بازیهای خانوادگی و اسباببازیهای فراگیر
راهنمای تخصصی برای والدین، تسهیلگران و طراحان
مقدمه
«بازی»، زبان مشترک همهٔ کودکان جهان است. کودک، پیش از آنکه بتواند سخن بگوید، بازی میکند. پیش از آنکه خواندن و نوشتن بیاموزد، از طریق بازی میآموزد. بازی، فقط «سرگرمی» نیست؛ بستر اصلی رشد شناختی، حرکتی، عاطفی، و اجتماعی کودک است. اما در حالی که میلیونها کودک در سراسر جهان هر روز با لگوها، عروسکها، توپها، و بازیهای رومیزی سرگرم میشوند، میلیونها کودک دارای معلولیت – جسمی، حسی، ذهنی، یا رشدی – از این تجربهٔ بنیادین انسانی «محروم» میمانند. نه به این دلیل که «نمیتوانند» بازی کنند، بلکه به این دلیل که «اسباببازیها و بازیها برای آنها طراحی نشدهاند».
یک کودک با فلج مغزی که نمیتواند قطعات ریز لگو را در دست بگیرد، یک کودک نابینا که نمیتواند تصاویر روی کارتهای بازی را ببیند، یک کودک اوتیسم که از صداهای بلند و نورهای چشمکزن اسباببازیهای الکترونیک میگریزد، و یک کودک با ناتوانی ذهنی که قواعد پیچیدهٔ یک بازی رومیزی را درک نمیکند – همهٔ این کودکان، «قربانیان» طراحی انحصارگرایانهای هستند که «کودک بهنجار» (Neurotypical, Able-Bodied) را به عنوان «استاندارد پیشفرض» در نظر میگیرد. این «طراحی مبتنی بر بهنجاری» (Normative Design)، نه فقط کودکان دارای معلولیت را از لذت بازی محروم میکند، بلکه «خواهران و برادران سالم» آنها و «کل خانواده» را نیز از تجربهٔ «بازی مشترک» (Shared Play) – که یکی از عمیقترین اشکال پیوند انسانی است – بازمیدارد.
«اسباببازی فراگیر» (Inclusive Toy) و «بازی خانوادگی فراگیر» (Inclusive Family Game)، پاسخی به این محرومیت تاریخی است. این مفاهیم، برآمده از فلسفهٔ «طراحی جهانی» (Universal Design) هستند: «محصولات و محیطها باید بهگونهای طراحی شوند که برای گستردهترین طیف ممکن از افراد، بدون نیاز به تطبیق یا طراحی تخصصی، قابل استفاده باشند» (Connell et al., 1997). در این مقاله، ضمن تعریف مفاهیم، مرور موانع، معرفی اصول طراحی فراگیر در اسباببازی، و ارائهٔ راهنمای عملی برای والدین و تسهیلگران، تلاش میکنیم نشان دهیم که «بازی برای همه» نه یک شعار آرمانی، که یک «امکان عملی» و یک «ضرورت رشدی» است.
۱. اسباببازی فراگیر و بازی خانوادگی فراگیر: تعاریف و اصول
اسباببازی فراگیر (Inclusive Toy): اسباببازیای است که بهطور آگاهانه طراحی یا انتخاب شده تا کودکان با دامنهٔ وسیعی از تواناییها – از نظر حرکتی، حسی، شناختی، و ارتباطی – بتوانند بهطور مستقل یا با حداقل کمک، با آن بازی کنند و از آن لذت ببرند. اسباببازی فراگیر، ضرورتاً «ویژهٔ کودکان معلول» نیست؛ بلکه برای «همهٔ کودکان» جذاب و قابل استفاده است.
بازی خانوادگی فراگیر (Inclusive Family Game): بازیای است که تمام اعضای خانواده – صرفنظر از سن، توانایی جسمی و ذهنی، و سطح مهارت – بتوانند «در کنار هم» و «با احساس مشارکت برابر» آن را انجام دهند.
بر اساس اصول هفتگانهٔ «طراحی جهانی» (Connell et al., 1997) که برای نخستین بار در دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی تدوین شد، یک اسباببازی یا بازی فراگیر باید دارای ویژگیهای زیر باشد:
۱. استفادهٔ عادلانه (Equitable Use): برای همهٔ کودکان، فارغ از توانایی، جذاب و قابل استفاده باشد. برای مثال، یک توپ با زنگولهٔ داخلی، هم برای کودک بینا و هم برای کودک نابینا جذاب است.
۲. انعطافپذیری در استفاده (Flexibility in Use): بتوان به شیوههای مختلف با آن بازی کرد. برای مثال، یک مجموعه بلوکهای بزرگ را میتوان چید، پرتاب کرد، یا روی هم کوبید.
۳. استفادهٔ ساده و شهودی (Simple and Intuitive Use): قواعد بازی، فارغ از سطح تجربه، دانش، زبان، یا توانایی تمرکز، قابل درک باشد.
۴. اطلاعات قابل درک (Perceptible Information): اطلاعات ضروری، از طریق کانالهای حسی مختلف (بینایی، شنوایی، لامسه) منتقل شود. برای مثال، کارتهای یک بازی رومیزی، علاوه بر متن و تصویر، دارای «برجستگی لمسی» یا «کد QR برای توضیح صوتی» باشند.
۵. تحمل خطا (Tolerance for Error): خطاهای احتمالی، «تنبیه» نشوند و به «ناکامی» و «خروج از بازی» نینجامند.
۶. تلاش فیزیکی کم (Low Physical Effort): بازی، نیازمند «دقت حرکتی بالا» یا «قدرت عضلانی زیاد» نباشد.
۷. اندازه و فضای مناسب برای نزدیک شدن و استفاده (Size and Space for Approach and Use): قطعات بازی، برای دستهای کوچک یا با قدرت گرفتن محدود، مناسب باشند.
۲. چرا بازی فراگیر «ضرورت» است، نه «تجمل»؟
پژوهشهای رشدی انجام شده سه کارکرد را برای بازی های فراگیر ضروری می دانند.
الف) رشد مهارتهای حرکتی و حسی: کودکی که اسباببازی را لمس میکند، فشار میدهد، یا پرتاب مینماید، در حال «تمرین» مهارتهای حرکتی ظریف و درشت است. برای کودکان با فلج مغزی یا اختلال هماهنگی رشدی، اسباببازیهای فراگیر – مانند بلوکهای بزرگ با سطح زبر یا توپهای نرم با بافتهای مختلف – «ابزار توانبخشی» نیز محسوب میشوند.
ب) رشد شناختی و زبانی: بازیهای رومیزی، حافظه، برنامهریزی، حل مسئله، و نوبتگیری را تقویت میکنند. وقتی این بازیها «فراگیر» باشند (برای مثال، دارای «نسخهٔ سادهشده» برای کودکان با ناتوانی ذهنی)، کودک از «احساس شایستگی» (Competence) بهرهمند میشود، نه «احساس شکست مکرر».
ج) پیوند خانوادگی و شمول اجتماعی: شاید عمیقترین کارکرد بازی فراگیر، «خلق فضایی مشترک» برای تعامل خواهر/برادر سالم و دارای معلولیت باشد. در یک بازی فراگیر، «معلولیت» محو میشود و «بازی» جای آن را میگیرد. برای یک لحظه، دو کودک نه «معلول» و «سالم»، که «دو همبازی» هستند. این تجربه، «کلیشهها» را در ذهن هر دو طرف میشکند و «پذیرش تفاوت» را نهادینه میکند.

۳. موانع بازی فراگیر: چرا کودکان دارای معلولیت «بازی نمیکنند»؟
پیش از ارائهٔ راهکار، باید موانع را دقیق شناخت. چهار دسته مانع اصلی وجود دارد:
- موانع فیزیکی/حرکتی: قطعات بسیار ریز (نیازمند گرفتن ظریف)، دکمههای بسیار کوچک، یا نیاز به «سرعت عمل بالا».
- موانع حسی: اسباببازیهای با نورهای چشمکزن و صدای ناگهانی (برای کودکان اوتیسم)، یا فقدان بازخورد لمسی/صوتی (برای کودکان نابینا).
- موانع شناختی: قواعد بسیار پیچیده، تعداد زیاد گزینهها، یا نیاز به «حافظهٔ کاری قوی».
- موانع اجتماعی/نگرشی: باور والدین یا مربیان به اینکه «این کودک نمیتواند بازی کند»، یا «بازی، برای او فایدهای ندارد».
۴. نمونههایی از اسباببازیها و بازیهای خانوادگی فراگیر
الف) اسباببازیهای حسی-حرکتی فراگیر:
- توپهای صدا دار و بافتدار: دارای زنگولهٔ داخلی (برای کودکان نابینا) و سطح ناهموار (برای تحریک حس لامسه). مناسب برای کودکان با محدودیت بینایی و فلج مغزی خفیف.
- بلوکهای بزرگ مغناطیسی (مانند Magformers): اتصال آسان با نیروی مغناطیسی، نیاز به دقت حرکتی ظریف را کاهش میدهد.
- خمیر بازی معطر و بدون گلوتن: برای کودکان با حساسیت حسی (اوتیسم) و محدودیتهای حرکتی ظریف مناسب است.

ب) بازیهای رومیزی فراگیر:
- بازی «حدس بزن کی؟» (Guess Who?) با کارتهای لمسی: تصاویر، دارای برجستگیهای قابل لمس برای کودکان نابینا باشند.
- بازیهای همکاریمحور (Cooperative Games) مانند «Outfoxed!»: همهٔ بازیکنان «در یک تیم» علیه بازی میجنگند. حذف نشدن هیچکس، فشار روانی را کاهش میدهد.

ج) بازیهای حرکتی خانوادگی فراگیر:
- بالنبازی: یک بادکنک را در هوا نگه دارید. سرعت پایین، قابل پیشبینی بودن مسیر، و عدم نیاز به قدرت بدنی، آن را برای کودکان با ویلچر یا محدودیت حرکتی ایدهآل میکند.
- بولینگ با بطریهای پلاستیکی: بطریهای خالی را به عنوان پین بولینگ بچینید و با یک توپ نرم آنها را بزنید.

د) اسباببازیهای تطبیقیافته (Adapted Toys):
- «سوئیچهای بزرگ» (Big Switches): اسباببازیهای باتریدار معمولی را میتوان با اتصال یک «سوئیچ بزرگ خارجی» برای کودکانی که نمیتوانند دکمههای کوچک را فشار دهند، تطبیق داد. سازمانهای غیرانتفاعی مانند «Tobbles» نمونههایی از این فناوری ساده و کمهزینه را ارائه میدهند.

۵. راهنمای عملی برای والدین: چگونه بازی فراگیر را در خانه ترویج دهیم؟
۱. «اصل ۳۰ ثانیه» را رعایت کنید: اگر کودکتان نمیتواند اسباببازی را در ۳۰ ثانیهٔ اول «بفهمد» و «شروع به بازی کند»، احتمالاً بازی برای او «ناامیدکننده» خواهد بود. به دنبال اسباببازیهایی باشید که «شروع آسان» (Low Threshold) دارند.
۲. قواعد را «انعطافپذیر» کنید، نه «حذف»: در یک بازی رومیزی، اگر خواهر/برادر دارای معلولیت نمیتواند قواعد کامل را رعایت کند، «قاعدهٔ ویژه»ای برای او طراحی کنید (مثلاً «او میتواند دو بار تاس بیندازد»)، اما «از بازی حذفش نکنید».
۳. «بازیهای همکاریمحور» (Cooperative Games) را در اولویت قرار دهید: در این بازیها، بازیکنان با هم «برنده» یا «بازنده» میشوند. این ساختار، «رقابت نابرابر» را حذف میکند.
۴. از «وسایل دورریختنی» اسباببازی بسازید: یک جعبهٔ مقوایی بزرگ میتواند «سفینهٔ فضایی» شود. بطریهای پلاستیکی، «بولینگ». creativity شما محدودیت اصلی است. این اسباببازیهای خانگی، معمولاً «قابل شخصیسازی»تر و «کمهزینهتر» هستند.
۵. «زمان بازی» را مقدس بشمارید: روزی ۲۰ دقیقه «بازی خانوادگی» بدون هیچ مزاحمتی (موبایل، تلویزیون، کارهای خانه). این ۲۰ دقیقه، «سرمایهگذاری عاطفی» برای یک عمر است.

۶. پیشنهادهای عملی برای تسهیلگران
۱. «کتابخانهٔ اسباببازی فراگیر» (Inclusive Toy Library) در منطقهٔ خود راهاندازی کنید. با کمک خیّرین، شهرداری، یا سازمان بهزیستی، مجموعهای از اسباببازیهای فراگیر (بلوکهای بزرگ، توپهای حسی، بازیهای رومیزی ساده) تهیه کنید و به خانوادهها «امانت» دهید. این کار، «دسترسی» را برای خانوادههای کمبضاعت فراهم میکند.
۲. کارگاه «اسباببازیسازی با وسایل دورریختنی» برای والدین برگزار کنید. والدین را گرد هم بیاورید و با هم از وسایل ساده، اسباببازیهای فراگیر بسازید. این کار، «خلاقیت»، «همبستگی»، و «صرفهجویی اقتصادی» را همزمان تقویت میکند.
۳. در بازدیدهای میدانی، «ارزیابی بازی» انجام دهید. از خانواده بپرسید: «فرزندتان معمولاً با چه چیزی بازی میکند؟ خواهر/برادرش چطور؟ آیا تا به حال با هم بازی کردهاند؟» اگر پاسخ منفی است، «یک بازی سادهٔ فراگیر» (مانند بالنبازی) را به آنها «نشان دهید» و در جلسهٔ بعد پیگیری کنید.
۴. «روز بازی فراگیر» در محله برگزار کنید. با هماهنگی مسجد، مدرسه، یا سرای محله، یک عصرانهٔ بازی ترتیب دهید که در آن، خانوادهها با کودکان دارای و بدون معلولیت، بازیهای فراگیر انجام دهند. این رویداد، «آگاهسازی عمومی» و «شکستن کلیشهها» را بهطور همزمان انجام میدهد.
۵. از «بازی» به عنوان «ابزار ارزیابی» استفاده کنید. مشاهدهٔ یک کودک در حین بازی، اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ «تواناییهای حرکتی ظریف»، «مهارتهای حل مسئله»، «تنظیم هیجانی»، و «تعامل اجتماعی» او فراهم میکند که میتواند مکمل ارزیابیهای رسمی باشد.
۶. با «مدارس فراگیر» و «مهدکودکها» همکاری کنید. به مربیان، فهرستی از «اسباببازیهای فراگیر» و «راهنمای تطبیق بازیها» ارائه دهید تا محیطهای آموزشی نیز «فراگیرتر» شوند.
۷. به «بازی بزرگسالان دارای معلولیت» نیز توجه کنید. بازی، فقط برای کودکان نیست. بزرگسالان دارای معلولیت ذهنی یا جسمی نیز به «تفریح»، «رقابت سالم»، و «پیوند اجتماعی» از طریق بازی نیاز دارند. گزینههایی مانند «بازیهای کارتی ساده»، «بولینگ تطبیقی»، یا «بازیهای ویدئویی با کنترلهای تطبیقپذیر» را به آنها معرفی کنید.
نتیجهگیری
بازی، «حق» هر کودک و هر انسانی است. این حق، در کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل (مادهٔ ۳۱) و کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت (مادهٔ ۳۰) به صراحت به رسمیت شناخته شده است. با این حال، تحقق این حق برای کودکان دارای معلولیت، نیازمند «تغییر نگاه» از «طراحی برای اکثریت» به «طراحی برای همه» است. اسباببازیها و بازیهای فراگیر، تجسم این تغییر نگاه هستند: محصولاتی که «تفاوت» را نه به عنوان «مشکل»، که به عنوان «بخشی از تنوع انسانی» میپذیرند.
والدین، نخستین و مهمترین «تسهیلگران بازی» هستند. آنها میتوانند با «انتخاب آگاهانهٔ اسباببازی»، «تطبیق خلاقانهٔ قواعد»، و «اولویت دادن به زمان بازی»، درهای «جهان بازی» را به روی همهٔ فرزندانشان بگشایند. تسهیلگران و مددکاران نیز میتوانند با «ترویج فرهنگ بازی فراگیر» در سطح محلی، «دسترسی» به اسباببازیهای مناسب را افزایش دهند. به قول ماریا مونتهسوری: «بازی، کار کودک است.» و ما باید مطمئن شویم که «محیط کار» برای «همهٔ کودکان» – فارغ از تواناییهایشان – امن، قابل دسترس، و لذتبخش باشد.
منابع
- Connell, B. R., Jones, M., Mace, R., Mueller, J., Mullick, A., Ostroff, E., … & Vanderheiden, G. (1997). The Principles of Universal Design. NC State University, Center for Universal Design.
- United Nations. (1989). Convention on the Rights of the Child. UN General Assembly. (Article 31: Right to play).
- United Nations. (2006). Convention on the Rights of Persons with Disabilities. UN General Assembly. (Article 30: Participation in cultural life, recreation, leisure and sport).
- Missiuna, C., & Pollock, N. (2011). Play deprivation in children with physical disabilities: The role of the occupational therapist in preventing secondary disability. American Journal of Occupational Therapy, 45(10), 882-888.
- Bundy, A. C. (2012). Children at play: Can I play too? In S. J. Lane & A. C. Bundy (Eds.), Kids Can Be Kids: A Childhood Occupations Approach (pp. 28-43). F.A. Davis.
- Lekotek. (2023). Guide to Choosing Toys for Children with Disabilities. National Lekotek Center. https://www.lekotek.org
- سازمان بهزیستی کشور. (۱۴۰۰). راهنمای بازیهای فراگیر برای کودکان با نیازهای ویژه. تهران: معاونت توانبخشی.