چکیده

نیازسنجی، سنگ بنای فرایند توانبخشی است. بدون درکی دقیق و چندوجهی از نیازهای فرد، طراحی مداخلات، تخصیص منابع و ارزیابی پیامدها با کاستی‌های جدی همراه خواهد بود. مقاله حاضر با نگاهی علمی و روان، سه نوع اصلی نیازسنجی در توانبخشی را معرفی و تحلیل می‌کند: نیازهای مشاهده‌شده (که توسط اطرافیان، مراقبان غیررسمی یا متخصصان از طریق مشاهده رفتار و شرایط فرد شناسایی می‌شوند)، نیازهای ابرازشده (خواسته‌ها و اولویت‌هایی که خود فرد به زبان می‌آورد)، و نیازهای کارشناسی (که حاصل تحلیل تخصصی و تلفیق داده‌ها با شواهد علمی است). تأکید ویژه این مقاله بر آن است که مشاهده، لزوماً ابزاری تخصصی نیست؛ خانواده، پرستار در منزل، یا همسایه نیز می‌توانند نیازهایی را مشاهده کنند که فرد قادر یا مایل به بیان آن‌ها نیست. در این مقاله، ضمن تشریح دقیق هر یک از انواع نیازسنجی، مثال‌هایی ملموس ارائه شده و در نهایت، الگویی برای تلفیق این سه منظر در برنامه‌ریزی جامع توانبخشی پیشنهاد می‌گردد.

۱. مقدمه

توانبخشی، سفری است با مقصد استقلال و کیفیت زندگی، اما نخستین گام در این سفر، پاسخ به پرسشی به‌ظاهر ساده و در عمل پیچیده است: «این فرد واقعاً به چه چیزی نیاز دارد؟» نیاز، مفهومی ایستا نیست. از زاویه دید فرد ناتوان، خانواده‌اش، درمانگرش، یا حتی همسایه‌ای که هر روز او را می‌بیند، چهره‌های گوناگونی به خود می‌گیرد. برادشاو در طبقه‌بندی تأثیرگذار خود از نیاز اجتماعی، میان نیاز هنجاری (آنچه متخصص تعریف می‌کند)، نیاز احساس‌شده (آنچه فرد آرزو می‌کند)، نیاز ابرازشده (آنچه به مرحله تقاضا می‌رسد) و نیاز تطبیقی تمایز قائل شد. در بستر توانبخشی، این الگو ما را به سه محور اصلی رهنمون می‌شود: نیازهای مشاهده‌شده، نیازهای ابرازشده و نیازهای کارشناسی.

نکته‌ای که اغلب نادیده گرفته می‌شود آن است که «مشاهده» به هیچ‌روی در انحصار متخصصان نیست. مادری که متوجه می‌شود فرزندش دیگر قادر به بستن دکمه‌های پیراهنش نیست، همسایه‌ای که می‌بیند پیرمرد دیروز برای اولین بار نتوانست به‌تنهایی از پله‌های ورودی ساختمان بالا برود، یا پرستار خانگی‌ای که طی هفته‌ها کاهش تدریجی اشتهای بیمار را ثبت می‌کند، همگی در حال «نیازسنجی مشاهده‌ای» هستند. مشاهدات این افراد، اگرچه ممکن است فاقد چارچوب نظری و استانداردهای بالینی باشد، اما اغلب نخستین زنگ خطر را به صدا درمی‌آورند و گنجینه‌ای از اطلاعات بوم‌شناختی را درباره عملکرد واقعی فرد در محیط طبیعی‌اش فراهم می‌کنند.

شکاف میان نیازهای مشاهده‌شده (چه توسط متخصص و چه غیرمتخصص)، نیازهای ابرازشده و نیازهای کارشناسی، بستر بالقوه‌ای برای تعارض، نارضایتی و شکست برنامه درمانی است. بنابراین، یک نیازسنجی جامع، باید آگاهانه هر سه صدا را طلب کند و آن‌ها را در یک برنامه واحد هماهنگ سازد.

۲. نیازهای مشاهده‌شده (Observed Needs)

۲-۱. تعریف و مفهوم

نیازهای مشاهده‌شده، شکاف‌ها، کمبودها یا مشکلات عملکردی هستند که از طریق مشاهده مستقیم رفتار، فعالیت‌ها و شرایط زندگی فرد توسط یک ناظر – اعم از متخصص یا غیرمتخصص – شناسایی می‌شوند. وجه تمایز کلیدی این نیازها، منبع شناسایی آن‌هاست: «چشم بیرونی»، نه «صدای درونی» فرد. آنچه مشاهده می‌شود ممکن است برای خود فرد بدیهی، پنهان، یا حتی انکارشده باشد. برای نمونه، بیماری که به تدریج با ضعف پیش‌رونده سازگار شده، ممکن است محدودیت‌هایش را «طبیعی» بپندارد و هرگز به زبان نیاورد، اما همسرش به‌روشنی می‌بیند که او دیگر قادر به باز کردن درب شیشه مربا نیست.

۲-۲. سطوح مشاهده: از نگاه غیرتخصصی تا ارزیابی حرفه‌ای

نیازسنجی مشاهده‌ای را می‌توان بر اساس منبع مشاهده در دو سطح گسترده دسته‌بندی کرد:

الف) مشاهده غیرتخصصی (Lay Observation):

این نوع مشاهده توسط اعضای خانواده، دوستان، همسایگان، مراقبان غیررسمی، یا خود بیمار (از طریق خودمشاهده‌گری) انجام می‌شود. ویژگی‌های آن عبارت‌اند از:

زمینه غنی و طبیعی: در بستر زندگی واقعی فرد رخ می‌دهد، نه در محیط بالینی کنترل‌شده.

تداوم زمانی: برخلاف ارزیابی‌های مقطعی متخصص، این مشاهده مستمر است و می‌تواند نوسانات روزانه، هفتگی یا فصلی را ثبت کند.

بار عاطفی و رابطه‌ای: مشاهده‌گر صرفاً یک ثبت‌کننده نیست، بلکه رابطه عاطفی با فرد دارد و مشاهداتش با نگرانی، ترحم یا حتی خستگی آمیخته است.

فقدان چارچوب استاندارد: این مشاهدات معمولاً غیرساختاریافته و مبتنی بر درک شهودی از «طبیعی بودن» است و ممکن است دچار سوگیری، بزرگ‌نمایی یا کوچک‌نمایی شوند.

رای مثال، دختر خانم محمدی (بیمار MS) مشاهده می‌کند که مادرش دیگر مانند قبل خانه را جارو نمی‌کند، اما این مشاهده را به حساب «تنبلی» یا «حواس‌پرتی» می‌گذارد، نه خستگی پاتولوژیک. یا همسایه آقای رضایی می‌بیند که او چند روز است برای خرید نان بیرون نیامده و این را نشانه‌ای از «افسردگی» تفسیر می‌کند، درحالی‌که علت واقعی، ترس از افتادن در مسیر ناهموار پیاده‌رو است.

ب) مشاهده تخصصی (Professional Observation):

این نوع مشاهده توسط اعضای تیم توانبخشی (پزشک، فیزیوتراپیست، کاردرمانگر، پرستار توانبخشی و…) و با استفاده از ابزارهای استاندارد، چک‌لیست‌ها و پروتکل‌های ارزیابی انجام می‌شود. ویژگی‌های آن عبارت‌اند از:

ساختاریافتگی: بر اساس چارچوب‌های نظری (مانند ICF) و ابزارهای روا و پایا.

عینیت نسبی: تلاش برای کاهش سوگیری از طریق معیارهای عملیاتی.

قابلیت مقایسه: نمرات می‌توانند در طول زمان یا میان بیماران مختلف مقایسه شوند.

جهت‌گیری تشخیصی و پیش‌آگهی: مشاهده متخصص، تنها به توصیف اکتفا نمی‌کند، بلکه در جستجوی علل و پیش‌بینی پیامدهاست.

ابزارهای متداول شامل مقیاس‌های عملکردی (مانند شاخص بارتل، FIM، TUG)، ارزیابی محیط منزل (Home Visit)، تحلیل gait و مشاهده بالینی ساختاریافته است.

۲-۳. اهمیت بالینی و چالش‌ها

ارزش بی‌بدیل نیازسنجی مشاهده‌ای – چه تخصصی و چه غیرتخصصی – در آشکارسازی نیازهایی است که ممکن است از طریق مصاحبه با بیمار هرگز به سطح نیایند. بیمار ممکن است به دلیل ترس از «برچسب ناتوانی»، افسردگی، اختلال شناختی، یا صرفاً عادت به محدودیت‌های تدریجی، نیازهایش را پنهان کند یا حتی از آن‌ها آگاه نباشد. مشاهده، این لایه‌های پنهان را آشکار می‌سازد.

با این حال، چالش‌های مهمی نیز وجود دارد:

مشاهدات غیرتخصصی ممکن است با تفسیرهای نادرست همراه باشند و باید با دقت از سوی تیم درمان تفسیر و راستی‌آزمایی شوند.

· مشاهده تخصصی، اگر به‌تنهایی به‌کار رود و با نیازهای ابرازشده بیمار تلفیق نشود، می‌تواند به مداخلاتی منجر شود که بیمار در آن‌ها احساس مالکیت نمی‌کند.

۲-۴. مثال بالینی: آقای رضایی، ۶۸ ساله، سکته مغزی

آقای رضایی به دنبال سکته مغزی ایسکمیک با همی‌پارزی خفیف سمت چپ، از بیمارستان ترخیص شده و با همسرش زندگی می‌کند. در ویزیت سرپایی، خود او می‌گوید: «حالم خوبه، مشکلی ندارم، فقط یه کم دست چپم ضعیفه.»

اما سه مشاهده‌گر، سه نیاز متفاوت را ثبت می‌کنند:

همسرش (مشاهده غیرتخصصی): به درمانگر می‌گوید: «دکتر، شما نمی‌دونید. شب‌ها می‌بینم برای رفتن به دستشویی، به دیوار می‌چسبه و راه می‌ره. یه بار هم افتاد ولی به من نگفت. من می‌ترسم تنها بذارمش.»

فیزیوتراپیست (مشاهده تخصصی): در ارزیابی با آزمون TUG، زمان ۲۶ ثانیه ثبت می‌شود (خطر سقوط بالا). تحلیل gait نشان می‌دهد که آقای رضایی در فاز stance پای چپ، کاهش تحمل وزن و lateral trunk lean جبرانی دارد.

کاردرمانگر (مشاهده تخصصی): در بازدید از منزل، مشاهده می‌کند که مسیر تخت تا دستشویی با فرش‌های لغزنده پوشیده شده، ارتفاع توالت پایین است، و هیچ میله کمکی در حمام نصب نشده.

در اینجا، نیازهای مشاهده‌شده عبارت‌اند از: خطر بالای سقوط شبانه، اختلال تعادل دینامیک، و محیط ناایمن منزل. هیچ‌یک از این نیازها توسط خود آقای رضایی ابراز نشده بود. نکته کلیدی این است که مشاهده همسر (غیرمتخصص) نخستین سرنخی بود که تیم را به بررسی دقیق‌تر هدایت کرد.

۳. نیازهای ابرازشده (Expressed Needs)

۳-۱. تعریف و مفهوم

نیازهای ابرازشده، خواسته‌ها، اولویت‌ها، نگرانی‌ها، ترس‌ها و اهدافی هستند که توسط خود فرد (و گاه مراقبان نزدیک وی به نمایندگی از او) به‌طور مستقیم و آگاهانه بیان می‌شوند. این نیازها، «احساس نیاز» هستند که از صافی خودآگاهی فرد گذشته و به مرحله تقاضا رسیده‌اند. آنچه نیاز ابرازشده را از یک نیاز صرفاً احساس‌شده متمایز می‌کند، ابراز آن در یک بستر ارتباطی است. ممکن است فرد دردی را تحمل کند (نیاز احساس‌شده) اما تا زمانی که از پزشک تقاضای مسکن نکند، نیاز ابرازشده محسوب نمی‌شود.

۳-۲. روش‌های ارزیابی

نیازهای ابرازشده عمدتاً از طریق ارتباط درمانی استخراج می‌شوند. ابزارهای کلیدی عبارت‌اند از:

مقیاس دستیابی به هدف (Goal Attainment Scaling; GAS): بیمار و درمانگر اهداف را مشترکاً تعریف، وزن‌دهی و مقیاس‌بندی می‌کنند.

ابزار سنجش عملکرد شغلی کانادایی (COPM): بیمار حوزه‌های مشکل‌دار را در حیطه‌های خودمراقبتی، بهره‌وری و اوقات فراغت شناسایی و اولویت‌بندی می‌کند.

مصاحبه انگیزشی: کاوش در ارزش‌ها و انگیزه‌های بیمار برای آشکارسازی نیازهای عمیق‌تر.

پرسشنامه‌های پیامد گزارش‌شده توسط بیمار (PROMs): مانند پرسشنامه DASH برای عملکرد اندام فوقانی.

۳-۳. مزایا و محدودیت‌ها

توجه به نیازهای ابرازشده، جوهره مراقبت بیمارمحور است. مشارکت فعال بیمار، انگیزه، پایبندی به درمان و رضایت را افزایش می‌دهد. با این حال، محدودیت‌های مهمی نیز وجود دارد: اولاً، ابراز نیاز مستلزم بینش، توانایی شناختی و مهارت ارتباطی است. بیمار دچار آفازی، دمانس، یا افسردگی شدید، ممکن است قادر به بیان نیازهایش نباشد. ثانیاً، نیازهای ابرازشده ممکن است غیرواقع‌بینانه (مانند درخواست راه رفتن مستقل در ضایعه نخاعی کامل) یا برعکس، بسیار حداقلی (به دلیل ناامیدی) باشند. ثالثاً، گاه آنچه ابراز می‌شود، نیاز واقعی نیست، بلکه انعکاسی از فشار خانواده، باورهای غلط یا ترس از آینده است.

۳-۴. مثال بالینی: خانم محمدی، ۴۲ ساله، مولتیپل اسکلروزیس (MS)

خانم محمدی با MS عودکننده-فروکش‌کننده، برای ارزیابی به کلینیک توانبخشی ارجاع شده است. وقتی کاردرمانگر از او می‌پرسد: «بزرگ‌ترین مشکلی که دوست داری حل بشه چیه؟»، او پاسخ می‌دهد: «دیگه نمی‌تونم برای بچه‌هام آشپزی کنم. دستم زود خسته می‌شه و همه چیز از دستم می‌افته. مهم‌ترین چیز برای من اینه که بتونم یه غذای ساده رو خودم درست کنم.» همچنین، با اندکی مکث اضافه می‌کند: «راستش از عصا استفاده نمی‌کنم، با اینکه دکترم گفت. نمی‌خوام بچه‌هام ببینن مادرشون مریض شده.»

نیازهای ابرازشده خانم محمدی عبارت‌اند از: (۱) توانایی پخت‌وپز مستقل و (۲) حفظ تصویر سالم در نقش مادری و عدم استفاده از وسایل کمکی در حضور خانواده. توجه به این نیازها، برنامه توانبخشی را به‌طور بنیادین شکل می‌دهد: به‌جای تمرینات کلی اندام فوقانی، تمرینات شبیه‌سازی‌شده آشپزی (بریدن سبزیجات، هم زدن قابلمه) طراحی می‌شود؛ و به‌جای اصرار بر استفاده از عصا، تکنیک‌های ذخیره انرژی و استفاده از وسایل کمکی «نامرئی» (مانند بریس مچ) آموزش داده می‌شود و مشاوره روان‌شناختی برای تطابق با بیماری و مدیریت تصویر اجتماعی ارائه می‌گردد.

۴. نیازهای کارشناسی (Professional/Normative Needs)

۴-۱. تعریف و مفهوم

نیازهای کارشناسی، محصول تحلیل و ترکیب داده‌های خام (اعم از مشاهدات تخصصی و غیرتخصصی، و نیازهای ابرازشده) در پرتو دانش نظری، تجربه بالینی و شواهد علمی هستند. این نیازها، «تشخیص نیاز» توسط یک ذهن آموزش‌دیده است. متخصص توانبخشی، نه‌تنها شکاف میان وضعیت فعلی و وضعیت مطلوب (بر اساس هنجارهای زیستی-روانی-اجتماعی) را شناسایی می‌کند، بلکه روابط علت و معلولی را درک کرده، خطرات پنهان و آینده را پیش‌بینی می‌کند و توالی منطقی مداخلات را تعیین می‌نماید.

برای مثال، مشاهده (چه توسط همسر بیمار و چه فیزیوتراپیست) نشان می‌دهد که آقای رضایی هنگام راه رفتن تلوتلو می‌خورد. نیاز کارشناسی اما فراتر از «رفع تلوتلو» است: «پیشگیری از سقوط و شکستگی لگن از طریق بهبود تعادل دینامیک، اصلاح الگوی gait، و تطبیق محیطی، با توجه به کاهش تراکم استخوان احتمالی در مرد ۶۸ ساله.»

۴-۲. فرایند تدوین نیازهای کارشناسی

1. تلفیق داده‌ها: جمع‌بندی یافته‌های حاصل از مشاهده (تخصصی و غیرتخصصی)، مصاحبه با بیمار و خانواده، و ارزیابی‌های پاراکلینیک.

2. تحلیل شکاف: مقایسه وضعیت فعلی با استانداردهای عملکردی مورد انتظار و متناسب با سن، جنس، پیش‌آگهی بیماری و بستر فرهنگی.

3. اولویت‌بندی بر اساس خطر و پیش‌نیاز: تشخیص نیازهایی که عدم مداخله فوری در آن‌ها پیامدهای جبران‌ناپذیر دارد (مانند خطر زخم فشاری)، و نیز نیازهایی که پیش‌نیاز سایر مداخلات هستند (کسب تعادل نشسته، پیش‌نیاز ایستادن است).

4. ارجاع به شواهد و راهنماهای بالینی: تطبیق یافته‌ها با بهترین شواهد علمی موجود و پروتکل‌های استاندارد.

5. پیش‌بینی و پیش‌گیری: نیازهایی که هنوز بروز نکرده‌اند اما با توجه به سیر بیماری قابل پیش‌بینی هستند (مانند خطر دررفتگی شانه در همی‌پلژی).

۴-۳. مزایا و محدودیت‌ها

نیازسنجی کارشناسی، عمق، دقت و نگاه آینده‌نگرانه دارد و می‌تواند نیازهای حیاتی‌ای را که از چشم بیمار و خانواده پنهان است (مانند دیسفاژی خاموش و خطر آسپیراسیون) آشکار کند. با این حال، بزرگ‌ترین خطر آن، «قیم‌مآبی حرفه‌ای» است: اینکه متخصص، بر مبنای «بهتر می‌دانم»، نیازهای خود را به بیمار تحمیل کند و اولویت‌های ابرازشده را بی‌اهمیت بشمارد. نیاز کارشناسی بدون نیاز ابرازشده، طرحی بی‌روح و برنامه‌ای با احتمال شکست بالا خواهد بود.

۴-۴. مثال بالینی: آقای کریمی، ۵۵ ساله، ضایعه نخاعی ناکامل

آقای کریمی به دنبال تصادف، دچار ضایعه نخاعی سطح T10 با درجه C (آسیب ناکامل) شده است.

مشاهدات غیرتخصصی (همسر): «از وقتی برگشته خونه، فقط توی تخته. یه بارم زیرش زخم شد. خودش هیچی نمی‌گه، فقط می‌گه می‌خوام راه برم.»

مشاهدات تخصصی (تیم توانبخشی): پاراپلژی با قدرت ۲/۵ در proximal و ۱/۵ در distal اندام تحتانی. اختلال کنترل مثانه و روده. زخم فشاری درجه ۱ روی ساکروم. نمره AIS در طبقه‌بندی ASIA.

نیاز ابرازشده (آقای کریمی): «فقط می‌خوام دوباره راه برم. بقیه چیزا برام مهم نیست.»

نیازهای کارشناسی که تیم توانبخشی تدوین می‌کند، تصویری چندلایه و مرحله‌بندی‌شده است:

نیاز فوری و حیاتی: پیشگیری از پیشرفت زخم فشاری (آموزش جابه‌جایی وزن هر ۱۵ دقیقه، تشک مواج)، مدیریت مثانه نوروژنیک (آموزش کاتتریزاسیون متناوب تمیز)، و پیشگیری از ترومبوز ورید عمقی. این نیازها، اگرچه در اولویت ابرازی بیمار نیستند، عدم توجه به آن‌ها می‌تواند تهدیدکننده حیات باشد.

نیاز میان‌مدت (پیش‌نیاز راه رفتن): تقویت عضلات پروگزیمال اندام فوقانی و تنه برای جبران ضعف، حفظ دامنه حرکتی مفاصل اندام تحتانی، آموزش استفاده از ارتزهای بلند پا و واکر.

نیاز بلندمدت: تطبیق منزل، ارزیابی برای ویلچر، بازگشت به رانندگی با خودروی تطبیق‌یافته، و توان‌بخشی حرفه‌ای.

در این مثال، اگر تیم تنها به نیاز ابرازشده گوش می‌داد، از مدیریت زخم و مثانه غافل می‌ماند. اما اگر نیازهای کارشناسی را بدون گفتگو با بیمار تحمیل می‌کرد، آقای کریمی احساس می‌کرد که تیم به هدف اصلی‌اش بی‌اعتناست و همکاری نمی‌کرد. راه‌حل بهینه، تلفیق است: تیم به بیمار توضیح می‌دهد که راه رفتن، مقصد نهایی است، اما برای رسیدن به آن، ابتدا باید خطرات مسیر (زخم، عفونت) را برطرف کرد و پیش‌نیازهای جسمانی را ساخت.

۵. تلفیق سه منظر: به‌سوی برنامه جامع توانبخشی

شکاف میان آنچه مشاهده می‌شود (چه از نگاه همسر و چه درمانگر)، آنچه بیمار می‌گوید، و آنچه متخصص ضروری می‌داند، می‌تواند منشأ تعارض، سردرگمی و عدم تبعیت از درمان باشد. یک برنامه توانبخشی جامع، این شکاف را نه به‌عنوان تهدید، بلکه به‌عنوان فرصتی برای گفتگو و درک عمیق‌تر می‌نگرد. راهکارهای عملی برای تلفیق این سه منظر عبارت‌اند از:

تصمیم‌گیری مشترک (Shared Decision Making): متخصص، گزینه‌های مبتنی بر شواهد را شرح می‌دهد، بیمار اولویت‌ها و ارزش‌هایش را می‌گوید، و خانواده مشاهدات خود را به اشتراک می‌گذارد. تصمیم نهایی، محصول این گفتگوی سه‌جانبه است.

تعیین اهداف هوشمند (SMART Goals) با استفاده از GAS: اهدافی که «خاص، قابل اندازه‌گیری، دست‌یافتنی، مرتبط و زمان‌بندی‌شده» باشند، با مشارکت بیمار، خانواده و تیم تدوین می‌شوند.

بازدید منزل مشترک: حضور بیمار، خانواده و درمانگر در محیط واقعی زندگی، فرصتی بی‌نظیر برای انطباق مشاهده غیرتخصصی با مشاهده تخصصی و بحث درباره راهکارها فراهم می‌کند.

مستندسازی شفاف و قابل فهم: ارائه گزارش ارزیابی به زبان ساده به بیمار و خانواده، با توضیح اینکه «ما چه دیدیم، شما چه گفتید، و تحلیل تخصصی ما چیست»، شفافیت، اعتماد و مشارکت را افزایش می‌دهد.

۶. نتیجه‌گیری

نیازسنجی در توانبخشی، بیش از آنکه یک رویداد ارزیابی منفرد باشد، فرایندی پویا و مشارکتی است که از لحظه ورود بیمار به سیستم مراقبتی آغاز می‌شود و در طول زمان تکامل می‌یابد. مشاهده، چه از نگاه نگران همسر و چه از دریچه ابزارهای دقیق فیزیوتراپیست، پنجره‌ای به واقعیت عملکردی فرد می‌گشاید. ابراز نیاز از سوی بیمار، نقشه‌ای از ارزش‌ها، امیدها و ترس‌های او ترسیم می‌کند. و تحلیل کارشناسی، این مواد خام را با دانش علمی و تجربه بالینی می‌پروراند تا برنامه‌ای واقع‌بینانه، ایمن و معنادار شکل گیرد. همان‌گونه که در داستان‌های آقای رضایی، خانم محمدی و آقای کریمی دیدیم، نادیده گرفتن هر یک از این صداها – خواه هشدار نگران همسر، خواه خواسته قلبی بیمار، و خواه هشدار مبتنی بر شواهد متخصص – می‌تواند به قیمت شکست توانبخشی، آسیب فیزیکی، یا رنج روانی تمام شود. هنر توانبخشی، در شنیدن هم‌زمان «صدای زندگی» (مشاهده)، «صدای دل» (ابراز) و «صدای دانش» (کارشناسی) و یافتن هارمونی میان آن‌هاست.

منابع

Mahoney FI, Barthel DW. Functional evaluation: the Barthel Index. Md State Med J. 1965;14:61-65.

Katz S, Ford AB, Moskowitz RW, Jackson BA, Jaffe MW. Studies of illness in the aged. The index of ADL: A standardized measure of biological and psychosocial function. JAMA. 1963;185:914-919.

Lawton MP, Brody EM. Assessment of older people: self-maintaining and instrumental activities of daily living. Gerontologist. 1969;9(3):179-186.

Keith RA, Granger CV, Hamilton BB, Sherwin FS. The functional independence measure: a new tool for rehabilitation. Adv Clin Rehabil. 1987;1:6-18.

Karnofsky DA, Burchenal JH. The clinical evaluation of chemotherapeutic agents in cancer. In: MacLeod CM, ed. Evaluation of Chemotherapeutic Agents. Columbia University Press; 1949:191-205.

Podsiadlo D, Richardson S. The timed “Up & Go”: a test of basic functional mobility for frail elderly persons. J Am Geriatr Soc. 1991;39(2):142-148.

ATS Committee on Proficiency Standards for Clinical Pulmonary Function Laboratories. ATS statement: guidelines for the six-minute walk test. Am J Respir Crit Care Med. 2002;166(1):111-117.

Law, M., Baptiste, S., Carswell, A., McColl, M. A., Polatajko, H., & Pollock, N. (2014). Canadian Occupational Performance Measure (COPM) (5th ed.). CAOT Publications.

Elwyn, G., Frosch, D., Thomson, R., Joseph-Williams, N., Lloyd, A., Kinnersley, P., … & Barry, M. (2012). Shared decision making: a model for clinical practice. Journal of General Internal Medicine, 27(10), 1361-1367.

Gitlin, L. N., & Czaja, S. J. (2016). Behavioral intervention research: Designing, evaluating, and implementing. Springer Publishing Company.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *