زندگی در سایه فلج اطفال: روایت بازماندگان یک همهگیری فراموششده
فلج اطفال (Poliomyelitis) امروزه در ایران به بیماری فراموششدهای بدل شده و از سال ۱۳۷۶، هیچ موردی از ویروس وحشی در کشور ثبت نشده است. اما برای نسلی که پیش از ریشهکنی به این بیماری مبتلا شد، ماجرا هرگز تمام نشده است. اینان اکنون با «معلولیتهای پایدار»، «دفورمیتیهای اسکلتی»، و «سندرم پس از فلج اطفال» دستوپنجه نرم میکنند؛ چالشهایی که نظام سلامت ایران — که تمام تمرکزش بر پیشگیری و ریشهکنی بوده — کمتر به آنها پرداخته است. این مقاله، روایت زندگی این بازماندگان است؛ از لحظه ابتلا در کودکی تا دههها زندگی با بدنی که ویروس، برای همیشه تغییرش داده است.
آسیب طناب نخاعی: از تروما تا توانبخشی، از انزوا تا توانمندسازی
تصور کنید صبح یک روز عادی، پشت فرمان نشستهاید، روی داربست ایستادهاید، یا برای تفریح به استخر رفتهاید. در کسری از ثانیه، یک تصادف، یک سقوط، یا یک شیرجه ناگهانی همه چیز را تغییر میدهد. طناب نخاعی شما — آن رشته عصبی ظریف و حیاتی که پیامهای مغز را به اندامها و پیامهای حسی را به مغز میرساند — آسیب میبیند. از آن لحظه به بعد، زندگی هرگز مانند گذشته نخواهد بود. این واقعیت تلخ برای سالانه ۲۵۰ تا ۵۰۰ هزار نفر در سراسر جهان رخ میدهد و بر اساس آمار سازمان جهانی بهداشت، هماکنون بیش از ۱۵ میلیون نفر با عوارض ناشی از آسیب نخاعی زندگی میکنند.
معلولیت، سالمندی، و معمای شهرهای بهظاهر دوستدار
برای دههها، «مطالعات سالمندی» (Gerontology) و «مطالعات معلولیت» (Disability Studies) در دو قلمرو موازی و بیخبر از یکدیگر پیش میرفتند. اولی پیری را عمدتاً «فرایندی طبیعی» و «وابسته به سن» میدید که به تدریج تواناییها را کاهش میدهد، و دومی معلولیت را «برساختی اجتماعی» میدانست که از تعامل بدنهای متفاوت با محیطهای طردکننده پدید میآید. گویی پیری و معلولیت دو جهان جداگانهاند که ساکنانشان هرگز یکدیگر را ملاقات نمیکنند. اما بدن یک زن هفتادوچهارساله با واکر و عینک و سمعک، این توهم را نقش بر آب میکند. پیری و معلولیت در یک بدن جمع میشوند، و سیاستهای اجتماعیای که این دو را جداگانه میبینند، در برابر چنین بدنی ناتوان از پاسخگوییاند
تنوع عصبی و اوتیسم: تغییر نگاهها از اختلال به تفاوت
مقاله حاضر میکوشد نشان دهد که چگونه این تغییر پارادایم — از «درمان» به «پذیرش»، از «نقص» به «تفاوت»، و از «تغییر فرد» به «تغییر سیستمهای قدرت» — در طول سه دهه اخیر، نهتنها گفتمان علمی، بلکه سیاستهای بهداشت جهانی، نظامهای آموزشی، و فرهنگ عمومی را دگرگون کرده است. نقطه کانونی این تحلیل، بررسی شعارهای سازمان جهانی بهداشت در چند سال اخیر و پیوند آنها با گفتمان تنوع عصبی است.
اختلال طیف اوتیسم: از تشخیص تا تنوع عصبی
اختلال طیف اوتیسم (Autism Spectrum Disorder; ASD) یکی از پیچیدهترین و ناهمگنترین شرایط عصبرشدی (Neurodevelopmental) است که روانپزشکی و علوم اعصاب مدرن با آن روبهرو هستند. این وضعیت اساساً با تفاوتهای پایدار در دو حوزه اصلی مشخص میشود: نخست، ارتباط و تعامل اجتماعی، و دوم، الگوهای محدود، تکراری و کلیشهای در رفتار، علایق یا فعالیتها. واژه «طیف» در نامگذاری آن بازتابدهنده گستره وسیع علائم، سطوح عملکردی و نیازهای حمایتی است که از افراد با نیازهای بسیار اساسی تا افرادی با زندگی کاملاً مستقل را در بر میگیرد.