سبد منابع در برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه
مقدمه
تصور کنید تسهیلگری در یک روستای دورافتاده، با انبوهی از نیازها روبهروست: کودکی که به ویلچر احتیاج دارد، مادری که نمیداند چطور از فرزند دارای فلج مغزیاش مراقبت کند، مدرسهای که رمپ ندارد، و خانوادهای که درآمدش از خط فقر هم پایینتر است. در چنین شرایطی، نخستین واکنش بسیاری از ما این است: «اگر پول داشتیم، همه این مشکلات حل میشد.» اما آیا واقعاً پول تنها پاسخ است؟
تجربه چهار دهه برنامههای توانبخشی مبتنی بر جامعه در کشورهای مختلف، پاسخی متفاوت به این پرسش میدهد. برنامههایی که بیشترین ماندگاری و تأثیر را داشتهاند، لزوماً ثروتمندترین نبودهاند. رمز موفقیت آنها در تواناییشان برای دیدن «منابع» به معنایی فراتر از اسکناس بوده است. این مقاله میکوشد با رویکردی کاربردی و مبتنی بر شواهد، مفهوم سبد منابع را بازتعریف کند، انواع منابعی را که یک تسهیلگر میتواند در جامعه محلی بیابد و فعال کند معرفی نماید، و در نهایت چند گام عملی برای ارزیابی و تقویت این سبد ارائه دهد.
۱. بازتعریف «منبع» در بستر CBR
در راهنماهای سازمان جهانی بهداشت (۲۰۱۰)، برنامه CBR بهعنوان راهبردی چندبخشی تعریف شده که هدف آن تضمین دسترسی افراد دارای معلولیت به فرصتهای برابر در پنج حوزه سلامت، آموزش، معیشت، حمایت اجتماعی و توانمندسازی است. اما این راهبرد بدون «منابع» روی کاغذ میماند. پرسش اصلی این است: منبع یعنی چه؟
در ادبیات توسعه اجتماعمحور، منحنی فکری جالبی طی دهههای اخیر رخ داده است. در گذشته، برنامهریزان توسعه ابتدا فهرستی از «کمبودها» و «نیازها» تهیه میکردند و سپس به دنبال تأمین منابع بیرونی برای رفع آنها میگشتند. این رویکرد که به «مدل کسری» (Deficit Model) معروف است، سه پیامد ناخواسته داشت: نخست، جامعه را «تهیدست» و «نیازمند» تصویر میکرد؛ دوم، وابستگی به منابع بیرونی را تشدید مینمود؛ و سوم، داراییهای پنهان و ظرفیتهای درونی جامعه را نادیده میگرفت.
در مقابل، رویکرد «مبتنی بر دارایی» که کرتزمن و مکنایت (۱۹۹۳) مطرح کردند، مسیر متفاوتی را پیشنهاد میدهد. در این نگاه، هر جامعهای – حتی فقیرترین و محرومترین – دارای داراییهایی است: مهارتهای افراد، شبکههای همسایگی، نهادهای محلی، فضاهای عمومی، دانش بومی و… . وظیفه تسهیلگر، نه «ایجاد» این منابع از هیچ، بلکه «شناسایی»، «فعالسازی» و «پیوند دادن» آنهاست.
پس «سبد منابع» را میتوان چنین تعریف کرد: مجموعهای متنوع و بههمپیوسته از داراییهای ملموس و ناملموس که یک برنامه CBR برای دستیابی به اهداف خود در ماتریس پنجگانه به آنها متکی است. ویژگی کلیدی این سبد، «تنوع» است. همانطور که یک سبد سرمایهگذاری مالی که فقط شامل یک نوع سهام باشد بسیار پرخطر است، سبد منابع CBR نیز اگر فقط به بودجه دولتی یا کمک یک خیّر خاص متکی باشد، با نخستین تلنگر از هم میپاشد.
۲. کالبدشناسی سبد منابع: شش جزء اصلی
بر مبنای مرور تجربههای بینالمللی و راهنماهای WHO، میتوان شش جزء اصلی را در سبد منابع CBR شناسایی کرد. آنچه در ادامه میآید، فقط یک فهرست توصیفی نیست؛ برای هر جزء، کارکرد اختصاصی آن در برنامه CBR و مثالهای عینی از میدان عمل ارائه میشود.
جزء اول: منابع انسانی – «چه کسانی» در دسترساند؟ این جزء فراتر از «نیروی کار» است. منابع انسانی در CBR شامل چهار حلقه متحدالمرکزند: حلقه اول، خودِ افراد دارای معلولیت و خانوادههایشان که هم ذینفع اولیه و هم مهمترین منبع برای پیشبرد برنامهاند. حلقه دوم، تسهیلگران آموزشدیده. حلقه سوم، داوطلبان محلی، معلمان، بهورزان و مددکاران. و حلقه چهارم، متخصصان (فیزیوتراپیست، کاردرمانگر، روانشناس) که ممکن است بهصورت پارهوقت یا از راه دور در دسترس باشند. پژوهش گیلمور و همکاران (۲۰۱۷) نشان داد که مهمترین شایستگی کارکنان CBR، «توانایی برقراری ارتباط مؤثر با طیف گستردهای از ذینفعان» است – مهارتی که به تسهیلگر امکان میدهد این چهار حلقه را به هم پیوند بزند.
جزء دوم: منابع فیزیکی و زیرساختی – «کجا» و «با چه ابزاری»؟ هر جامعهای فضاها و تجهیزاتی دارد که میتوانند در خدمت CBR قرار گیرند: مدرسه، مسجد، حسینیه، فرهنگسرا، پارک، مرکز بهداشت، و حتی ایوان خانهها (چنانکه در تجربه «مدارس ایوانی» بنگلادش دیدیم). مسئله اصلی، «دسترسپذیری» این فضاهاست. یک مدرسه ممکن است بهترین معلم را داشته باشد، اما اگر ورودیاش پله داشته باشد، برای کودک ویلچری عملاً وجود خارجی ندارد.
جزء سوم: منابع مالی – «پول» از کجا بیاید؟ منابع مالی شامل بودجههای دولتی (مستمریهای بهزیستی، اعتبارات طرحهای اشتغال)، کمکهای خیریه (انفرادی یا نهادی)، تسهیلات بانکی و وامهای خرد، و درآمدهای خود برنامه (مانند فروش محصولات تولیدی توسط گروههای خودیار) میشود. مرور نظاممند یاکوب و همکاران (۲۰۲۵) نشان داد که «منابع مالی و غیرمالی ناکافی» یکی از پنج چالش اصلی اجرای CBR در سطح جهان است. اما نکته مهم اینجاست که «کمبود پول» اغلب ناشی از «ندیدن منابع غیرمالی» است، نه فقدان مطلق منابع.
جزء چهارم: منابع اطلاعاتی و دانشی – «چه میدانیم» و «چه باید بدانیم»؟ این جزء شامل دانش فنی (روشهای توانبخشی، شناسایی زودهنگام معلولیت)، دانش حقوقی (قوانین حمایتی، کنوانسیونها)، و دانش بومی (راهحلهای محلی برای مسائل محلی) است. در برنامه کاریتاس هند، تسهیلگران آموختهاند که دانش حقوقی را به زبان ساده به افراد دارای معلولیت منتقل کنند تا آنها بتوانند برای حق ارث، حق ازدواج و حق مشارکت سیاسی خود بجنگند.
جزء پنجم: منابع اجتماعی و فرهنگی – «چه پیوندهایی» ما را به هم متصل میکند؟ سرمایه اجتماعی (اعتماد، شبکههای همسایگی، همبستگی)، نگرشهای فرهنگی نسبت به معلولیت، و وجود یا فقدان انگ اجتماعی، همگی منابعی هستند که میتوانند به پیشبرد یا توقف برنامه CBR بینجامند. یک مطالعه در چین نشان داد که حتی در برنامههای CBR که با هدف فراگیری اجرا میشوند، اگر نگرشهای اجتماعی تغییر نکرده باشد، ممکن است ناخواسته «طرد» اتفاق بیفتد. بنابراین، «اعتماد» و «پذیرش» خود نوعی منبع حیاتی هستند که باید برای پرورش آنها زمان و انرژی صرف کرد.
جزء ششم: منابع نهادی و قانونی – «چه قواعدی» از ما حمایت میکند؟ قوانین ملی (مانند قانون جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت در ایران)، مقررات محلی (مصوبات شوراهای شهر و روستا درباره مناسبسازی)، و سیاستهای اداری (بخشنامههای آموزش و پرورش درباره ثبتنام کودکان دارای معلولیت) چارچوبی فراهم میکنند که تسهیلگر میتواند برای دفاع از حقوق ذینفعان به آنها استناد کند. تجربه بنگلادش نشان داد که وقتی تسهیلگران و خانوادهها از قوانین موجود آگاه شدند، توانستند با موفقیت برای دسترسی به خدمات دولتی چانهزنی کنند.
۳. ارزیابی سبد منابع: یک ماتریس ساده برای تسهیلگران
یکی از مشکلات رایج در میدان عمل، نبود ابزاری ساده برای ارزیابی وضعیت موجود منابع است. ماتریس زیر میتواند به تسهیلگر کمک کند تا در هر شش جزء، وضعیت فعلی برنامه خود را ارزیابی و شکافها را شناسایی کند. این ماتریس باید با مشارکت خودِ افراد دارای معلولیت و اعضای شبکه حامیان محلی تکمیل شود.
برای هر جزء، سه پرسش کلیدی مطرح است: (۱) چه منابعی در حال حاضر در دسترساند؟ (۲) چه منابعی کمبود داریم یا در معرض خطرند؟ (۳) چه منابعی بالقوه وجود دارند که هنوز فعال نشدهاند؟
پاسخ به این پرسشها برای هر شش جزء، یک «نقشه شکاف منابع» به دست میدهد که میتواند مبنای برنامهریزی راهبردی قرار گیرد. برای نمونه، ممکن است یک برنامه CBR در جزء منابع انسانی قوی باشد (چهار تسهیلگر آموزشدیده دارد)، در جزء منابع فیزیکی متوسط (مدرسهای با رمپ در دسترس است اما مرکز بهداشت پله دارد)، و در جزء منابع مالی ضعیف (تنها به یک خیّر متکی است). این تصویر، اولویتهای اقدام را روشن میکند.
۴. راهبردهای عملی برای تقویت سبد منابع
راهبرد اول: پیش از آنکه به بیرون نگاه کنی، درون را بکاو. نخستین گام برای تقویت سبد منابع، «نقشهبرداری از داراییهای جامعه» است. این کار را میتوان در قالب یک پیادهروی محلی (Community Walk) با همراهی چند نفر از ساکنان انجام داد: از کوچهها عبور کنید، فضاهای عمومی را ببینید، با کسبه و معلمان و روحانیون محلی گفتوگو کنید، و هر آنچه را که میتواند به کار برنامه بیاید یادداشت کنید.
راهبرد دوم: ذینفعان را از «تماشاچی» به «بازیگر» تبدیل کن. بسیاری از منابع انسانی و اجتماعی بالقوه، تنها به این دلیل فعال نمیشوند که از آنها دعوت به عمل نیامده است. تسهیلگر باید با برگزاری نشستهای مشارکتی، افراد و نهادهای محلی را به میدان عمل فرابخواند و به آنها نقشی مشخص و معنادار بدهد.
راهبرد سوم: پول را فراموش نکن، اما اسیرش هم نشو. تنوعبخشی به منابع مالی یک ضرورت است. میتوان از ترکیبی از بودجههای دولتی، کمکهای خیریه، درآمدزایی محلی (مانند فروش صنایع دستی تولیدشده توسط گروههای خودیار) و خدمات داوطلبانه استفاده کرد. اما مهمتر از آن، کاهش وابستگی به پول است: بسیاری از کارها را میشود با «تهاتر» (مثلاً یک معلم بازنشسته در ازای دریافت خدمات درمانی، به کودکان درس بدهد) یا «داوطلبی» پیش برد.
راهبرد چهارم: اعتماد و سرمایه اجتماعی را با هیچ چیز معامله نکن. سرمایه اجتماعی به کندی ساخته میشود و به سرعت تخریب میگردد. تسهیلگر باید در همه تعاملات خود شفاف، قابل اعتماد و پاسخگو باشد. یک قول کوچک که عملی نشود، میتواند ماهها تلاش برای اعتمادسازی را بر باد دهد.
راهبرد پنجم: از قدرت قوانین غافل نشو. تسهیلگر باید با قوانین حمایتی آشنا باشد و بتواند این دانش را به ذینفعان منتقل کند. وقتی یک مادر بداند که طبق قانون، مدرسه موظف به پذیرش فرزند دارای معلولیت اوست، با قدرتی به مراتب بیشتر وارد گفتوگو با مدیر مدرسه میشود.
نتیجهگیری
سبد منابع در برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه، فراتر از یک فهرست ساده از اقلام و مبالغ است. این سبد، «نقشه بقا» و «موتور محرک» برنامه است. برنامهای که فقط به پول متکی باشد، با کاهش بودجه از نفس میافتد. برنامهای که فقط به داوطلبان متکی باشد، در غیاب آنها متوقف میشود. اما برنامهای که سبدی متنوع و متوازن از منابع انسانی، فیزیکی، مالی، اطلاعاتی، اجتماعی و نهادی داشته باشد، میتواند در برابر تکانهها تاب بیاورد و به مسیر خود ادامه دهد.
تسهیلگر CBR در قلب این فرایند قرار دارد. او نه یک «حسابدار» که باید صرفاً دخل و خرج را ثبت کند، بلکه یک «کارآفرین اجتماعی» است که باید بتواند منابع پنهان را ببیند، آنها را فعال کند، و میانشان پیوند برقرار نماید. شاید به همین دلیل است که در تجربههای موفق جهانی، تسهیلگران را «ثروت اصلی برنامه» مینامند: زیرا این آنها هستند که ثروتهای دیگر را کشف میکنند.
منابع
· Kretzmann, J. P., & McKnight, J. L. (1993). Building Communities from the Inside Out: A Path Toward Finding and Mobilizing a Community’s Assets. ACTA Publications.
· World Health Organization. (2010). Community-based Rehabilitation: CBR Guidelines. Geneva: WHO Press.
· Gilmore, B., MacLachlan, M., McVeigh, J., et al. (2017). A study of human resource competencies required to implement community rehabilitation in less resourced settings. Human Resources for Health, 15(1), 70.
· Yaakub, F., Kassim, A., & Tumin, M. (2025). Navigating Complexity: A Systematic Review of the Challenges in Community-Based Rehabilitation (CBR) Implementation. Journal of Administrative Science, 22(2).
· Chen, N., & Qi, C. (2025). Disability inclusion or exclusion? Insights from rural community-based rehabilitation stakeholders. Disability & Society, 40(10), 2821-2849.
· Caritas India. (2024). CBR facilitates social inclusion as a way of life.
· FundsforNGOs. (2025). Building Inclusive Communities: Key Learnings from Bangladesh’s Manikganj CBR Model.