارزیابیهای انجامشده در سال ۲۰۲۳ نشان داد که این رویکرد تلفیقی، به توانمندسازی اقتصادی خانوادهها و افزایش استقلال جوانان دارای معلولیت انجامیده است.
۲. خوداشتغالی: از کارآفرینی خرد تا استقلال اقتصادی
۲-۱. چرا خوداشتغالی در CBR برجسته است؟
برای بسیاری از افراد دارای معلولیت، ورود به بازار کار رسمی (اشتغال مزدی) با موانع بلندی روبهروست: تبعیض کارفرمایان، محیطهای کاری نامناسب، فقدان حملونقل عمومی دسترسپذیر، و ساعات کاری خشک و غیرقابل انعطاف. به همین دلیل، خوداشتغالی اغلب مسیری واقعبینانهتر و انعطافپذیرتر است. راهنماهای CBR خوداشتغالی را «کسبوکاری که توسط خود فرد دارای معلولیت، با سرمایه شخصی یا تسهیلات خرد، راهاندازی و مدیریت میشود» تعریف میکنند.
با این حال، آمارها نگرانکنندهاند: یک مرور نظاممند که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد، نشان داد که در میان ۲۱ مقاله منتخب CBR، تنها ۲ مقاله به حوزه خوداشتغالی پرداخته بودند . این کمبود شواهد، خودْ نشانهای از ضعف برنامهها در این عنصر حیاتی است.
۲-۲. چالشها و موانع
فقدان سرمایه اولیه: بزرگترین مانع بر سر راه خوداشتغالی، نبود پول برای خرید مواد اولیه، ابزار کار یا اجاره فضای کسبوکار است. بسیاری از افراد دارای معلولیت، به دلیل نداشتن ضامن یا وثیقه، از دریافت وامهای رسمی محرومند .
فقدان مشاوره کسبوکار: بسیاری از افراد نمیدانند چطور هزینه و درآمد را محاسبه کنند، مشتری پیدا کنند، یا محصولشان را قیمتگذاری نمایند. آموزش فنی بدون آموزش کارآفرینی، مثل آموزش رانندگی بدون آموزش قوانین راهنمایی و رانندگی است.
دسترسی محدود به بازار: تولید بدون مشتری، یعنی ورشکستگی قطعی. بسیاری از کسبوکارهای خرد افراد دارای معلولیت، به دلیل ناتوانی در بازاریابی و فروش، در همان سال اول شکست میخورند.
· انزوای جغرافیایی: در مناطق روستایی و دورافتاده، فاصله زیاد تا بازارهای فروش، هزینه حملونقل را چنان بالا میبرد که کسبوکار را غیراقتصادی میکند .
انگ اجتماعی: در کرالای هند، پژوهشی نشان داد که حتی وقتی دانشآموزان دارای معلولیت محصولات باکیفیتی تولید میکنند، خریداران به دلیل «نگرشهای منفی و پیشداوریها» از خرید محصولات آنها خودداری میکنند .
۲-۳. مثال میدانی: مداخله معیشتی مبتنی بر وام خرد در بنگلادش (۲۰۲۵)
در سال ۲۰۲۵، یک کارآزمایی تصادفیسازیشده کنترلشده (RCT) در سه منطقه روستایی بنگلادش (Sirajganj) با ۲۵۱ کودک دارای فلج مغزی اجرا شد. این پژوهش که «SUPPORT CP» نام داشت، سه گروه را مقایسه کرد: گروهی که تنها CBR دریافت میکردند، گروهی که CBR را همراه با وام خرد و حمایت معیشتی (IMCBR) دریافت میکردند، و گروه کنترل .
در گروه IMCBR، به ۸۰ خانواده پنج نوع حمایت معیشتی متفاوت ارائه شد: بز (۵۹ خانواده، هر کدام ۲ رأس)، گوسفند (۷ خانواده، هر کدام ۲ رأس)، چرخ خیاطی (۱۱ خانواده، هر کدام ۱ دستگاه)، مرغ (۳ خانواده، هر کدام ۱۵ قطعه)، و وسایل تهیه روغن حیوانی (۱ خانواده). میانگین هزینه مداخله برای هر خانواده تنها ۶۵.۹ دلار آمریکا بود .
نتایج پس از ۱۲ ماه پیگیری، تکاندهنده بود:
پرورش گوسفند (Lamb): بازگشت سرمایه ۵۹٪
تهیه روغن حیوانی (Ghee): بازگشت سرمایه ۷۰٪
پرورش بز (Goat): بازگشت سرمایه ۲۴٪
چرخ خیاطی: بازگشت سرمایه ۳۴٪
پرورش مرغ: بازگشت سرمایه منفی ۲۵٪ (یعنی خانوادهها ضرر کردند)
چرا پرورش مرغ شکست خورد؟ پژوهشگران دریافتند که مرغها به مراقبت روزانه زیادی نیاز دارند، در برابر بیماریها آسیبپذیرند، و نرخ تلفات بالایی داشتند. در مقابل، گوسفندها به دلیل «پایداری، نیاز به فضای کم، و مقاومت در برابر بیماری» موفقترین گزینه بودند .
این پژوهش درس بزرگی برای برنامهریزان CBR دارد: انتخاب نوع کسبوکار باید مبتنی بر شواهد میدانی و محاسبه دقیق بازگشت سرمایه باشد، نه بر اساس حدس و گمان یا سنتهای رایج. پرورش مرغ در بسیاری از برنامههای CBR در سراسر جهان رایج است، اما این مطالعه نشان داد که در برخی زمینهها، این گزینه میتواند فاجعهبار باشد.
۳. اشتغال دستمزدی: گشودن درهای بازار کار رسمی
۳-۱. بزرگترین چالش مؤلفه امرار معاش
اشتغال دستمزدی (Wage Employment) چالشبرانگیزترین عنصر از مؤلفه امرار معاش است. مرور نظاممند مقالات CBR نشان داده که از میان ۲۱ مقاله منتخب، تنها ۱ مقاله به این حوزه پرداخته بود . این کمبود هم در پژوهش و هم در عمل، نشاندهنده عمق مشکل است.
کارفرمایان معمولاً با تصورات نادرستی درباره «هزینههای اضافی» استخدام یک فرد دارای معلولیت (مناسبسازی محیط کار، بیمه، مرخصی استعلاجی)، «بهرهوری پایینتر»، یا «دردسرهای حقوقی» روبهرو هستند. این پیشداوریها، که ریشه در «سالمسالاری نهادینه» دارند، بزرگترین مانع بر سر راه اشتغال مزدی هستند.
۳-۲. چالشها و ضعفها
تبعیض نگرشی کارفرمایان: حتی وقتی قوانین ضدّتبعیض وجود دارد، در عمل بسیاری از کارفرمایان از استخدام افراد دارای معلولیت طفره میروند.
محیطهای کاری نامناسب: ساختمانهای فاقد رمپ، آسانسور، یا سرویس بهداشتی مناسب، عملاً ورود افراد دارای معلولیت جسمی-حرکتی را ناممکن میسازند.
فقدان حملونقل عمومی دسترسپذیر: در بسیاری از شهرها، ناوگان اتوبوسرانی و مترو برای افراد ویلچری یا نابینا قابل استفاده نیست.
شکاف دیجیتال: بسیاری از مشاغل امروزی نیازمند مهارتهای رایانهای و دسترسی به اینترنت هستند؛ مهارتهایی که افراد دارای معلولیت اغلب به دلیل فقر و طرد آموزشی از آنها محرومند.
فقدان حمایتهای شغلی مستمر: حتی اگر فردی استخدام شود، بدون مربیگری شغلی (Job Coaching) و حمایتهای درونمحیط کار، ممکن است در هفتههای اول شکست بخورد و اخراج شود.
۳-۳. مثال میدانی: طرح استخدام فراگیر در زیمبابوه (۲۰۲۱-۲۰۱۷)
پروژه CBR که در سه استان زیمبابوه (Mashonaland East، Masvingo و Matabeleland) اجرا شد، یکی از جامعترین برنامههای معیشتی در این کشور بود. این پروژه در مناطقی اجرا میشد که با خشکسالیهای مکرر، طوفانهای سهمگین، و بیثباتی اقتصادی (تورم افسارگسیخته و تغییرات مکرر واحد پولی) دستوپنجه نرم میکردند .
نتایج پژوهش در این مناطق نشان داد که ۷۱٪ از ذینفعان در «پروژههای درآمدزا» (Income Generating Projects) مشارکت داشتند، ۸۴٪ در طرحهای «پسانداز و وام داخلی» (ISAL) عضو بودند، اما تنها ۳۲٪ از آنها بودجه مستقیم دریافت کرده بودند . این شکاف میان «مشارکت» و «دریافت بودجه»، نشاندهنده کمبود مزمن منابع مالی است.
چالشهای عمدهای که این پروژه با آن روبهرو بود:
همهگیری کووید-۱۹ که زنجیرههای تأمین را مختل کرد و رفتوآمد را محدود ساخت .
ناهماهنگی میان نهادهای دولتی و غیردولتی که باعث دوبارهکاری یا شکاف در خدمات میشد.
فاصله زیاد تا بازارها: در حالی که بیشتر بازارها در فاصله ۴ کیلومتری بودند، مراکز بهداشتی تا ۱۰ کیلومتر یا بیشتر فاصله داشتند .
فقدان مشارکت افراد دارای معلولیت در طراحی برنامه: خودِ پژوهش اشاره میکند که «در گذشته، بیشتر پروژههای CBR بدون مشارکت افراد دارای معلولیت به عنوان ذینفعان اصلی طراحی میشدند و این امر به تأثیر کمتر از حد مطلوب میانجامید» .

۴. خدمات مالی: خون در رگهای کسبوکار
۴-۱. چیستی و اهمیت
خدمات مالی (Financial Services) در CBR به هیچوجه به معنای «کمک بلاعوض» یا «پول جیبی» نیست. این عنصر شامل سه بخش اصلی است: دسترسی به وامهای خرد (Microcredit)، حسابهای پسانداز (Savings) و بیمههای سلامت و ازکارافتادگی. راهنماهای CBR تأکید میکنند که هدف این عنصر، «شمول مالی» (Financial Inclusion) افراد دارای معلولیت است؛ یعنی آنها بتوانند مانند سایر شهروندان، از خدمات مالی رسمی بهرهمند شوند.
۴-۲. چالشها و موانع
پژوهشها دو چالش اصلی را در این عنصر شناسایی کردهاند: «فقدان ضمانت برای دریافت وام از مؤسسات مالی» و نبود دسترسپذیری فیزیکی و اطلاعاتی بانکها. ساختمان بسیاری از بانکها پله دارد، فرمهای بانکی پیچیده و غیرقابل فهم برای افراد کمسواد یا نابیناست، و کارمندان بانکها آموزش ندیدهاند که با مشتریان دارای معلولیت چطور ارتباط برقرار کنند.
۴-۳. راهکارهای موفق
گروههای پسانداز و وام داخلی (VSLA): اعضای یک گروه محلی (۱۵ تا ۲۰ نفر) هر هفته مبلغ اندکی پسانداز میکنند و از همین صندوق به یکدیگر وامهای کوچک میدهند. این روش نیازی به بانک، ضامن رسمی یا وثیقه ندارد و بر پایه اعتماد متقابل کار میکند. در پروژه زیمبابوه، ۸۴٪ از ذینفعان در چنین طرحهایی مشارکت داشتند .
واسطهگری تسهیلگر: تسهیلگر CBR میتواند میان فرد دارای معلولیت و مؤسسات مالی واسطه شود، اعتماد بانک را جلب کند، و در پر کردن فرمها و پیگیری وام کمک نماید.
صندوقهای گردان CBR: خود برنامه CBR میتواند یک صندوق قرضالحسنه کوچک ایجاد کند که به افراد وامهای اولیه اعطا میکند و پس از بازپرداخت، همان پول را به نفر بعدی وام میدهد.
۵. حمایت اجتماعی: تور ایمنی برای روزهای مبادا
۵-۱. تعریف و جایگاه
حمایت اجتماعی (Social Protection) پنجمین و آخرین عنصر از مؤلفه امرار معاش است. این عنصر شامل مجموعهای از سیاستها و برنامههاست که هدفشان کاهش فقر و آسیبپذیری از طریق «بیمه اجتماعی» (بیمه سلامت، بازنشستگی، ازکارافتادگی)، «کمکهای اجتماعی» (مستمریهای نقدی، کمک هزینه مراقبت، کمک هزینه مسکن) و «خدمات حمایتی» (مراقبت در منزل، مناسبسازی مسکن، دستیار شخصی) میباشد.
نکته جالب توجه آن است که در یک مرور نظاممند از مقالات CBR، حمایت اجتماعی با ۷ مقاله، بیشترین فراوانی را در میان عناصر مؤلفه امرار معاش داشت . این آمار نشان میدهد که برای بسیاری از افراد دارای معلولیت، دریافت حمایتهای رسمی (مانند مستمری یا کمک هزینه مراقبت) یک راهبرد اصلی بقاست، نه یک گزینه فرعی.
۵-۲. حمایت اجتماعی، سکوی پرتاب یا تله فقر؟
بحث مهمی که در CBR مطرح است، این است که حمایت اجتماعی باید «سکوی پرتاب» باشد، نه «تله فقر». به بیان دیگر، مستمری و کمکهای اجتماعی باید به گونهای طراحی شوند که فرد را برای ورود به بازار کار و خوداتکایی تشویق کنند، نه آنکه او را به دریافتکننده دائمی و منفعل کمکها بدل سازند.
۵-۳. چالشها و ضعفها
بروکراسی طاقتفرسا: در بسیاری از کشورها، فرایند دریافت مستمری یا کمک هزینه آنقدر پیچیده و زمانبر است که بسیاری از افراد دارای معلولیت از پیگیری آن منصرف میشوند.
مبالغ ناکافی: مستمریهای پرداختی اغلب آنقدر ناچیزند که حتی هزینههای اولیه زندگی را پوشش نمیدهند.
پوشش ناقص: بسیاری از افراد دارای معلولیت، بهویژه آنها که در مناطق روستایی زندگی میکنند یا مدارک هویتی ندارند، از شمول این حمایتها خارج میمانند.
وابستگیسازی: اگر حمایت اجتماعی با توسعه مهارت و فرصتهای درآمدزا پیوند نخورد، میتواند به وابستگی مزمن و «فرهنگ فقر» دامن بزند.
۵-۴. مثال میدانی: شکاف میان قانون و اجرا در ایران
پژوهشی که در ایران با مشارکت ذینفعان CBR انجام شد (۲۰۲۲)، پرده از مشکلات ساختاری عمیقی در نظام حمایت اجتماعی برداشت. یافتهها نشان داد که «توزیع ناکافی بودجه سرانه، امتناع از افزایش بودجه، و تأخیر در پرداختهای نقدی» از مشکلات اصلی است. همچنین CBR در ایران به دلیل «اتکای گسترده به بودجه دولتی» شکننده توصیف شده است؛ به طوری که «فعالیتها اغلب با توقف بودجه متوقف میشوند» .
نکته تأسفبارتر آنکه «هیچ یک از مؤلفههای برنامه به طور کامل اجرا نشده است.» تمرکز برنامه به اشتغال محدود شده، اما حتی این نیز به دلیل «برنامهریزی نامناسب و حمایت قانونی محدود» با شکست روبهرو شده است. سایر مؤلفهها مانند سلامت و توانبخشی «نادیده گرفته شدهاند» و افراد دارای معلولیت و خانوادههایشان را «برای مدیریت مراقبت به تنهایی» رها کردهاند .
همچنین، کمبود شدید نیروی انسانی گزارش شده است: «یک کارشناس CBR باید بر ۵۰ روستا نظارت کند» . این نسبت نامعقول، عملاً هرگونه نظارت، پایش و پیگیری مؤثر را ناممکن میسازد.
۶. چالشهای فرابخشی و درسهای جهانی
مرور تجارب جهانی، چند چالش فرابخشی را در مؤلفه امرار معاش CBR آشکار میسازد:
شکنندگی مالی: تقریباً در همه کشورهای بررسیشده (چین، هند، اتیوپی، آفریقای جنوبی، سیرالئون، ایران)، «کمبود بودجه» و «تأخیر در تخصیص اعتبارات» به عنوان مانع اصلی ذکر شده است. در آفریقای جنوبی، برخی مراکز CBR «از پذیرش کمکهای مالی خودداری میکنند، زیرا نگرانند که این امر به کاهش بودجه دولتی منجر شود» .
ناهماهنگی بینبخشی: پژوهشها در اتیوپی، چین، مصر و ایران همگی بر «ضعف هماهنگی میان ذینفعان»، «نقشهای نامشخص»، و «ارتباطات ضعیف» تأکید دارند . در چین، خدمات اغلب بر «کنترل خطر و بستریسازی» متمرکز است تا «توانبخشی و شمول اجتماعی» .
موانع نگرشی و فرهنگی: در کرالای هند، «انگ اجتماعی» باعث میشود محصولات تولیدشده توسط افراد دارای معلولیت فروش نرود . در چین، «فرهنگ آبرو» (Face Culture) باعث میشود خانوادهها بیماری روانی را پنهان کنند و بستریسازی بلندمدت را به توانبخشی جامعهمحور ترجیح دهند .
فقدان مشارکت ذینفعان: پژوهش زیمبابوه تصریح میکند که «در گذشته، بیشتر پروژههای CBR بدون مشارکت افراد دارای معلولیت طراحی میشدند و این امر به تأثیر کمتر از حد مطلوب میانجامید» . این یافتهای است که تقریباً در تمام مطالعات مرورشده تکرار میشود.
۷. جمعبندی
مؤلفه امرار معاش در ماتریس CBR، قلب تپنده برنامه است. این مؤلفه به ما یادآوری میکند که توانمندسازی واقعی، صرفاً از مسیر درمان و آموزش نمیگذرد، بلکه از مسیر «نان درآوردن با کرامت» عبور میکند. تجربه بنگلادش نشان داد که با سرمایهگذاری هوشمندانه (۶۶ دلار برای هر خانواده) و انتخاب مبتنی بر شواهد (گوسفند به جای مرغ)، میتوان بازگشت سرمایه ۵۹ تا ۷۰ درصدی داشت . در مقابل، تجربه ایران هشدار میدهد که اتکای صرف به بودجه دولتی، بدون مشارکت جامعه و تنوعبخشی به منابع، برنامه را «شکننده» و «ناپایدار» میسازد .
پنج عنصر این مؤلفه (توسعه مهارتها، خوداشتغالی، اشتغال مزدی، خدمات مالی و حمایت اجتماعی) نباید به صورت ایزوله دیده شوند. قدرت ماتریس CBR در همافزایی این عناصر است. فردی که مهارت میآموزد اما سرمایه اولیه ندارد، یا وام میگیرد اما بازار ندارد، یا کسبوکاری راه میاندازد اما بیمه نیست، محکوم به شکست است. برنامههای موفق CBR، آنهایی هستند که یک «بسته یکپارچه» از خدمات را، با مشارکت خودِ افراد دارای معلولیت، طراحی و ارائه میکنند.
منابع
1. Khasnabis C, Heinicke Motsch K, Achu K, et al. (2010). Community-Based Rehabilitation: CBR Guidelines – Livelihood Component. WHO Press.
2. Khan N, Das MC, Al Imam MH, et al. (2025). Cost-effectiveness of livelihood interventions for families of children with cerebral palsy in rural Bangladesh. PLoS One.
3. Frontiers in Communication. (2022). Impact of community-based rehabilitation on attainment of sustainable development goals: The case of selected districts in Zimbabwe.
4. van Heerden C, et al. (2018). A systematic review of CBR research. BMC Health Services Research.
5. fundsforNGOs News. (2025). Building Inclusive Communities: Key Learnings from Bangladesh‘s Manikganj CBR Model.
6. Khanjani et al. (2022). Barriers and challenges of CBR implementation in Iran and other countries. (Cited in IR.UiTM.edu.my).