توانبخشی مبتنی بر جامعه, محتوای مرتبط با توانبخشی مبتنی بر جامعه, مقالات-یادداشتها

اخلاق در تسهیلگری: مرزها، قدرت و رازداری

مددجویی که از نظر مالی در تنگناست، رو به شما می‌کند و می‌گوید: «می‌شود ۵۰۰ هزار تومان به من قرض بدهی؟» این درخواست، شما را در یک دوراهی قرار می‌دهد. دادن پول نقد، مشکل امروز را حل می‌کند. صورت مسئله پاک می‌شود. اما این کار چه پیام نانوشته‌ای به مددجو می‌دهد؟ «تو خودت نمی‌توانی. من باید تو را نجات دهم. راه حل، من هستم، نه تو.» این کار، رابطه را از «توانمندسازی» به «وابستگی» تغییر می‌دهد. مددجو دفعهٔ بعد، به جای اینکه به این فکر کند که چطور می‌تواند مشکلش را حل کند، دوباره به شما رو می‌آورد. و دفعهٔ بعد. و دفعهٔ بعد. راه اخلاقی‌تر این است که به جای «ماهی دادن»، «ماهیگیری» یاد دهید. این به معنای «نه گفتن» خشک و بی‌روح نیست. می‌توانید بگویید: «من نمی‌توانم به شما پول نقد بدهم، چون این کار درستی در رابطهٔ ما نیست. اما می‌توانم کمکتان کنم که با کمیته امداد تماس بگیرید و برای مستمری ثبت‌نام کنید. می‌توانم به شما یاد بدهم که چطور یک کار کوچک خانگی راه بیندازید. می‌توانم شما را به خیّری معرفی کنم که در تأمین وسیلهٔ کمکی کمک می‌کند، نه پول نقد.» این پاسخ، شاید در کوتاه‌مدت دل مددجو را بشکند، اما در بلندمدت، کرامت و عاملیت او را حفظ می‌کند.
ادامه مطلب