نیازسنجی در توانبخشی: از مشاهده تا تدوین برنامه مراقبتی
نیازسنجی، سنگ بنای فرایند توانبخشی است. بدون درکی دقیق و چندوجهی از نیازهای فرد، طراحی مداخلات، تخصیص منابع و ارزیابی پیامدها با کاستیهای جدی همراه خواهد بود. مقاله حاضر با نگاهی علمی و روان، سه نوع اصلی نیازسنجی در توانبخشی را معرفی و تحلیل میکند: نیازهای مشاهدهشده (که توسط اطرافیان، مراقبان غیررسمی یا متخصصان از طریق مشاهده رفتار و شرایط فرد شناسایی میشوند)، نیازهای ابرازشده (خواستهها و اولویتهایی که خود فرد به زبان میآورد)، و نیازهای کارشناسی (که حاصل تحلیل تخصصی و تلفیق دادهها با شواهد علمی است). تأکید ویژه این مقاله بر آن است که مشاهده، لزوماً ابزاری تخصصی نیست؛ خانواده، پرستار در منزل، یا همسایه نیز میتوانند نیازهایی را مشاهده کنند که فرد قادر یا مایل به بیان آنها نیست. در این مقاله، ضمن تشریح دقیق هر یک از انواع نیازسنجی، مثالهایی ملموس با اسامی فارسی (آقای رضایی، خانم محمدی، آقای کریمی) ارائه شده و در نهایت، الگویی برای تلفیق این سه منظر در برنامهریزی جامع توانبخشی پیشنهاد میگردد.
کودکانی که ویلچر دارند، سمعک میزنند یا با عصا راه میروند؛ همبازیهای جدید بچهها در کارتونها
تا به حال دقت کردهاید بچهها چقدر زود با شخصیتهای کارتونی دوست میشوند؟ انگار که آن شخصیت را از همسایه دیواربهدیوارشان بهتر میشناسند، غصههایش را جدی میگیرند و شادیهایش را جشن میگیرند. حالا تصور کنید کودکی که تا به حال کسی را با ویلچر یا عصای سفید از نزدیک ندیده، ناگهان روی صفحه تلویزیون همبازیای ببیند که درست مثل خودش عاشق ماجراجویی است، فقط گاهی از عصا یا صندلی چرخدار کمک میگیرد. این همان اتفاقی است که در سالهای اخیر در دنیای انیمیشن شتاب گرفته است: سازندگان کارتونهای کودکانه بهجای آنکه معلولیت را یک ویژگی فرعی و گذرا نشان دهند، شخصیتهایی خلق کردهاند که با ویلچر مسابقه میدهند، با سمعک به حرفهای دیگران گوش میسپارند، با پروتز پیشرفته ابرقهرمان میشوند و با عصای سفید مسیرشان را پیدا میکنند. این گزارش مروری است بر مهمترین این شخصیتها در ایران و جهان، با این پرسش که آنها چطور میخواهند مفهوم «فراگیری» را از سنین کودکی در ذهن مخاطبان جا بیندازند.