تسهیلگری در تشکیل گروههای خودیار افراد دارای معلولیت در جوامع محلی
مقدمه
گروههای خودیار (Self-Help Groups) از مؤثرترین سازوکارهای توانمندسازی افراد دارای معلولیت در سطح جامعه هستند. این گروهها، انجمنهایی غیررسمیاند که در آن افراد با تجربههای مشترک گرد هم میآیند تا از طریق حمایت متقابل، فعالیتهای جمعی و دادخواهی، کیفیت زندگی خود را ارتقا دهند . سازمان جهانی بهداشت در ماتریس توانبخشی مبتنی بر جامعه (CBR)، گروههای خودیار را ذیل مؤلفه «توانمندسازی» قرار داده و تشکیل آنها را یکی از وظایف کلیدی تسهیلگران محلی میداند.
اما تشکیل یک گروه خودیار پایدار، بههیچ عنوان ساده نیست. بسیاری از گروهها پس از چند ماه از هم میپاشند؛ نه به دلیل بینیازی اعضا، بلکه به دلیل ضعف در فرایند شکلگیری، فقدان هدف مشترک، یا وابستگی مفرط به تسهیلگر بیرونی. اینجاست که مهارتهای تسهیلگری اهمیتی حیاتی مییابند. تسهیلگر نه بهعنوان «رهبر» یا «مدیر»، بلکه بهعنوان «قابلهای» عمل میکند که به تولد یک موجود زنده اجتماعی کمک میکند و سپس به تدریج از آن فاصله میگیرد تا گروه روی پای خود بایستد.
این مقاله با رویکردی علمی-کاربردی، نخست نقش تسهیلگر در فرایند تشکیل گروه خودیار را واکاوی میکند، سپس ده پیشنهاد عملی برای تشکیل یک گروه پایدار ارائه میدهد، و در پایان با ذکر مثالهایی از تجارب موفق جهانی، بحث را به میدان عمل پیوند میزند.
۱. نقش تسهیلگر در تشکیل گروه خودیار
بامن و شاو (۲۰۱۶) در کتاب «گروهدرمانی با افراد دارای معلولیت»، تسهیلگر گروه را عنصری تعیینکننده در موفقیت یا شکست گروه میدانند . نقش تسهیلگر در گروههای خودیار با نقش او در گروههای درمانی یا آموزشی تفاوتی بنیادین دارد: در گروه خودیار، هدف نهایی «خودگردانی» است؛ یعنی گروه باید به جایی برسد که بدون حضور تسهیلگر نیز به کار خود ادامه دهد.
پژوهشی که در منطقه کیلیفی کنیا بر روی ۱۱ گروه خودیار مراقبان کودکان دارای معلولیت انجام شد، نشان داد که پایداری گروهها در گرو «تابآوری جمعی» (Collective Resilience) و «سرمایه اجتماعی» درونی گروه است، نه حضور دائم یک ناظر بیرونی . این مطالعه پنجساله (۲۰۲۳-۲۰۱۸) که دوره دشوار همهگیری کووید-۱۹ را نیز در بر میگرفت، آشکار ساخت که گروههایی که اعضایشان «احساس تعلق» و «هدف مشترک» داشتند، حتی در شرایط بحرانی نیز به فعالیت خود ادامه دادند و توانستند از فروپاشی اقتصادی و روانی اعضا جلوگیری کنند.
نقشهای کلیدی تسهیلگر در تشکیل گروه خودیار را میتوان در شش محور خلاصه کرد:
نخست، شناسایی و گردهمآوری: تسهیلگر افراد دارای تجربه مشترک را شناسایی میکند، به آنها کمک میکند یکدیگر را بیابند، و فضایی امن برای نخستین دیدار فراهم میسازد. در این مرحله، تسهیلگر باید از «گزینش» خودسرانه بپرهیزد و اجازه دهد گروه بر اساس نیازها و علایق مشترک شکل گیرد.
دوم، اعتمادسازی: بیاعتمادی یکی از بزرگترین موانع تشکیل گروه است. افرادی که سالها به دلیل معلولیت طرد شدهاند، ممکن است به سختی به دیگران اعتماد کنند. تسهیلگر با رفتار شفاف، رازداری و حضور مستمر، این اعتماد را به تدریج میسازد.
سوم، تسهیل گفتوگو، نه اداره آن: تسهیلگر تضمین میکند که همه صداها شنیده شود، نه فقط صدای افراد پرحرف یا مسلط. او از پرسشهای باز استفاده میکند، بحث را در مسیر سازنده هدایت میکند، و از تبدیل جلسات به گلایههای بیحاصل جلوگیری مینماید.
چهارم، ظرفیتسازی: تسهیلگر مهارتهای ضروری را به اعضا میآموزد: چطور جلسه را اداره کنند، چطور تصمیمگیری جمعی داشته باشند، چطور تعارضها را حل کنند، و چطور منابع مالی را مدیریت نمایند. یک پژوهش در آفریقای جنوبی نشان داد که آموزش و مربیگری مستمر، کلید گذار از «گروه تحت رهبری تسهیلگر» به «گروه خودگردان» است .
پنجم، پیوند با منابع بیرونی: تسهیلگر گروه را به منابعی که در جامعه وجود دارد متصل میکند: نهادهای دولتی، سازمانهای مردمنهاد، مراکز بهداشتی، فرصتهای آموزشی و وامهای خرد. اما این کار را باید به گونهای انجام دهد که گروه «ماهیگیری» بیاموزد، نه اینکه «ماهی» دریافت کند.
ششم، خروج تدریجی: هدف غایی، حضور کمرنگتر تسهیلگر در طول زمان است. پژوهش کیلیفی نشان داد که گروههایی که پس از مدتی به خودگردانی رسیدند، پایدارتر از گروههایی بودند که همواره به یک تسهیلگر بیرونی وابسته ماندند .

۲. ده پیشنهاد کاربردی برای تشکیل یک گروه خودیار پایدار
پیشنهاد اول: با «شناسایی داراییها» شروع کنید، نه «فهرست کمبودها»
پیش از آنکه افراد را گرد هم آورید، یک ارزیابی مشارکتی از داراییهای جامعه انجام دهید. چه کسانی در این محله زندگی میکنند؟ چه مهارتهایی دارند؟ چه فضاهای فیزیکی در دسترس است (مسجد، حسینیه، مدرسه، خانه خالی)؟ چه شبکههای اجتماعی غیررسمی وجود دارد؟ تمرکز بر «آنچه هست» به جای «آنچه نیست»، حس توانمندی را از همان آغاز در گروه بیدار میکند.
پیشنهاد دوم: اعضا را بر اساس «اشتراک در تجربه زیسته» گرد هم آورید، نه «نوع معلولیت»
تجربه موفق پروژه «دیتالالا دیا مویو» در جمهوری دموکراتیک کنگو نشان داد که مؤثرترین گروههای خودیار، آنهایی هستند که اعضایشان «هدف مشترک» و «دغدغه مشترک» دارند، نه لزوماً تشخیص پزشکی یکسان . برای نمونه، گروهی از «مادران دارای فرزند با نیازهای ویژه» ممکن است بسیار منسجمتر از گروهی باشد که صرفاً بر اساس «نوع معلولیت جسمی» تشکیل شده است.
پیشنهاد سوم: نخستین جلسات را به «قصهگویی» اختصاص دهید
پیش از آنکه به سراغ برنامهریزی و اهداف بروید، بگذارید اعضا داستانهای خود را به اشتراک بگذارند. «روایتگری» (Storytelling) یکی از قدرتمندترین ابزارهای پیوند عاطفی است. وقتی مادری میشنود که مادر دیگر نیز سالها فرزندش را از ترس انگ پنهان میکرده، احساس «من تنها نیستم» در او بیدار میشود. این احساس، چسبی است که گروه را در روزهای سخت کنار هم نگه میدارد. در پروژه PRIZE در آفریقای جنوبی، «اشتراک تجربهها و راهبردهای مقابلهای» هسته اصلی مداخله را تشکیل میداد .
پیشنهاد چهارم: اهداف گروه را خودِ اعضا تعیین کنند، نه تسهیلگر
تسهیلگر ممکن است وسوسه شود که «اهداف درست» را برای گروه تعیین کند: «باید برای دریافت مستمری اقدام کنید»، «باید فلان مهارت را بیاموزید». اما پژوهشها نشان میدهند که گروههای خودیار زمانی پایدار میمانند که اهدافشان «خودتعیینشده» (Self-determined) باشد. تسهیلگر فقط میتواند پرسشهای درست بپرسد: «چه چیزی زندگی شما را بهتر میکند؟»، «چه تغییری میخواهید ببینید؟»، «چه کاری از دست ما برمیآید؟».
پیشنهاد پنجم: «فعالیتهای سریعالبازده» (Quick Wins) را در اولویت بگذارید
یکی از دلایل فروپاشی زودهنگام گروههای خودیار، «ناامیدی از نتایج» است. اگر گروه ماهها جلسه بگذارد و هیچ دستاورد ملموسی نبیند، انگیزه اعضا تحلیل میرود. نخستین فعالیتهای گروه باید کوچک، قابل دستیابی و زودبازده باشند: رنگآمیزی رمپ یک مدرسه، تهیه یک صندلی حمام برای یکی از اعضا، یا برگزاری یک روز بدون مانع در پارک محله. این موفقیتهای کوچک، اعتمادبهنفس گروه را برای اهداف بزرگتر تقویت میکند.
پیشنهاد ششم: ساختار گروه را ساده و منعطف نگه دارید
گروههای خودیار در مراحل اولیه نیازی به اساسنامه پیچیده، سلسلهمراتب رسمی، یا تشریفات اداری ندارند. یک «هسته هماهنگکننده» ۳ تا ۵ نفره (که بهصورت چرخشی انتخاب میشوند)، یک دفتر یادداشت ساده برای ثبت مصوبات، و چند قاعده پایه (مثلاً «هر کس حق دارد صحبت کند و شنیده شود»، «انتقاد از رفتار آزاد است، نه از شخص») برای شروع کافی است.
پیشنهاد هفتم: فعالیتهای معیشتی را از همان ابتدا در برنامه بگنجانید
پژوهش کیلیفی نشان داد که گروههایی که علاوه بر حمایت روانی-اجتماعی، «فعالیتهای درآمدزا» نیز داشتند (مانند پرورش بز، تولید صابون مایع، یا کشاورزی جمعی)، بسیار پایدارتر از گروههایی بودند که صرفاً بر حمایت عاطفی متمرکز بودند . دلیل آن ساده است: وقتی اعضا از نظر اقتصادی به یکدیگر وابسته میشوند، انگیزه بیشتری برای حفظ گروه دارند.
پیشنهاد هشتم: برای تعارضها آماده باشید؛ آنها نشانه سلامت گروهاند
تعارض در هر گروهی طبیعی است. ممکن است بر سر نحوه هزینه کردن پول مشترک، انتخاب رهبر گروه، یا اولویتبندی فعالیتها اختلاف پیش بیاید. تسهیلگر نباید از تعارض بترسد یا آن را سرکوب کند. در عوض، باید به گروه کمک کند تا مهارتهای حل تعارض را بیاموزد: گوش دادن فعال، بیان نیازها بدون متهم کردن، و جستوجوی راهحلهای برد-برد.
پیشنهاد نهم: از همان آغاز، برای «خروج تسهیلگر» برنامهریزی کنید
تسهیلگر باید از نخستین جلسه به گروه بگوید: «من اینجا هستم تا کمکتان کنم روی پای خودتان بایستید، نه اینکه همیشه کنارتان باشم.» یک برنامه زمانبندیشده برای کاهش تدریجی حضور تسهیلگر (مثلاً حضور هفتگی در ۳ ماه اول، حضور دو هفته یکبار در ۳ ماه دوم، و حضور ماهانه پس از آن) به گروه فرصت میدهد تا به تدریج خودگردان شود.
پیشنهاد دهم: موفقیتها را جشن بگیرید و مستند کنید
هر دستاورد گروه، هرچند کوچک، باید دیده شود و جشن گرفته شود. همچنین، ثبت این موفقیتها (با عکس، فیلم کوتاه، یا گزارش مکتوب) میتواند به عنوان «کارنامه» گروه برای جلب حمایتهای بعدی، الهامبخشی به گروههای دیگر، و تقویت حس غرور جمعی به کار رود.
۳. نمونههای میدانی از تجارب موفق جهانی
۳-۱. گروههای خودیار مراقبان در کیلیفی، کنیا (۲۰۲۳-۲۰۱۸)
در منطقه روستایی کیلیفی کنیا، ۱۱ گروه خودیار از مراقبان کودکان دارای معلولیت (عمدتاً مادران و مادربزرگها) با حمایت پژوهشگران دانشگاه آنگلیای شرقی و مؤسسه تحقیقات پزشکی کنیا تشکیل شد . هر گروه ۵ تا ۲۰ عضو داشت. اعضا به طور منظم (هفتگی یا دو هفته یکبار) گرد هم میآمدند و علاوه بر حمایت روانی-اجتماعی، فعالیتهای معیشتی مشترکی مانند پرورش بز و مرغ، کشت ذرت و کاساوا، و تولید صابون مایع انجام میدادند.
وقتی همهگیری کووید-۱۹ آغاز شد و اجتماعات ممنوع شد، این گروهها به جای فروپاشی، خود را با شرایط تطبیق دادند: جلسات را به فضای باز و با فاصله اجتماعی برگزار کردند، فعالیتهای معیشتی را متناسب با محدودیتها تنظیم نمودند، و حمایت روانی متقابل را افزایش دادند. ارزیابی نهایی نشان داد که کیفیت زندگی مراقبان عضو این گروهها، بهطور معناداری بالاتر از گروه کنترل بود . نکته کلیدی در موفقیت این گروهها، «مالکیت محلی» و «فعالیتهای اقتصادی مشترک» بود.
۳-۲. گروههای خودیار برای افراد مبتلا به NTDهای پوستی در کاسای، جمهوری دموکراتیک کنگو (۲۰۲۶-۲۰۲۴)
پروژه «دیتالالا دیا مویو» (آرامش ذهن) در استان کاسای جمهوری دموکراتیک کنگو، دو گروه خودیار برای افراد مبتلا به بیماریهای گرمسیری پوستی (مانند جذام و فیلاریاز لنفاوی) تشکیل داد . این گروهها توسط خودِ افراد مبتلا (همتا-حمایتگران) رهبری میشدند و شش حوزه فعالیت داشتند: همتا-مشاوره (با استفاده از کمکهای اولیه روانشناختی)، موردیابی فعال، بازدید از منزل، خودمراقبتی، فعالیتهای تفریحی، و حمایت معیشتی.
پژوهشگران پنج عامل کلیدی را برای موفقیت این گروهها شناسایی کردند: ۱) فعالیتهای مبتنی بر نیازهای واقعی و قابل اجرا، ۲) هدف مشترک میان اعضا، ۳) شمولیت و برابری در نقشها، مسئولیتها و منافع، ۴) رهبری متعهد، و ۵) تقویت مستمر ظرفیت و حمایت از سوی شرکای پژوهشی و اجرایی . این پژوهش تأکید میکند که گروههای خودیار باید «مردممحور» (People-centred) باشند؛ یعنی طراحی، اجرا و ارزیابی گروه باید بر اساس اولویتها و تجربیات زیسته خودِ اعضا صورت گیرد، نه بر اساس دستورکارهای از پیش تعیینشده توسط نهادهای بیرونی.

۴. چالشها و موانع رایج
تشکیل گروه خودیار با چالشهایی روبهروست که تسهیلگر باید آنها را پیشبینی کند:
انگ و نگرشهای منفی جامعه: در کیلیفی، باورهای خرافی درباره علت معلولیت (مانند «نفرین» یا «جادو») باعث میشد خانوادهها از پیوستن به گروههای خودیار طفره بروند .
فشارهای اقتصادی و کمبود وقت: مراقبان (بهویژه مادران) ممکن است آنقدر درگیر تأمین معاش روزانه باشند که فرصتی برای شرکت در جلسات گروه نداشته باشند.
خستگی و ناامیدی: اگر گروه در ماههای اولیه دستاورد ملموسی نداشته باشد، ممکن است اعضا به تدریج کنارهگیری کنند.
وابستگی به تسهیلگر: اگر گروه نتواند رهبران درونی خود را پرورش دهد، با رفتن تسهیلگر از هم خواهد پاشید.
· ناهمگنی اعضا: گاه اختلافات درونی (میان افراد با انواع متفاوت معلولیت، یا میان زنان و مردان) میتواند به تنش و فروپاشی گروه بینجامد.
۵. جمعبندی
تسهیلگر در تشکیل یک گروه خودیار، نقشی شبیه به باغبان دارد، نه معمار. او نمیتواند گروه را «بسازد»، اما میتواند بذر اعتماد را بکارد، خاک امنیت را فراهم کند، علفهای هرز تعارض را مدیریت نماید، و نور امید را بر گروه بتاباند. سپس باید صبورانه منتظر بماند تا گروه با ریشههای خودش در خاک جامعه محلی استوار شود. چنانکه تجارب کنیا و کنگو نشان میدهند، گروههای خودیار پایدار، آنهایی هستند که از درون میجوشند، بر اهداف خودتعیینشده تکیه دارند، و فعالیتهای معیشتی را با حمایت روانی-اجتماعی تلفیق میکنند. وظیفه تسهیلگر آن است که این فرایند را تسهیل کند، نه آنکه آن را کنترل نماید.

منابع
منابع انگلیسی
· Bauman, S., & Shaw, L. R. (2016). ACA Group Work With Persons With Disabilities. American Counseling Association.
· Bunning, K., Gona, J. K., Newton, C. R., et al. (2025). The Sustainability of Self-Help Groups for Caregivers of Children With Disabilities in Kilifi, Kenya: The Changing Context of the COVID-19 Pandemic. Child: Care, Health and Development, 51(3), e70079.
· Nganda, M., Seekles, M., Kadima, J., et al. (2026). Operationalising people-centred community-led self-help groups to improve mental health and wellbeing for people with skin-neglected tropical diseases: a case study from Kasai, DRC. Frontiers in Tropical Diseases, 7, 1628224.
· Brooke-Sumner, C., Repper, J., Petersen, I., et al. (2024). Developing peer-led recovery groups (PRIZE) for people with psychosis and their caregivers in a low resource South African setting. SSM – Mental Health, 6, 100370.
· World Health Organization. (2010). Community-Based Rehabilitation: CBR Guidelines – Empowerment Component. Geneva: WHO Press.
· Zimmerman, M. A. (1995). Psychological empowerment: Issues and illustrations. American Journal of Community Psychology, 23(5), 581-599.
منابع فارسی
سازمان بهزیستی کشور. (۱۳۹۸). راهنمای تشکیل و تقویت گروههای خودیار افراد دارای معلولیت. تهران: معاونت توانبخشی.
ابراهیمی، ع.، و همکاران. (۱۳۹۵). بررسی عوامل مؤثر بر پایداری گروههای خودیار در برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه. فصلنامه پژوهشهای توانبخشی، ۲۲(۳)، ۴۵-۶۲.