بازیهای خانوادگی و اسباببازیهای فراگیر
یک کودک با فلج مغزی که نمیتواند قطعات ریز لگو را در دست بگیرد، یک کودک نابینا که نمیتواند تصاویر روی کارتهای بازی را ببیند، یک کودک اوتیسم که از صداهای بلند و نورهای چشمکزن اسباببازیهای الکترونیک میگریزد، و یک کودک با ناتوانی ذهنی که قواعد پیچیدهٔ یک بازی رومیزی را درک نمیکند – همهٔ این کودکان، «قربانیان» طراحی انحصارگرایانهای هستند که «کودک بهنجار» (Neurotypical, Able-Bodied) را به عنوان «استاندارد پیشفرض» در نظر میگیرد. این «طراحی مبتنی بر بهنجاری» (Normative Design)، نه فقط کودکان دارای معلولیت را از لذت بازی محروم میکند، بلکه «خواهران و برادران سالم» آنها و «کل خانواده» را نیز از تجربهٔ «بازی مشترک» (Shared Play) – که یکی از عمیقترین اشکال پیوند انسانی است – بازمیدارد.