توسعه فراگیر در برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه
مقدمه
برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه (CBR) از آغاز دهه ۱۹۸۰ تاکنون راه درازی را پیموده است. این برنامه که ابتدا با هدف ارائه خدمات اولیه توانبخشی به افراد دارای معلولیت در کشورهای کمدرآمد شکل گرفت، امروز دیگر فقط یک «برنامه» نیست؛ راهبردی است چندبخشی که سازمان جهانی بهداشت آن را «توسعه فراگیر مبتنی بر جامعه» مینامد. در ویرایش سال ۲۰۱۰ راهنماهای CBR، به صراحت گفته میشود که هدف غایی این راهبرد، «توسعه فراگیر» است؛ توسعهای که در آن افراد دارای معلولیت نه به عنوان دریافتکنندگان منفعل خدمت، بلکه به عنوان شهروندانی فعال و صاحبحق در همه عرصههای زندگی اجتماعی حضور دارند.
اما «توسعه فراگیر» دقیقاً یعنی چه؟ چطور میشود از توانبخشی پزشکی به توسعه فراگیر رسید؟ این گذار چه گامهایی دارد و با چه چالشهایی روبهروست؟ تجربه کشورهای مختلف چه درسهایی برای ما دارد؟ و از همه مهمتر، تسهیلگران و برنامهریزان محلی چطور میتوانند این مفهوم را در میدان عمل پیاده کنند؟ این مقاله میکوشد پاسخی روشن برای این پرسشها بیابد.
۱. توسعه فراگیر چیست و چه نسبتی با CBR دارد؟
توسعه فراگیر (Inclusive Development) رویکردی است که میگوید همه افراد یک جامعه، فارغ از جنسیت، سن، قومیت، وضعیت اقتصادی و نیز نوع و شدت معلولیت، باید بتوانند از ثمرات توسعه بهرهمند شوند و در فرایندهای تصمیمگیری سهیم باشند. این مفهوم در تقابل با الگوهای سنتی توسعه قرار میگیرد که اغلب گروههای حاشیهای را نادیده میگرفتند و بعدها شاید برایشان برنامههای جداگانهای طراحی میکردند.
سازمان جهانی بهداشت در مقدمه راهنماهای CBR مینویسد: «هدف CBR این است که افراد دارای معلولیت به مزایای بخشهای سلامت، آموزش، معیشت و اجتماعی دسترسی پیدا کنند و توانمند شوند تا در همه فرایندهای توسعه و تصمیمگیری مشارکت کنند» (WHO, 2010, p. 5). به بیان دیگر، CBR همان مسیری است که توسعه فراگیر از آن محقق میشود.
ماتریس CBR پنج حوزه کلیدی را در بر میگیرد: سلامت، آموزش، معیشت، حمایت اجتماعی و توانمندسازی. توسعه فراگیر وقتی محقق میشود که در هر پنج حوزه، افراد دارای معلولیت نه فقط «حضور» داشته باشند، بلکه «مشارکت» فعال و «صدایی» برابر داشته باشند. برای نمونه، در حوزه سلامت، هدف تنها ارائه خدمات توانبخشی نیست، بلکه «سلامت فراگیر» یعنی اینکه افراد دارای معلولیت به همه خدمات بهداشتی و درمانی (از واکسیناسیون تا سلامت روان) دسترسی داشته باشند. در حوزه آموزش، «آموزش فراگیر» به معنای حضور کودکان دارای معلولیت در مدارس عادی با حمایتهای لازم است، نه تفکیک آنها در مدارس ویژه. در حوزه معیشت نیز «معیشت فراگیر» یعنی اینکه افراد دارای معلولیت بتوانند مهارت بیاموزند، شغل پیدا کنند و درآمدی مستقل داشته باشند.
۲. رویکرد دووجهی؛ ستون فقرات توسعه فراگیر
یکی از مهمترین مفاهیم در ادبیات توسعه فراگیر، «رویکرد دووجهی» است. رویکرد دووجهی یعنی افراد دارای معلولیت باید تا جایی که ممکن است در برنامهها و خدمات عمومی (جریان اصلی) ادغام شوند و خدمات تخصصی (مانند فیزیوتراپی یا تهیه ویلچر) فقط وقتی ارائه شود که ادغام در برنامههای عمومی به تنهایی کافی نباشد. به این ترتیب، هم «فراگیری در برنامههای اصلی» و هم «خدمات ویژه» به موازات هم پیش میروند.
تجربه سازمان «کاریتاس هند» که بیش از ۲۷ سال در مناطق روستایی هند CBR را اجرا کرده، نشان میدهد که حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از افراد دارای معلولیت به خدمات تخصصی توانبخشی (مثل جراحیهای اصلاحی، وسایل کمکی، گفتاردرمانی) نیاز دارند تا تواناییهای عملکردیشان ارتقا یابد و بعد بتوانند در جامعه ادغام شوند. اما ۷۰ تا ۸۰ درصد دیگر با حداقل حمایت و اصلاحات محیطی میتوانند مستقیماً وارد برنامههای عمومی شوند. نکته کلیدی اینجاست که اگر فقط بر خدمات تخصصی تمرکز کنیم، افراد دارای معلولیت را از جریان اصلی جامعه جدا کردهایم؛ و اگر فقط به فراگیری در برنامههای عمومی بیندیشیم، نیازهای خاص آنها نادیده گرفته میشود. رویکرد دووجهی میخواهد هر دو وجه این سکه را همزمان پیش ببرد (Caritas India, 2024).
۳. گامهای عملی برای پیادهسازی توسعه فراگیر در CBR
چطور میشود این مفاهیم نظری را در میدان عمل پیاده کرد؟ مرور تجربههای بینالمللی به ما شش گام عملی نشان میدهد که تسهیلگران و برنامهریزان CBR میتوانند از آن استفاده کنند:
گام اول: خودارزیابی فراگیری.
پیش از هر چیز باید ببینیم برنامه فعلی CBR در کجای طیف فراگیری قرار دارد. آیا افراد دارای معلولیت فقط دریافتکننده خدمتاند یا در برنامهریزی و تصمیمگیری هم نقش دارند؟ آیا خانوادهها و خودِ افراد دارای معلولیت در شوراهای محلی CBR عضویت دارند؟ آیا خدمات برنامه به همه گروههای دارای معلولیت (از جمله افراد دارای معلولیت ذهنی، روانی، ناشنوایان و نابینایان) میرسد یا فقط به گروههای خاصی محدود شده است؟ این خودارزیابی باید با مشارکت خودِ ذینفعان انجام شود.
گام دوم: تحلیل موانع و تسهیلگرها.
توسعه فراگیر یعنی برداشتن موانع مشارکت. این موانع میتوانند فیزیکی باشند (مثل نبود رمپ در مدرسه)، نگرشی (مثل باور معلم به اینکه «این بچه نمیتواند یاد بگیرد»)، نهادی (مثل قوانینی که افراد دارای معلولیت را از استخدام منع میکند)، اطلاعاتی (مثل نبود کتابهای درسی به خط بریل) یا اقتصادی (مثل هزینه بالای حملونقل). تسهیلگر CBR باید با کمک افراد دارای معلولیت و خانوادههایشان فهرستی از این موانع را در هر پنج حوزه ماتریس تهیه و اولویتبندی کند. همزمان، باید عوامل تسهیلگر را هم شناسایی کرد: معلمی که نگرش مثبت دارد، خیّری که حاضر است هزینه ساخت رمپ را بدهد، یا سازمانی که خدمات رایگان ارائه میدهد.
گام سوم: ظرفیتسازی جامعه محلی.
توسعه فراگیر بدون آگاهی و مهارت جامعه محلی ممکن نیست. آموزش معلمان درباره روشهای تدریس فراگیر، آموزش بهورزان درباره شناسایی زودهنگام معلولیت، آموزش کارفرمایان درباره مزایای استخدام افراد دارای معلولیت، آموزش والدین درباره حقوق فرزندشان، و آموزش خودِ افراد دارای معلولیت درباره مهارتهای خودحمایتی، همگی بخشی از این ظرفیتسازی است. تجربه بنگلادش در پروژه مانیکگانج نشان داد که آموزش داوطلبان محلی به عنوان «همراه» (Buddy) و سپردن مسئولیت به آنها، تأثیر شگرفی بر فراگیری کودکان دارای معلولیت شدید در جامعه داشت (fundsforNGOs, 2025).
گام چهارم: شبکهسازی میان بخشهای مختلف.
CBR راهبردی چندبخشی است و توسعه فراگیر هم بدون همکاری میان بخشهای مختلف (سلامت، آموزش، بهزیستی، شهرداری، سازمانهای مردمنهاد و…) محقق نمیشود. «شبکه حامیان محلی» که در مقاله دیگری به تفصیل دربارهاش نوشتیم، دقیقاً همین نقش را ایفا میکند. تشکیل یک شورای هماهنگی محلی با حضور نمایندگان همه بخشها میتواند از موازیکاری و هدررفت منابع جلوگیری کند و صدای افراد دارای معلولیت را به گوش تصمیمگیران برساند.
گام پنجم: اصلاح سیاستها و ساختارها.
توسعه فراگیر بدون تغییر در «قواعد بازی» ناقص میماند. تسهیلگران و برنامهریزان CBR باید بتوانند یافتههای میدانی خود را به سیاستگذاران منتقل کنند و برای اصلاح قوانین، تخصیص بودجه، و ایجاد ساختارهای حمایتی تلاش کنند. برای نمونه، اگر در یک روستا دهیاری حاضر نشود بودجهای برای مناسبسازی مسجد اختصاص دهد، تسهیلگر باید بتواند با مستندسازی موانع و ارائه راهکار، او را متقاعد کند.
گام ششم: پایش مشارکت، نه فقط حضور.
آفت بزرگ توسعه فراگیر، اکتفا به «حضور فیزیکی» است. صرف اینکه یک کودک دارای معلولیت در کلاس درس بنشیند، به معنای فراگیری نیست؛ باید ببینیم آیا او واقعاً یاد میگیرد، با همکلاسیهایش تعامل دارد و احساس تعلق میکند یا نه. پایش مستمر کیفیت مشارکت (با شاخصهای مشارکتی، نه فقط آماری) باید بخشی از برنامه CBR باشد.
۴. چالشهای پیش روی توسعه فراگیر در CBR
مسیر توسعه فراگیر با چالشهای جدی روبهروست. شناخت این چالشها کمک میکند تسهیلگران با چشمانی باز حرکت کنند:
چالش اول: انگها و نگرشهای منفی.
کهنترین و سمجترین مانع فراگیری، نگرشهای منفی جامعه نسبت به افراد دارای معلولیت است. در بسیاری از مناطق روستایی، هنوز معلولیت را «نفرین»، «گناه والدین» یا «شرم خانوادگی» میدانند. یک مطالعه در چین نشان داد که حتی در برنامههای CBR که با هدف فراگیری اجرا میشوند، ممکن است ناخواسته «طرد» اتفاق بیفتد، چون نگرشهای اجتماع تغییر نکرده است (Chen & Qi, 2025). مبارزه با انگ، نیازمند مداخلات بلندمدت و چندلایه است: از آموزش مدارس تا استفاده از رسانههای محلی، از توانمندسازی خودِ افراد دارای معلولیت برای روایتگری تا همراه کردن رهبران مذهبی و محلی.
چالش دوم: تفاوت در دسترسی میان مناطق شهری و روستایی.
شکاف میان شهر و روستا در دسترسی به خدمات یکی از موانع ساختاری توسعه فراگیر است. در ایران، برنامه CBR عمدتاً بر مناطق روستایی و محروم شهری متمرکز است، اما هنوز بسیاری از روستاهای دورافتاده فاقد تسهیلگر آموزشدیده هستند. از سوی دیگر، توسعه خدمات CBR در مناطق شهری نیز به عنوان یک سیاست جدید در دستور کار سازمان بهزیستی قرار گرفته است.
چالش سوم: ناهماهنگی میان نهادها.
در بسیاری از کشورها، نهادهای مسئول حوزه معلولیت (وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی، آموزش و پرورش، وزارت کار) هرکدام راه خود را میروند و یکپارچگی وجود ندارد. در ایران نیز تجربه دماوند و کرمانشاه نشان داده که برای اجرای موفق CBR باید نشستهای هماهنگی میان دهیاران، شبکه بهداشت و بهزیستی برگزار شود، وگرنه کارها موازی و ناقص میماند.
چالش چهارم: کمبود منابع مالی پایدار.
برنامههای CBR اغلب با بودجههای محدود دولتی یا کمکهای موقت سازمانهای بینالمللی اداره میشوند. این ناپایداری مالی، برنامهریزی بلندمدت را دشوار میکند. یکی از راهکارها «تنوعبخشی» به منابع مالی است: ترکیبی از بودجه دولتی، کمکهای خیریه، درآمدزایی محلی و خدمات داوطلبانه.
چالش پنجم: محدودیت دادهها و شواهد.
برای دفاع از توسعه فراگیر نزد سیاستگذاران، به دادههای معتبر نیاز داریم. اما در بسیاری از برنامههای CBR، نظام ثبت و پایش دادهها ضعیف است. بدون آمار دقیق از تعداد افراد دارای معلولیت، نوع نیازهایشان و اثربخشی مداخلات، نمیتوان برای بودجه و سیاستگذاری چانهزنی کرد. پژوهشها نشان میدهند که برنامههای CBR نیازمند نظامهای پایش و ارزشیابی قویتری هستند تا بتوانند شواهدی مستند از تأثیرات خود ارائه دهند (Gilmore et al., 2017).
۵. درسهایی از تجربههای موفق
بنگلادش: وقتی مدرسهها به خانهها میآیند.
پروژه CBR مانیکگانج با واقعبینی شروع کرد. آنها دیدند که کودکان دارای معلولیت شدید و چندگانه نمیتوانند به مراکز روزانه بروند؛ هزینه حملونقل بالا بود و زیرساختها مناسب نبود. پس مدرسه را به خانهها آوردند: «مدارس ایوانی» که روی ایوان خانههای خودِ اهالی تشکیل میشد. معلمان داوطلب محلی آموزش دیدند و والدین هم پای کار آمدند. نتیجه فقط افزایش دسترسی به آموزش نبود؛ اتفاق بزرگتر این بود که خانوادههایی که تا دیروز فرزند دارای معلولیتشان را پنهان میکردند، حالا ایوان خانهشان را به مدرسه تبدیل کرده بودند. انگها شکسته شد، والدین به مدافعان حقوق فرزندانشان بدل شدند، و جامعه به تدریج فراگیرتر شد. این تجربه درس بزرگی دارد: توسعه فراگیر همیشه با ساخت مراکز مجهز و پرخرج شروع نمیشود؛ گاهی یک ایوان ساده و یک معلم داوطلب میتواند آغازگر تحولی بزرگ باشد.
هند: رویکرد دووجهی در عمل.
در برنامه CBR کاریتاس هند، تسهیلگران یاد گرفتهاند که برای هر فرد دارای معلولیت، دو مسیر را همزمان پیش ببرند: از یک سو، او را برای دریافت خدمات تخصصی (مثل سمعک، ویلچر یا جراحی) ارجاع میدهند و از سوی دیگر، موانع حضور او در برنامههای عمومی (مثل مدرسه محلی یا بازار کار) را رفع میکنند. برای نمونه، وقتی حسینه، زنی با آسیب شنوایی، سمعکش را دریافت کرد، تسهیلگران همزمان او را به گروههای خودیار محلی معرفی کردند و بعد هم زمینه اشتغالش را در خیاطی فراهم آوردند. این یعنی همان رویکرد دووجهی: خدمات تخصصی توانبخشی، و ادغام در جریان اصلی زندگی.
فیلیپین: پایداری فراگیری پس از پایان پروژه.
تجربه باتانگاس فیلیپین نشان داد که توسعه فراگیر وقتی پایدار میماند که جامعه محلی خودش مالک برنامه شود. گروههای والدینی که در جریان پروژه CBR تشکیل شده بودند، سالها پس از پایان پروژه رسمی به کارشان ادامه دادند و حتی برخی اعضایشان در دولت محلی استخدام شدند. راز این پایداری، سرمایهگذاری بر روی «توانمندسازی» بود نه «امدادرسانی» (CBM Australia, 2025).
۶. عناصری که نباید از قلم بیفتند
توسعه فراگیر فراتر از یک چکلیست ساده است، اما چند عنصر کلیدی هستند که اگر فراموش شوند، فراگیری واقعی محقق نخواهد شد:
طراحی فراگیر (Universal Design): توسعه فراگیر فقط به «آدمها» و «نگرشها» مربوط نیست؛ «محیطها» و «محصولات» هم باید فراگیر باشند. طراحی فراگیر یعنی فضاها، محصولات و خدمات از ابتدا طوری طراحی شوند که همه افراد، با هر سطح از توانایی، بتوانند از آنها استفاده کنند، بدون اینکه نیاز به تغییرات جداگانه باشد. برای نمونه، یک مدرسه باید از ابتدا با رمپ، سرویس بهداشتی مناسب و تابلوهای بریل ساخته شود، نه اینکه بعداً «مناسبسازی» شود.
تسهیلگرانی که خودشان دارای معلولیت هستند: یکی از اهرمهای قدرتمند توسعه فراگیر، بهکارگیری خودِ افراد دارای معلولیت به عنوان تسهیلگر، مربی یا کارشناس CBR است. این کار دو پیام روشن به جامعه میدهد: اول اینکه افراد دارای معلولیت «مسئله» نیستند که باید حل شوند، بلکه «بخشی از راهحل» هستند. دوم اینکه جامعه به چشم خود میبیند که یک فرد دارای معلولیت میتواند متخصص، آموزشگر و الگو باشد. تجربه اندونزی نشان داد که مشارکت افراد دارای معلولیت در برنامههای سلامت جامعهمحور، همکاریهای بینبخشی را تا ۷۵ درصد افزایش داد.
حساسیت به گروههای خاص: توسعه فراگیر نباید فقط معطوف به «میانگین» افراد دارای معلولیت باشد. زنان دارای معلولیت، کودکان دارای معلولیت شدید، افراد دارای معلولیت ذهنی و روانی، ناشنوایان و نابینایان، و افرادی که در مناطق بسیار دورافتاده زندگی میکنند، هرکدام نیازها و چالشهای خاص خود را دارند. برنامه CBR باید برای این گروهها نیز راهبردهای مشخص داشته باشد.
نقش رسانه و هنر: تغییر نگرشهای عمومی در سطح گسترده، بدون بهرهگیری از رسانه و هنر ممکن نیست. برنامههای رادیویی محلی، تئاترهای خیابانی، نقاشیهای دیواری در مدارس، و حتی کارتونهای تلویزیونی با شخصیتهای دارای معلولیت، همگی ابزارهایی قدرتمند برای ترویج فرهنگ فراگیری در جامعه هستند.
۷. ایران؛ مسیری که در پیش داریم
در ایران، برنامه CBR از سال ۱۳۷۱ با حمایت سازمان بهزیستی آغاز شد و اکنون بیش از ۶۱۰ هزار فرد دارای معلولیت را تحت پوشش دارد. این برنامه عمدتاً در مناطق روستایی و محروم شهری اجرا میشود و خدمات سلامت، آموزش، اشتغال و حمایت اجتماعی را ارائه میدهد. اما برای گذار کامل به «توسعه فراگیر»، هنوز گامهای زیادی باقی مانده است.
از یک سو، قوانین حمایتی خوبی در کشور وجود دارد. «قانون جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت» مصوب ۱۳۹۶، بر دسترسپذیری، آموزش فراگیر، اشتغال و مشارکت سیاسی تأکید دارد. از سوی دیگر، شکاف میان قانون و اجرا هنوز عمیق است. بسیاری از مدارس هنوز پذیرای کودکان دارای معلولیت نیستند، مناسبسازی معابر شهری با استانداردها فاصله دارد، و آمار اشتغال افراد دارای معلولیت ناامیدکننده است.
اما نشانههای امیدبخشی هم دیده میشود. در شهرستان دماوند، نشستهای هماهنگی میان دهیاران، شبکه بهداشت و بهزیستی برگزار شده است. در کرمانشاه، پژوهشهایی برای شناسایی موانع توانمندسازی اقتصادی افراد دارای معلولیت روستایی انجام گرفته است. و سازمان بهزیستی اعلام کرده که «توسعه خدمات CBR در مناطق شهری» را به عنوان سیاست جدید خود در پیش گرفته است. اینها گامهای کوچکی هستند که اگر با برنامهریزی منسجم و نگاه فراگیر همراه شوند، میتوانند به تحولی بزرگ بینجامند.
۸. حرف آخر
توسعه فراگیر، هم «مقصد» است و هم «مسیر». مقصد، جامعهای است که در آن هر انسانی، فارغ از تواناییهای جسمی و ذهنیاش، فرصت زندگی با کرامت، مشارکت اجتماعی و بهرهمندی از ثمرات توسعه را داشته باشد. و مسیر، همان راهی است که تسهیلگران CBR هر روز با دوچرخه، پای پیاده یا با وسایل نقلیه عمومی در روستاها و محلههای فقیرنشین طی میکنند.
توسعه فراگیر با ساختن یک مرکز بزرگ توانبخشی شروع نمیشود. با یک پرسش ساده از یک کودک دارای معلولیت شروع میشود: «دوست داری چه کاره شوی؟» و بعد، تمام تلاش تسهیلگر این میشود که موانع سر راه آن کودک را بردارد، نه آنکه پاسخ را به جایش بدهد. این، شاید سادهترین و در عین حال عمیقترین تعریف از «توسعه فراگیر» باشد.
منابع
World Health Organization. (2010). Community-based Rehabilitation: CBR Guidelines. Geneva: WHO Press.
Caritas India. (2024). How twin-track approach promotes disability inclusion. caritasindia.org.
FundsforNGOs. (2025). Building Inclusive Communities: Key Learnings from Bangladesh’s Manikganj CBR Model. news.fundsforngos.org.
Chen, N., & Qi, C. (2025). Disability inclusion or exclusion? Insights from rural community-based rehabilitation stakeholders. Disability & Society, 40(10), 2821-2849.
CBM Australia. (2025). How CBM’s work in the Philippines continues to transform lives – over a decade on.
·Gilmore, B., MacLachlan, M., McVeigh, J., et al (2017). A study of human resource competencies required to implement community rehabilitation in less resourced settings. Human Resources for Health, 15(1), 70.
· Higashida, M. (2014). Community Mobilisation in a CBR Programme in a Rural Area of Sri Lanka. AskSource.
سازمان بهزیستی کشور. (۱۴۰۱). از برنامه «توانبخشی مبتنی بر جامعه» چه میدانید؟ behzisti.ir.
سازمان بهزیستی کشور. (۱۴۰۰). توانبخشی مبتنی بر جامعه، دریچه امید معلولان روستانشین. behzisti.ir.
کنگره ملی توانبخشی مبتنی بر جامعه ایران. (۱۴۰۴). بررسی ابعاد پنجگانه ماتریس CBR. cbr.uswr.ac.ir.
شناسایی موانع و عوامل تسهیلگر توانمندسازی اقتصادی و اشتغال پایدار معلولان ساکن مناطق روستایی در برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه در استان کرمانشاه. پایگاه نورمگز.