فراتر از مشورت: وقتی افراد دارای معلولیت معمار شهرهای خود میشوند
مقدمه
در تاریخ برنامهریزی شهری، یک غیبت نظاممند و طولانی وجود دارد: صدای کسانی که بدنهایشان با استانداردهای «بههنجار» طراحی شهری هماهنگ نیست. پلههایی که برای افراد ویلچری حکم دیوار دارند، ایستگاههای مترویی که برای نابینایان هزارتویی بیراهنما هستند، پارکهایی که کودکان دارای اوتیسم را با بمباران حسی به عقب میرانند — هیچیک «تصادفی» نیستند. اینها محصول رویهای هستند که در آن طراحان و برنامهریزان برای کاربرانی خیالی و «متوسط» طراحی میکنند و سپس، در بهترین حالت، از افراد دارای معلولیت «نظر» میخواهند.
«طراحی مشارکتی» (Co-Design) در برابر این سنت طردکننده قد علم میکند. این رویکرد، افراد دارای معلولیت را نه «مشاوران» پروژه، که «طراحان همکار» میداند؛ نه کسانی که پس از پایان طراحی نظرشان پرسیده میشود، که کسانی که از آغاز بر سر میز طراحی نشستهاند. اما پرسشی که این مقاله میکاود این است: آیا طراحی مشارکتی واقعاً «قدرت» را از معماران و برنامهریزان به کاربران منتقل میکند، یا صرفاً برچسبی دموکراتیک بر فرایندهایی است که ماهیتاً از بالا به پایین باقی ماندهاند؟
۱. از نردبان تا همآفرینی: مبانی نظری طراحی مشارکتی
برای درک طراحی مشارکتی، باید ابتدا تکلیف خود را با یک سوءتفاهم رایج روشن کنیم: «مشارکت» طیفی است، نه یک نقطه صفر و یکی. شری آرنشتاین در مقاله کلاسیک خود (۱۹۶۹) «نردبان مشارکت شهروندی»، هشت پله از مشارکت را ترسیم کرد: از «دستکاری» (Manipulation) و «درمانگری» (Therapy) در پایینترین سطح، تا «قدرت تفویضشده» (Delegated Power) و «کنترل شهروندی» (Citizen Control) در بالاترین سطح. نکته دردناک ماجرا اینجاست: بسیاری از آنچه امروز «مشارکت» نامیده میشود، هنوز در پلههای پایینی این نردبان گرفتار است.
مطالعهای در سه شهر سوئد (۲۰۲۴) نشان داد که مقامات شهری عمدتاً در سبک «مشاوره» (Consultation) عمل میکنند — از افراد دارای معلولیت نظر میخواهند، اما تصمیم نهایی را خود میگیرند — در حالی که سازمانهای معلولان خواستار «مشارکت» (Partnership) واقعی هستند. این شکاف میان «مشاوره» و «مشارکت»، منشأ بسیاری از سوءتفاهمها، ناامیدیها و در نهایت، طرحهای ناکارآمد شهری است.
طراحی مشارکتی از این نردبان فراتر میرود. ریشه آن به سنت اسکاندیناویایی «طراحی مشارکتی» (Participatory Design) در دهه ۱۹۷۰ بازمیگردد، جایی که کارگران در طراحی سیستمهای رایانهای محل کار خود سهیم شدند. در بستر معلولیت، طراحی مشارکتی با شعار «هیچچیز درباره ما، بدون ما» پیوند میخورد و به فرایندی اطلاق میشود که در آن «افراد دارای تجربه زیسته معلولیت، در شکلدهی به پرسشها، روشها و نتایج پژوهش یا طراحی» نقشی برابر با متخصصان دارند. واژه «Genunie» (اصیل) اغلب برای تمایز این شکل از مشارکت در برابر انواع تشریفاتی آن به کار میرود.
۲. شهرها به روایت آنان که میزیندشان: گزارش چهار تجربه جهانی
۲-۱. شش شهر اروپایی، یک هدف مشترک: پروژه InclusiveSpaces
بزرگترین و بلندپروازانهترین پروژه طراحی مشارکتی در حوزه معلولیت، پروژه «فضاهای فراگیر» (InclusiveSpaces) است که با بودجه اتحادیه اروپا از سال ۲۰۲۴ آغاز به کار کرده و در شش شهر آتن، ژنو، مادرید، لارناکا، هامبورگ و بوداپست در حال اجراست. این پروژه ۱۷ شریک کنسرسیومی دارد و هدف آن تنها «مناسبسازی» فضاهای موجود نیست، بلکه «طراحی، پایش و ارزیابی فراگیر فضای شهری» است که در آن افراد دارای معلولیت و سالمندان از همان گامهای نخست، بر سر میز طراحی مینشینند.
پروژه پنج ابزار برنامهریزی و طراحی تولید میکند: ۱) ابزار جمعآوری و ارزیابی دادههای تقاضای سفر برای سنجش دسترسپذیری، ۲) ابزار نقشهبرداری دسترسپذیری مبتنی بر آسایش، ۳) ابزار مسیریابی ویژه افراد دارای آسیب بینایی و محدودیت حرکتی، ۴) نخستین ابزار دیجیتال برای انجام ممیزی دسترسپذیری در ساختمانها و فضاهای عمومی، و ۵) راهنمای طراحی فراگیر برای محیط ساختهشده. همچنین فناوریهای کمکی پیشرفتهای نیز توسعه مییابد: کیوسکهای سیار ویلچرهای برقی اشتراکی با پنلهای خورشیدی، دستگاههای دسترسی به ساحل، و فناوریهای کمکی ناوبری داخلی و خارجی.
نکته مهم درباره InclusiveSpaces آن است که خروجیهای پروژه «به سیاستها و توصیههای عملی ترجمه خواهد شد». این وعدهای کلیدی است: هدف، تنها ساختن چند فضای نمونه نیست، که تغییر چارچوبهای سیاستی کلان است تا طراحی مشارکتی به رویه غالب در برنامهریزی شهری اروپا بدل شود.

۲-۲. نپال: ۵۰۰ شهروند، هشت شهر، یک انقلاب خاموش
در هشت شهرداری نپال، پروژه «شهرها برای زنان» (Cities 4 Women) با حمایت اتحادیه اروپا و فنلاند، نشان داد که طراحی مشارکتی حتی در کشورهای کمدرآمد نیز ممکن و اثربخش است. بیش از ۵۰۰ نفر از ساکنان — که حدود ۶۰ درصد آنان را زنان تشکیل میدادند — در کارگاههای طراحی مشارکتی شرکت کردند. این کارگاهها شامل «نقشهبرداری جامعهمحور با لنز جنسیتی»، «ممیزیهای ایمنی»، و «پیادهرویهای شهری» بود. شرکتکنندگان مسائل بحرانی را حول محور «شمولیت، ایمنی، دیدهشدن و دسترسپذیری» شناسایی کردند.
نتیجه این فرایند، هشت فضای عمومی آزمایشی بود — از پارکهای محلهای گرفته تا میدانهای بازار — که با مشارکت مستقیم شهرداریها طراحی و اجرا شدند. مین بی. نپالی، یکی از افراد دارای معلولیت شرکتکننده، گفت: «این نخستین بار بود که من در برنامهریزی فضاهای عمومی مشارکت داده میشدم». معاون شهردار تانسن نیز اذعان کرد که رویکرد مشارکتی «تضمین کرد که صداها و نیازهای منحصربهفرد جوامع بهحاشیهراندهشده نه فقط شنیده، که بهطور معناداری در طراحی ادغام شود».
۲-۳. گرونینگن، هلند: وقتی افراد دارای معلولیت «همپژوهش» میشوند
در شهر گرونینگن هلند، دانشگاه گرونینگن با همکاری مرکز مراقبتی ‘s Heeren Loo، پروژهای را اجرا کرد که در آن افراد دارای معلولیت نه فقط «موضوع پژوهش»، که «همپژوهش» (Co-researchers) بودند. هدف پروژه، توسعه و آزمون روشی برای مشارکت افراد دارای معلولیت در نقشهبرداری دسترسپذیری و شمولیت در فضاهای مختلف شهر بود.
نوآوری این پروژه در آن بود که به جای پرسشنامههای خشک و مصاحبههای رسمی، از روشهای کیفی و خلاقانه استفاده شد: پیادهرویهای همراه (Go-along Walks) که در آن پژوهشگر و همپژوهش دارای معلولیت با هم در شهر قدم میزدند و موانع و فرصتها را شناسایی میکردند، عکاسی مشارکتی (Photovoice) که در آن افراد با دوربین از فضاهایی که برایشان مسئلهساز بود عکس میگرفتند، و کارگاههای نقشهبرداری جمعی. این روشها نهتنها دادههای غنیتری تولید کردند، که خودِ فرایند پژوهش را به تجربهای توانمندساز برای شرکتکنندگان بدل ساختند.
۲-۴. میسورو، هند: تقاطع خیابان به روایت شهروندان
در ژانویه ۲۰۲۶، کارگاهی در شهر میسوروی هند برگزار شد که ساکنان محلی، نهادها، دستفروشان، گروههای حقوق افراد دارای معلولیت، و مراقبان را برای طراحی فراگیر یک تقاطع شلوغ شهری گرد هم آورد. این کارگاه که توسط صلح سبز هند با مشارکت دانشکده معماری میسورو برگزار شد، نمونهای از این اصل است که «طراحی مشارکتی به ساختن فرهنگ شهر کمک میکند و به معماران آینده میآموزد که اول گوش کنند».
آنچه این نمونه را متمایز میکند، توالی وارونه فرایند است: به جای آنکه مهندسان ترافیک طرحی بکشند و سپس از شهروندان نظر بخواهند، نخست یک «ممیزی دسترسپذیری جامعهمحور» توسط دانشجویان معماری و با همراهی افراد دارای معلولیت و مراقبان انجام شد، سپس دانشجویان بر اساس این یافتهها پیشنویس طراحی را آماده کردند، و در نهایت طرح در کارگاهی با حضور تمام ذینفعان بازبینی و تقویت شد. پوشپا، مادر کودکی دارای معلولیت، گفت: «این فقط درباره جادهها و خطوط عابر نیست — این درباره ایمنی و کرامت فرزندان ماست. این فرایند باعث شد احساس کنیم شنیده میشویم».
۳. وقتی برچسب، جایگزین تغییر میشود: آسیبشناسی طراحی مشارکتی
تا اینجا روایت کردیم که طراحی مشارکتی چه ظرفیتهایی دارد. اما تصویر کامل نیست اگر از نیمه تاریک آن سخن نگوییم. منتقدان هشدار میدهند که طراحی مشارکتی در معرض خطر «توکنیسم» (Tokenism) قرار دارد: دعوت از افراد دارای معلولیت برای «حضور» در فرایند، بدون آنکه «قدرت» تصمیمگیری واقعی به آنها تفویض شود. مقالهای در نشریه Research Involvement and Engagement (۲۰۲۶) با صراحت اعلام میکند که «افزایش محبوبیت طراحی مشارکتی در پژوهشهای معلولیت، چالشهایی آفریده است. تعاریف ناسازگار، رویههای ناهمسو، و گزارشدهی ناکافی، هم دقت روش را تضعیف کرده و هم پتانسیل آن برای ایجاد پیامدهای معنادار را».
مشکل از کجاست؟ پتر گریگوری، در تحلیلی برای سنای استرالیا، پنج عنصر اصلی طراحی مشارکتی اصیل را برمیشمرد: «قدرت مشترک، دسترسپذیری، شمول، شفافیت و تصمیمگیری تکرارشونده».
او هشدار میدهد که «درهمآمیختن مشاوره با طراحی مشارکتی، خطر توکنایز کردن صدای افراد دارای معلولیت را دارد، در حالی که اختیار تصمیمگیری همچنان در دست سیاستگذاران و نهادهای بروکراتیک باقی میماند». به بیان ساده، اگر افراد دارای معلولیت پشت میز نشستهاند اما قلم تصمیمگیری در دست دیگری است، آنچه رخ میدهد طراحی مشارکتی نیست — «مشاوره تزئینی» است.
نمونه عینی این خطر را میتوان در سوئد دید. همان مطالعهای که پیشتر اشاره شد، نشان داد که مقامات شهری بر «مشاوره» متمرکز بودند، در حالی که سازمانهای معلولان «مشارکت» میخواستند. شکاف میان این دو سبک مشارکت، به «سوءتفاهم درباره همکاری، مشروعیت شرکتکنندگان، و فرصتهای تأثیرگذاری» انجامید. در عمل، معلولان به جلسات دعوت میشدند، نظرشان پرسیده میشد، اما در نهایت طرح همان بود که مهندسان و معماران از ابتدا در ذهن داشتند.
اما ریشه این شکست کجاست؟ برای پاسخ باید به مفهوم «قدرت» بازگردیم. طراحی مشارکتی اصیل، ذاتاً یک عمل سیاسی است: قدرت را از «متخصصان» به «کاربران» منتقل میکند. و دقیقاً به همین دلیل، با مقاومت ساختاری روبهرو میشود. نهادهایی که دههها به شیوه «بالا به پایین» کار کردهاند، به سادگی حاضر نیستند کنترل را از دست بدهند. زبان «طراحی مشارکتی» را به کار میبرند، اما ساختارهای قدرت را دستنخورده باقی میگذارند.
بررسی دیگری از شش شهر در کشورهای کمدرآمد و متوسط (اولانباتور، واراناسی، سولو، نایروبی، فریتاون، مدلین) نشان داد که حتی با وجود قوانین و سیاستهای هماهنگ با کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت، «واقعیت میدانی بسیار دور از فراگیری بود». دلایل متعدد بود: «عدم مشارکت افراد دارای معلولیت و سازمانهایشان به عنوان شریک در فرایند برنامهریزی شهری»، «فقدان برنامه عملیاتی با بودجه اختصاصی»، «نبود پاسخگویی فرابخشی» و «عدم استفاده از تدارکات عمومی برای شتاببخشی به دسترسپذیری». این فهرست، نقشه راهی است برای درک اینکه چرا طراحی مشارکتی در بسیاری از نقاط جهان، از شعار فراتر نمیرود.

۴. زیرساخت نرم، پیششرط تحول سخت: چهار اصل برای مشارکت اصیل
بر اساس درسهای برآمده از تجربههای موفق و نیز شکستهای آموزنده، میتوان چهار اصل را برای طراحی مشارکتی اصیل در بستر معلولیت تدوین کرد:
اصل یکم: زبان مشترک و شفافیت مفهومی.
بدون تعریف روشن، «طراحی مشارکتی» به واژهای تهی بدل میشود. پژوهش ۲۰۲۶ چهار توصیه فوری برای حفظ یکپارچگی این روش ارائه میدهد: «۱. ایجاد زبانی مشترک که سطوح مشارکت را متمایز کند، پیشفرضهای معرفتشناختی را روشن سازد، و ارزشهای زیربنایی را بیان کند؛ ۲. ظرفیتسازی برای پژوهشگران و افراد دارای تجربه زیسته معلولیت؛ ۳. تدوین چارچوبی اختصاصی برای گزارشدهی طراحی مشارکتی برای شفافسازی فرایندهای رابطهای، رویهای و تصمیمگیری؛ ۴. الزام گزارشدهی بهتر توسط تأمینکنندگان مالی، سردبیران نشریات و نهادها».
اصل دوم: شخصیسازی و اعتمادسازی تدریجی.
مقاله «از توکنیسم تا تحول» (۲۰۲۶) چهار اصل رابطهمحور برای طراحی مشارکتی اصیل با کودکان و نوجوانان دارای معلولیت پیشنهاد میدهد که قابل تعمیم به سایر گروهها نیز هست: ۱) شخصیسازی: ساختن اعتماد و ایمنی در طول زمان؛ ۲) کلنگری: جایدادن طراحی مشارکتی در سراسر چرخه عمر پروژه، نه فقط در یک مرحله؛ ۳) بازتابندگی: توجه به اشتراکگذاری قدرت؛ و ۴) شمولیت: اولویتبخشی به دسترسپذیری و تنوع.
اصل سوم: دسترسپذیری در خودِ فرایند مشارکت.
طراحی مشارکتی بدون فرایند مشارکتی دسترسپذیر، یک تناقض است. دعوت از افراد دارای معلولیت به کارگاهی که در ساختمانی بدون رمپ برگزار میشود، یا ارائه اسناد به فرمتهای غیرقابل خواندن برای نابینایان، خودْ نوعی خشونت نمادین است. پروژه InclusiveSpaces از این جهت الگوست که «مفاهیم طراحی مشارکتی دسترسپذیر» را نه به عنوان یک افزونه، که به عنوان هسته اصلی کار خود تعریف کرده است.

اصل چهارم: تعبیه مکانیسمهای پاسخگویی.
تجربه شش شهر در کشورهای کمدرآمد نشان داد که یکی از موانع اصلی، «نبود پاسخگویی فرابخشی» است. هر نهادی کار خود را میکند و هیچکس مسئولیت نهایی را در برابر افراد دارای معلولیت بر عهده نمیگیرد. راهحل، ایجاد سازوکارهای مشخص برای پاسخگویی است: از شوراهای مشورتی دائمی افراد دارای معلولیت گرفته تا الزام قانونی به انتشار گزارشهای سالانه درباره پیشرفت دسترسپذیری.
۵. جمعبندی
پرسش آغازین این مقاله چنین بود: آیا طراحی مشارکتی واقعاً «قدرت» را از معماران به کاربران منتقل میکند، یا صرفاً «برچسبی دموکراتیک» است؟ پاسخ، بسته به زمینه، میتواند «هر دو» باشد.
شواهد نشان میدهد که طراحی مشارکتی، وقتی با تعهد واقعی به اشتراکگذاری قدرت همراه باشد، میتواند شهرها را از اساس دگرگون کند: از نپال که ۵۰۰ شهروند برای نخستین بار در برنامهریزی شهری سهیم شدند، تا میسورو که مادری گفت «احساس کردیم شنیده میشویم».
اما همین شواهد هشدار میدهند که طراحی مشارکتی بدون مراقبت مداوم، به راحتی به «توکنیسم» میلغزد: به دعوت از افراد برای «حضور» بدون «قدرت»، به «مشاوره» بدون «مشارکت»، به «شنیدن» بدون «عمل».
راه برونرفت، نه کنار گذاشتن طراحی مشارکتی، که اصیلتر کردن آن است: طراحی فرایندهایی که در آن قدرت واقعاً تقسیم میشود، دسترسپذیری در متن فرایند نهادینه میگردد، و پاسخگویی نهادی تضمین میشود. تا آن زمان، شهرهای ما همچنان داستان یک غیبت را روایت خواهند کرد — غیبت کسانی که بیش از همه به فضای عمومی نیاز دارند، و کمترین سهم را در شکلدهی به آن داشتهاند.
منابع
انگلیسی:
CORDIS. (2025). INCLUSIVESPACES: Designs, Tools & Frameworks for Creating an Accessible & Inclusive Built Environment for All, for Now & for the Future. European Commissionhttps://cordis.europa.eu/project/id/101147881[reference:30]
· Müller, L., & Hedvall, P.-O. (2024). Between consultation and partnership: participation styles in Swedish urban revitalization processes involving disabled people. Journal of Urban Design, 29(3), 347-363.
Cities Alliance. (2025). Co-Creating Inclusive Public Spaces in Nepal’s Cities. https://www.citiesalliance.org/newsroom/news/results/co-creating-inclusive-public-spaces-nepals-cities[reference:32]
van Hoven, B., Fisher, M., & Munuera Garcia, J. (2024). Mapping the inclusive city: Engaging people with disabilities as co-researchers in Groningen (the Netherlands). Community Development, 55(6), 842-857.
The Hindu. (2026, January 21). Stakeholders come up with ‘inclusive and accessible’ design for Bogadi Road junction in Mysuru.
Benda, N., Clarke, R., & Barlott, T. (2026). Beyond a buzzword: the need for shared language, education, and enhanced reporting of disability inclusive co-design research. Research Involvement and Engagement, 12, 11.
Lipton, B., et al. (2026). From Tokenism to Transformation: Relational Guiding Principles for Genuine Co-Design with Young People with Disability Through a Critical Disability Lens. Youth, 6(2), 57.
Gregory, P. (2025). Thinking About Co-Design. Submission to the Senate Joint Standing Committee, Parliament of Australia.
AT2030 Programme. (2025). Global Insight Local Action. Global Disability Innovation Hub.
Huskinson, M., Bernabeu-Bautista, Á., Campagna, M., & Serrano-Estrada, L. (2025). Co-Designing Accessible Urban Public Spaces Through Geodesign: A Case Study of Alicante, Spain. Land, 14(10), 2072.
Archpaper. (2025). The Neurodiverse City: Inclusive public space design pilots in Lower Manhattan.
فارسی:
اصل فلاح، م. و همکاران. (۱۳۹۸). نیازشناسی طراحی برای افراد توانیاب جسمی و حرکتی با رویکرد طراحی مشارکتی. نشریه هنرهای زیبا: معماری و شهرسازی، ۲۴(۳).
قانون جامع حمایت از حقوق معلولان. (۱۳۹۶). مجلس شورای اسلامی ایران.